نقد و بررسي بازي Far Cry 3

[ad_1]

اگر کسی بخواهد فقط با یک کلمه بازی Far Cry 3  را توصیف کند مطمئنا لغت ”پر هیجان” برازنده ترین توصیف خواهد بود. این بازی پر است از موارد سخت و دراماتیک که خالی از لحظات خونین نیز نخواهد بود و این باب طبع آن دسته ای است که عاشق تیراندازیند.

ماجرا از آنجایی شروع می شود که شما در فضایی بسیار شاد و زیبا قرار دارید و همه مشغول گذراندن تعطیلات در جزیره ای استوایی هستند که از اطراف توسط کوه ها و صخره ها پوشیده شده است.

بازی نشان می دهد که خدمه شما در لب ساحل نوشیدنی می خورند، در اطراف پرسه می زنند، قایق بادی سوار می شوند و از دیگر سرگرمی ها در تعطیلات لذت می برند. در حالی که همه چیز به طور مرموزی به سرعت عوض می شود. شرایط به گونه ای پیش می رود که شما توسط گروهی از دزدان تبهکار ربوده می شوید و واضح است که آنها قصد دارند تا برای سالم برگشتن شما خونبها دریافت کنند.

بعد، شما به همراه برادر بزرگتان که به شدت توسط یک فرد کاملا دیوانه به نام “واس” که از سران تبهکاران است وحشت زده شده، در قفسی از چوب بامبو زندانی می شوید. خوشبختانه آموزش های نظامی برادرتان اینجا به کار می آید. او نگهبان را می زند و این امکان را به شما می دهد تا برای آزادی تلاش کنید. اما از بد حادثه برادرتان در جریانی کشته می شود و شما نا امیدانه با فرار از تیراندازی های سنگین تبهکاران به بوته ها گریخته و آدم کشهای “واس” به تعقیب شما می پردازند.

از اینجا بازی وارد مرحله اصلی خود می شود. شما با گروهی از یاغیان دوست میشوید که سعی دارند این جزیره “راک” را از صاحبان صنایع پس بگیرند و این گروه به شما یاد می دهد که چگونه یک مبارز واقعی شوید و بتوانید در جنگل زندگی کنید. زمانبندی و طبیعی بودن این کمک تا حدی در قالب داستان رمز آلود به نظر می رسد. آن شکلی که شما در لحظه مناسب کمک می گیرید در حالی که رو به مرگ بودید خیلی تصادفی به نظر می رسد. که گفته شد، اگر شما بعدش می مردید، بازی کوتاه و قوی از آب در می آمد، بنابراین به این خاطر بود که در بار یازدهم از دروگر نجات پیدا کردید.

به همین دلیل، آن شکل سریعی که شما از یک فردی که از تفنگ دست گرقتن می ترسید و حالا به یک ماشین آدم کشی تبدیل شده، دور از عقل به نظر می رسد ولی روند داستان و بازی به گونه ای است که از بازی کردن و دنبال کردن داستان لذت خواهید برد. همچنین جالب خواهد بود که ببینید “جیسون” نقش اول بازی که شما هدایتش می کنید، چگونه از فردی ترسو و بدون اعتماد بنفس به نیرویی ضربتی و مهاجم تبدیل می شود. در ابتدا شما خیلی ترسو هستید و از اینکه باید چه بکنید مطمئن نیستید. نجات یافتن و فرار کردن تنها اهداف شما به حساب می آیند.

به زودی از اینکه با “واس” و صاحبان صنایع می جنگید و مبارزه می کنید بسیار لذت خواهید برد و نیز آشنایی شما با دسته ای از سوارکاران عجیب و غریب و دیگر افرادی که در طول بازی با آنها آشنا خواهید شد از نقاط قوت بازی Far Cry 3 به حساب می آیند.

 مخصوصا، “واس” که حقیقتا یک جانی بلفطره و از آن دسته افرادی است که شما دوست دارید ازش متنفر باشید. رفتار و ظاهر او به شدت شبیه به آن دسته افراد جامعه ستیز اما شجاعی است که در جنگل های ویتنام حضور داشتند، مانند همانکه در فیلم “اکنون آخر الزمان” نشان داده شد. در حقیقت، اگر بخواهیم یک گردش سینمایی داشته باشیم که حال و هوای بازی Far Cry 3  را داشته باشد، فیلم فرانسیس فورد کپلا بهترین نمونه آن خواهد بود.

این بازی به گونه ای است که به سادگی با محیط جغرافیایی جزیره آشنا می شوید، که نمونه های بارز آن هم به هنگام جست جو برای آثار باستانی نادر، شکار و زدو خورد با دزدان خود را نشان می دهند. بازی به طور تدریجی پیش می رود به گونه ای که مهارت های لازم برای موفقیت در هر مرحله را فرا می گیرید. شما باید یادبگیرید که منابع موجود در جزیره را تحت کنترل و اختیار خود در آورید تا بدین وسیله بتوانید زنده بمانید و به یک مبارز واقعی بدل شوید.

گل ها و گیاهان گوناگونی وجود دارند که باید آنها را در طول بازی جمع آوری کرده تا بتوانید برای سلامتی خود از آنها استفاده کنید. همچنین شما باید به شکار جانوران محلی نیز بپردازید.

شاید به این شکل طرفداران حقوق حیوانات از روند بازی زیاد خوششان نیاید، به طور مثال هنگامی که شما اسلحه خود را بهبود می بخشید و گوشه و کنار را برای شکار حیوانات محلی جست و جو می کنید و از لاشه آنها برای دوختن کیف و کیسه و جلد چرمی استفاده می کنید. این یک مقدار وحشتناک به نظر می رسه که به طور منظم پوستی از حیوانات محلی داشته باشید. جالب این جاست که خود جیسون هم در لا به لای مکالماتش از این موضوع زیاد راضی نیست. روند بازی به گونه ای است که به آرامی سلاح هایتان پیشرفته تر می شوند و بر توانایی هایتان افزوده می گردد. شما به تدریج قوی میشوید، به طور مثال اینکه روشهای هنر چرم گیری را یاد می گیرید و به وسیله آن برای خود اسباب و ادوات درست می کنید.

نبردهای شما در طول بازی لحظه ای و موردی هستند. شما می توانید هیجانتان را به هنگامی که مسلسل سنگین را به دست می گیرید تخلیه کنید، یا مخفیانه لابه لای علف ها پنهان شده و با حرکات آکروباتیک و چاقو دشمن را نا گهانی بکشید و یا اینکه در نقش یک تک تیرانداز ظاهر شده و دشمن را از راه دور بکشید. همچنین سلاحهای  بسیار جالب دیگری مثل: شعله افکن، مین و نارنجک و حتی راکت انداز در بازی در اختیار شما قرار دارد یا اگر دارید با مبارز جاده های بزرگ، “مکس” دیوانه درگیر می شوید، می توانید به سادگی به پشت ماشین های قراضه ای که در اطراف وجود دارند پریده و هر دشمنی که دور و بر شما وجود دارند را مثل علف های هرز درو کنید.

بازی همچنین دارای صحنه های جالبی می باشد مثل برخی انفجار ها که باعث آتش سوزی وحشتناکی شده و باعث می شود دشمنان به فضاهای باز کشانده شوند و آنگاه شما با شلیک چند گلوله ساده آنها را پراکنده می کنید.

نبردهای بسیار متنوع و گه گاهی خونین وقتی شکل می گیرند که شما باید مطمئن شوید که از دید دشمن خارجید، دشمنی که تا دندان مسلح روبه رویتان است و منتظر  شکار و کشتنتان می باشد.

همانجوری که سلاح های بهتری بدست می آورید، مهارت های رزمی شما نیز بهبود می یابند. سیستم بهبود و تکامل شخصیتی این بازی به دور توانایی های شما در شناخت اطلاعات و دانش  قبیله ای   می چرخد که آن نیز به وسیله خال کوبی هایی که در طول بازی بدست می آورید سنجیده می شود. وقتی شما توانایی های رزمی جدید، نحوه زنده ماندن و حقه های مخفی را یاد می گیرید،              خال کوبی های جدیدی بر بازوهای شما نقش می بندند. این سیستم به شما قدرت انتخاب می دهد و با بدست آوردن تجربیات، مهارت های جدیدی را می آموزید. فن “هویج و چسب” یک نمونه کاملا عملی به هنگام نزدیک شدن به دشمن است. در ابتدا، شاید به نظر برسد که پیشرفتی ندارید اما بزودی متوجه خواهید شد که چه حرکات فوق العاده ای را قادرید انجام دهید، مثل کشتن با نوعی حرکت مخفیانه آکروباتیک که با کشیدن خنجر به طور ماهرانه ای همراه است.

بازی Far Cry 3 فقط مربوط به زد و خورد نمی شود. شما می توانید برای بازی پوکر پیش دوستان یاغی جزیره تان رفته ، شکار کنید، با کوسه ها شنا کنید، به مسابقه پرتاب چاقو بروید یا به مسابقات لیگ اسب دوانی بپیوندید. هر کدام از این کارها علاوه بر اینکه تفریح و سرگرمی هستند به شما کمک می کنند تا احساس کنید که بخشی از این محیط اجتماعی هستید.

پس به خاطر اینکه این بازی فضای نامطبوع زیاد و ماجراجویی های اجباری دارد، بازی کاملی نیست  نقاط ضعف در این بازی زیاد نیست اما یکی از مهمترین این اشکالات بخش چند نفره بازی است. هیچ نوع ابتکاری در این بخش دیده نمی شود، مخصوصا محیط بازی که به شکل شهری طراحی شده. محیط بازی بسیار باز است و وقتی با نیروهای دشمن روبه رو می شوید به هیچ وجه نمی توانید از مخفی کاری و پنهانی ضربه زدن استفاده کنید. با این وجود بخش چند نفره بازی هنوز جالب است و ارزش وقت گذاشتن را دارد، اما Far Cry 3 در بخش اول شخص و بازی فردی بسیار قوی تر و مبتکرانه تر است.

البته، شاید این بازی در ابتدا گیج کننده به نظر برسد. منو و سیستم موجود برای بازی که وابسته با دانش و شناخت بالایی است شاید در ابتدا خیلی ملموس نباشد. این بازی شما را مجبور می کند تا برای کیسه درست کردن و دیگر کارهای پیچیده شکار کنید که گه گاهی برای تحت فشار مالی بودن نیز مجبورید تن به چنین کاری بدهید. این باعث می شود که برای سایز کیف پولتان و نیز دیگر ابزارها و وسایل محدودیت هزینه داشته باشید. وقتی شما کیف بزرگتری را با دست برای خود درست می کنید، علاوه بر اینکه می توانید مقدار پول بیشتری را با خود حمل کنید، قادر خواهید بود سلاح های گران قیمت تر بیشتری را نیز خریداری کنید. از نظر ما این شاید غیر منطقی بیاید. آیا اولین هدفتان در جزیره این نخواهد بود که کیف پول بزرگتری را از مردمان محلی بخرید؟ این بهترین و سریعترین پاسخ برای مشکل مادی شما خواهد بود، که هم می توانید پول بیشتری را حمل کنید و هم می توانید سریعتر اسلحه مورد نیازتان را خریداری کنید.

وقتی که نیاز باشه از حقه ها و وسایل بدلی استفاده کنید، سیستم های موجود وپولی به دادتان خواهد رسید. در ابتدا شکافی در بازی ایجاد می کنید، ظرفیت قابل حمل خود را افزایش می دهید تا کیف پول بزرگتر و جا دار تری داشته باشید تا به وسیله آن وسایل بیشتری بخرید و بازی برایتان لذت بخش تر بشود.

Far Cry 3  به راحتی ساختارش را به شما نشان می دهد و شاید در ابتدا با توجه به آنکه در قسمت بعد چه بایدانجام دهید قدری آن را سخت و مشکل فرض کنید. نقشه با موارد از قبل تعیین شده در اختیارتان است و مشخص نخواهد بود که کدام یک برای رسیدن به هدفتان مناسب تر است. شما فقط باید صبور باشید و قبل از اینکه ببینید هدف بلند مدتتان چیست باید موارد پیش روی تان را در نظر بگیرید.

قضاوت درباره بازی

با وجود موارد بسیار کم غیر قابل باور درباره این بازی، Far Cry 3  حقیقتا یکی از بهترین بازی های ماجرایی است. داستان اجباری بازی خیلی بیشتر از موارد تیراندازی آن است، موارد سرگرم کننده بسیاری در این بازی وجود دارد و جزیره “راک” بسیار گیج کننده است، اگر این جزیره مخصوص عده ای از دزدان پست و وحشی که شما مجبورید با آنها باشید نبود،  مکانی بسیار شاد و لذت بخش برای زندگی کردن می بود.

[ad_2]

لینک منبع

نكاهي نزديك به Resident Evil 6

[ad_1]

سازنده و ناشر Capcom

سبک : شوتر سوم شخص/ترسناک

پلتفرم: Xbox360/PS3 : نسخه ی PC در تاریخ بعدی عرضه میشود.

زمانی که اولین تریلرها و اطلاعات از قسمت چهارم RE در سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ منتشر شد،تعدادی از طرفداران تعصبی ،این قسمت را شکستی برای کپ کام پیش بینی کردند.ولی برخلاف تصور مخالفان،این بازی امتیازات شگفت انگیزی از وب سایت ها و مجلات بزرگ کسب کرد و فروش سرسام آوری را برای کپ کام به هدیه آورد.عنوان بازی برتر سال ۲۰۰۴ شاید افتخاری بزرگ برای صنعت بازی سازی ژاپن تلقی میشد که این بازی توانست آن را کسب کند.آن روزها گذشت و RE4 خود مبنای استاندارد بسیاری از عناوین سوم شخص مانند Gears of War و عناوین سوم شخص دیگر در بخش های مختلف به خصوص به کار گیری دوربین روی شانه شد.قسمت بعدی این فرانچایز در سال ۲۰۰۹ با هزینه ی هنگفت کپ کام و نیروی کار عظیم،ساخته و عرضه شد.باز هم مخالفان بسیاری این بازی را دور از المان های ترس این سری دانستند ولی همین بازی توانست عنوان پرفروش ترین بازی در تاریخ فرانچایز RE را رقم بزند.شاید تا حدودی حق با طرفداران بازی بود که این قسمت بیشتر به سمت اکشن رفته بود ولی ویژگی های ترسناکی در بازی وجود داشت که سایه ی اکشن بیشتر بر روی آن انداخته شده بود.

بعد از انتشار قسمت پنجم این فرانچایز،شایعات ساخت قسمت بعدی کم کم شروع شد.تهیه کننده ی ارشد کپ کام در سال ۲۰۱۰ اظهار داشت قسمت بعدی این عنوان یک ترس واقعی را به ارمغان میاورد و این بازی قرار است به بزرگترین رویداد شرکت کپ کام تبدیل شود.سرانجام در ماه ژانویه ۲۰۱۱ اولین تریلر رسمی Resident Evil 6 به صورت سورپرایزی بزرگ منتشر شد و خط داستانی بسیار پیچیده و حضور قهرمانانی مانند لیون و کریس در کنار هم سبب شد انتظارات از بازی بسیار بالا برود و همه خود را برای یک شاهکار بزرگ آماده کردند.

قبل از شروع نقد و بررسی،نکته ای بسیار مهم در مورد تغییراتی که تعدادی از بازی های بزرگ از جمله Resident Evil و حتی مکس پین ،پس از گذشت سالها در آن اعمال شده باید گوشزد کرد.خیلی دیده شده که یک سری از هواداران نوستالاژیک این فرانچایز خواهان بازگشت دوربین کلاسیک این بازی و بازگشت ترس بوده اند.ولی آیا این خواسته در این برهه ی زمانی به جا است ؟جواب این سوال خیر است.هر چیزی در این دنیا و حتی بازیهای ویدئویی که سابقه ای طویل دارند،مجبور هستند تا خود را با آنچه در زمان حال مرسوم هست مطابقت بدهند و یا حتی استانداردی جدید را پیاده سازی کنند.درست کاری که RE4 کرد و از موفق ترین عناوین شرکت کپ کام و حتی تاریخ بازیهای ویدئویی شد.کپ کام برای ساخت قسمت ششم سری Resident Evil سالها وقت گذاشت و مو به موی خواسته های هواداران را مرور کردند و پروژه ای را شروع کردند که تمام قشر علاقه مند به این بازی راضی شوند.مطمئنا اگر ما به دنبال ترس هستیم،دنبال اکشنی بیشتر نیز هستیم،چیزی که در RE6 به شکل کاملا حرفه ای و منصفانه چیده شد و از آن میتوان به عنوان یک شگفتی ساز نیز نام برد.سناریوی کریس در این بازی تجربه ی ناب یک شوتر سوم شخص در دنیای Resident Evil است که باید بازی شود تا به عمق ماجرا پی برد.همانطور که سناریوی لیون معماهای بیشماری دارد و زامبی ها،مهمانان قدیمی این بار با دستانی پر به دیدارتان میاید و ترسی تاریک را به مخاطب القا میکند.در ادامه نقد و بررسی Resident Evil 6 را مطالعه خواهید کرد و بیشتر با ویژگی های انقلابی این بازی اشنا میشوید.

داستان سری Resident Evil یکی از پیچیده ترین و در عین حال،پر ستاره ترین داستانهای طول تاریخ بازیهای ویدئویی است.شخصیت های بازی کاملا عمیق،ظریف و بسیار دقیق کار شده و از هرکدام اسطوره ای ساخته است.Resident Evil 6 با به میان آوردن دو شخصیت افسانه ای این بازی یعنی Leon S.Kennedy و Chris Redfield در کنار شخصیت جدیدی به نام Jake Muler که پسر آلبرت وسکر فقید است،خواست از تمامی پتانسیل های موجود در فرانچایز به نحو احسن استفاده کند و موفق هم بود.در Resident Evil 6 ما شاهد ظهور دورانی جدید برای این فرانچایز بعد از مرگ آلبرت وسکر در سال ۲۰۰۹ هستیم.سازمانی تروریستی به نام Neo-Umbrella توسط افرادی ناشناس که تا بالاترین مقامات سیاسی آمریکا نفوذ پیدا کرده بودند تاسیس شد و طرح حمله ای جهانی با ویروسی به نام C را پایه ریزی کرد.هدف اول جنگی در شرق اروپا بود که بیشتر برای تست موجوداتی که با این ویروس شیطانی به وجود آمده اند برنامه ریزی شد.۶ ماه بعد از این ماجرا حمله ای به شهر Tak Oaks در نزدیکی واشنگتن درست زمانی که رئیس جمهور در آنجا حضور داشت شد و باعث آلوده شدن ۷۰۰۰۰ نفر ساکن این شهر و همچنین شخص رئیس جمهور شد اتفاق افتاد.این حمله با هدف جلوگیری از افشاگری های رئیس جمهور در مورد ناگفته های راکون سیتی بنا نهاده شد. Derek C.Simmons ،رئیس بخش امنیت ملی آمریکا یکی از بانیان اصلی سازمان تروریستی Neo-Umbrella است که برنامه ی حمله ها را چیده بود و کسی از این موضوع خبردار نبود.تنها راه نجات از این ویروس مرگبار،در خون جیک مولر پسر آلبرت وسکر است.بدن وی آنتی بادی ای دارد که باعث میشود C-Virus به آن نفوذ نکند و آن را از بین میبرد.شری برکین،دختر بچه ای که ما در رزیدنت اویل ۲ ملاقات کرده بودیم و دختر دکتر ویلیام برکین است،حال تبدیل به ماموری کارکشته شده است و ماموریت دارد پس از پیدا کردن جیک مولر،وی را به سلامت در اختیار دولت آمریکا قرار دهد.کریس ردفیلد که دچار اختلالات روانی ناشی از از دست دادن افرادش در یک عملیات به فرماندهی خودش،شده است،حال به او رهبری گروه BSAA برای نفوذ به مقر دشمن در چین داده شده است.در آن سوی قضیه،لیون اس کندی پس از قتل رئیس جمهور زامبی شده،متهم وتحت تعقیب قرار گرفته است و پس از نجات از شهر Tak Oaks به همراهی هلنا هارپر، برای تمام کردن این بحران به چین میرود.

همانطور که گفتیم،داستان این قسمت شروعی دوباره برای دنیای پر رمز و راز Resident Evil است و این شروع بسیار خوب انجام شد.چهار خط داستانی در بازی وجود دارد که از این چهار مورد،سه مورد کریس،لیون و جیک آزاد هستند و پس از تکمیل این بخش ها،خط داستانی ادا وانگ نیز باز خواهد شد تا حقایق بیشتری برای بازیکن برملا شود.خط داستانی ادا وانگ تنها بخشی است که تک نفره است و بیشترشامل حل پازلهای متفاوت است. اگر بخواهیم واقع بین باشیم،کپ کام به نوعی ۴ بازی در یک بازی مهیا کرده است.هر خط داستانی حداقل ۸ ساعت به طول میانجامد و هرکدام گیم پلی خاص،کات سین های متفاوت و پایان های متفاوت را دارا هستندوهر ۴خط داستانی با یکدیگر در ارتباط و مکمل یکدیگر هستند.سوالات زیادی پس از اتمام بخش لیون در سر بازیکن میماند که با انجام دادن بخش کریس جوابشان را تا حدودی خواهد گرفت.بخش ادا وانگ پر از جزئیات و جواب بیشتر سوالات بازیکن است.کپ کام از نظر داستان سنگ تمام را گداشت و بزرگترین خط داستانی را در سری Resident Evil ایجاد کرد که پایه ای جدید برای قسمت های بعدی خواهد بود.

در اول مقاله در مورد RE4 صحبتی شد و اشاره به این مورد شد که استاندارد های بسیار نهادینه ای رو این بازی معرفی کرد که تا همین امروز از آن به عنوان مرجع استفاده میشود.کپ کام پس از تجربه ی RE5 و پیاده سازی همان سبک گیم پلی قسمت چهارم ولی وسیعتر،حالا تمام مهره های خود را به دور ریخت و دوباره از نو شروع به نوشتن قوانین RE کرده است.به جرات میتوان گفت گیم پلی Resident Evil 6 اگر در تمام سالهای نسل هفتم در سبک خود بهترین نیست،ولی یکی از ده برتر خواهد بود.آزادی عمل بسیار زیاد شد و به نوعی کاراکتر محدود به “ایست-شلیک-بدو” نیست.کاراکتر میتواند در هنگام شلیک بدود،جا خالی بدهد،شیرجه بزند و حتی لیز بخورد.برخلاف تمامی قسمتهای RE ، در این بازی Malee Attack یا همان نبرد تن به تن،پررنگ ترین بخش گیم پلی را شامل میشود.در هر زمان میتوانید با دست و پا به دشمن حمله کنید،چاقو بکشید و با آن مبارزه کنید،Finisher های بسیار زیاد و بهبود سیستم شلیک،از نکات بارز گیم پلی این بازی است.هر شخصیت یک همکار با خود دارد که میتوان قبل از شروع بازی بین او و یا شخصیت اصلی دیگر یکی را انتخاب کرد و مثل قسمت قبل نیست که در صورت تمام کردن بازی یارتان برای بازی آزاد شود. اگر خاطرتان باشد ما در RE5 همیشه مشکل این را داشتیم که مهمات همکارمان چقدر است یا باید مواظبش میبودیم که مبادا بمیرد و زخمهایش را هم باید تسکین میدادیم ولی در RE6 بازی سازان کار را برای بازیکن راحت کردند و دیگر شما نباید نگران حال همکارتان یا سلامتیش باشید.به لطف هوش مصنوعی بالای یارتان،وی به خوبی از پس خودش برمیاید و همیشه هم برای کمک رسانی به شما آماده است.از طریق Cammand هایی که در بازی تعبیه شده میتوانید به یارتان دستور عقب نشینی یا پیشروی بدهید ولی این کار بسیار کم انجام میشود و طوری پیاده سازی نشده تا مصرف بهینه و هیجان انگیزی داشته باشد.

متاسفانه آیتم های بسیار حرفه ای در گیم پلی RE6 وجود دارد که شاید تعداد زیادی از بازیکنان به راحتی ازش بگذرند ولی این کار سبب وارد شدن ضربه به گیم پلی خواهد شد.RE6 سیستم کاورگیری بهبود یافته ای دارد که میتوان با میکس کردنش در کنار پرش و نبردهای تن به تن،کمترین مهمات را مصرف کنید و بسیار زیباتر نیز بازی را ادامه دهیم.آیتم مهمات،چیزی است که در RE6 خیلی باید مواظبش باشیم.اگر بازی را روی درجه ی سختی Veteran و یا Professionalانجام دهیم،دشمنان قویتر،مهمات کمتر و به همین سبب چالش های پیش رویمان باعث میشود حس یک RE اصیل به ما دست بدهد. گیم پلی هر شخصیت با دیگری متفاوت است و ویژگی های خاص خود را دارند.آِیا به دنبال اکشنی نفسگیر و تیمی هستید؟ خب،کریس ردفیلد برای خدمت به شما آماده است.یک شوتر نظامی سوم شخص کامل با تیمی کارکشته و یک کماندو که میتواند حتی با چاقوی خالی از پس ۵دشمن بربیاید.بخش کریس جدا از انتقاداتی که به اکشن بودنش وارد میشود،فوق العاده خوش ساخت است و اگر بخواهیم با هم سبکانش مقایسه ای کنیم،آیتم های برتری نسبت به Gears of War یا مثلا بازی جدید ۲K games یعنی Spec-Ops دارد که از آن یک بخش بی نظیر برای علاقه مندان به شوتر نظامی میسازد.خب،از بخش کریس بیزار هستید؟کپ کام برای همه سلیقه ها آماده است ! بخش لیون یا بخش جیک مخصوص کسانی است که به دنبال چالش های ذهنی یا مقداری ترس هستند.تجربه ی لیون،ملاقاتی دوباره با زامبی های وحشی است در کوچه های خون آلود شهر Tak ، متروی تاریک این شهر با صدها زامبی و تنها روشنایی چراغ قوه ی شما است.مرحله ی قبرستان که وقتی در یک قبر به اشتباه بیوفتید لرزه به تنتان میوفتد.ما باید باور ترس را اول در خود بسازیم و سپس RE6 را شروع کنیم.انتظار ما از ترس چیست ؟ اتاقی تاریک و دستانی خالی ؟موسیقی دلهره آور ؟ همانطور که گفتم،تجربه ی واقعی این بازی تنها بر روی دو حالت سختی Veteran و Proffesional امکان پذیر است. بخش جیک مولر مخلوطی از اکشن و ترس همراه با پازل های چالش انگیز است و گیم پلی بسیار متفاوتی را نسبت به تمامی سناریوهای دیگر دارد.وقتی دستان جیک از اسلحه خالی میشود،بازی تبدیل به یک Hack & Slash میشود و آزادی عمل در اینجا به اثبات میرسد.اجرای فنون رزمی که مارا یاد پدرش،آلبرت وسکر میاندازد و اتمام کننده های بسیار جالب ، جلوه ی خوبی از این شخصیت ساخته است. این آزادی عمل در کنار معرفی موجودی ترسناک به نام Ustanak که در زبان مجارستانی به معنای “انقلابی” است، بسیار پر رنگ میشود.این موجود خاطرات مارا با Nemesis زنده میکند.وحشیگری وی و تعقیب و گریز های ترسناک و نفسگیرش بسیار عالی طراحی شده است.

گیم پلی بازی علاوه بر بخش های اصلی ،بخش های ماشین سواری،موتور سواری ،اسنوموبیل سواری و همینطور کنترل جت جنگی نیز دارد.کپ کام با خشابی که در اسلحه ی رزیدنت اویل پر کرد،المانها و ویژگی های سبک های مختلف را به سمت هواداران شلیک کرد.با این که کنترل جت جنگی مانند بازی Ace Combat نیست،ولی در سطح قابل قبولی قرار دارد و آنقدر طولانی نیست که بازیکن را آزار بدهد.بخش های موتور سواری با جیک،ماشین سواری با کریس و یا کنترل هواپیمای مسافربری با لیون که بسیار هیجانی و نفس گیر بود،از رزیدنت اویل یک آچار فرانسه ی همه کاره ساخت.

 بخش خط سلامتی در این قسمت سیستمی کاملا متفاوت و به نوعی واقعیتر را دارد.خط سلامتی بازیکن شامل چند مربع است که با همان گلهای سبز معروف (harb) پر میشود ولی علاوه بر این خط،یک خط انرژی زیرش قرار گرفته است و به نسبت کارهایی که در بازی میکنید تغییر میکند.درگیریهای تن به تن طولانی سبب میشود انرژی شما کم و نفس کم بازیکن سبب شود نتواند تا بیش از یک دقیقه حرکاتش را تنظیم کند.انرژی با Harbهم به سرعت باز میگردد ولی بهترین راه،کنترل شخصیت و انرژی آن است.منوی کاربردی دسترسی به اسلحه ها نقاط ضعف و قدرت بسیاری دارد.قوی از این نظر که آیتم ها به سهولت قابل دسترس است و هیچ پیچیدگی خاصی ندارد.نقطه ی ضعف این منوی کاربری وقتی خود را نشان میدهد که بازیکن تعداد زیادی اسلحه دارد.اگر حواستان نباشد و ندانید هر اسلحه در کدام اسلات است،ممکن است در نبرد های خود به مشکل بربخورید.اما این نقطه ی ضعف پس از ساعت ها بازی کردن از بین میرود.بر خلاف دو قسمت قبل که میتوانستیم با پول اسلحه بخریم و یا تقویت کنیم،در RE6 تمام سیستم قبلی به فراموشی سپرده شد و سیستم جدید Skill جایگزینش شده است.در طول بازی با کشتن دشمنان یا شکستن اجسام مختلف آیتم هایی را دریافت میکنید که با آنها میتوانید Skill های متفاوتی را بخرید و تقویت کنید.این Skill ها که تعدادشان زیاد است شامل تقویت هدف گیری،افزایش سلامتی،کاهش شدت ضربات،حرفه در کشتن دشمنی خاص،پیشرفت در تک تیز اندازی و … میشود. این سیستم نسبت به فروشنده ی غیرقابل باور RE4 و یا بخش آپگرید RE5 کمی واقعگرایانه تر به نظر میرسد.

از نقاط قوت دیگر بازی،بخش Co-op سرگرم کننده ی آن است.شما میتوانید با دوستان خود چه آنلاین و چه آفلاین در حالت SplitScreen بازی را اجرا کنید و از همکاری های دونفره ای که به وفور در بازی وجود دارد لذت ببرید.بخش Mercenaries پای ثابت هر قسمت از Resident Evil است و در این قسمت نیز با نقشه های وسیع و دشمنان بیشمار انتظار شما را میکشد.

بخش دیگری که باید به آن پرداخته شود،تنوع دشمنان بازی است.در RE6 هم با زامبی های بی عقل روبه رو میشوید و هم با Javo ها که مانند مردم دهکده در RE4 و دشمنان RE5 باهوش و مسلح به همه چیز هستند.عذابی که با دشمنان در این بازی داریم ویروس قوی آنها است که باعث میشود سریع تغیبر شکل بدهد و تبدیل به موجودی خطرناک بشود.نقطه ی قوت دشمنان، Boss های عظیم آنها هستند.باس فایت های RE6 به هیچ وجه خسته کننده نیستند و کشتن هر باس نیاز به تبحر خاص خود دارد.صحنه های دکمه زنی در بازی به وفور یافت میشود ولی این صحنه ها طوری نیستند که در جاهای بی مربوط به کارگرفته شود.صحنه های دکمه زنی در کشتن باس ها بسیار کاربرد دارد و این امر،مبارزه با آنها را بسیار هیجان انگیز میکند.همین سیستم سبب شد تا بخش زیادی از بازی که میتوانست با کات سین یا کنترل شخصیت توسط خود بازی رد شود،در اختیار بازیکن قرار میگیرد تا تجربه ای سینمایی را با دستان خود بچشد.

گرافیک و صداگذاری بخشی است که باید به آن دقت بسیاری شود.بازی از نظر صداگذاری کاملا بی نقص است،صدای کاراکتر ها کاملا همخوانی دارد و افکت های صدا در بازی بسیار عالی ساخته و پرداخته شده است.اما در بخش گرافیکی ،با اینکه بازی از نظر طراحی دنیای بزرگ خود و طراحی چهره ی دشمنان مخصوصا زامبیها عالی کارکرده است،ولی ضعف هایی در Texture ها دارد که میتواند قابل چشم پوشی باشد.بنده با بررسی دو نسخه ی Xbox360 وPS3 این بازی به این نتیجه رسیدم بازی برای اجرای روان در این دو کنسول مقداری سبک شده.شاید در نسخه ی PC که هنوز تاریخ عرضه ی دقیقی برایش مشخص نیست،مشکلاتی که در Texture های بازی وجود دارد برطرف شود.فیزیک اشیا،انفجارات و تجزیه ی بدن دشمنان در سطح قابل قبولی قرار دارد و تنها چند باگ کوچک فرو رفتگی شخصیت در اشیا مشاهده شد که امری طبیعی میتواند تلقی شود ولی به هر حال از نقاط ضعف به حساب میاید.شاید کنترل دوربین بازی در اوایل کار به سبب تغییر سیستم گیم پلی از ایست شلیک به راه رفتن و شلیک کردن در کنار ویژگی های پرش و جاخالی دادن برای بازیکن سخت باشد ولی در ساعت اول،بازیکن کنترل کامل بر آن پیدا میکند و پس از ساعتها بازی کردن میتواند حرکات شگفت انگیزی مانند لیز خوردن و شلیک کردن را انجام دهد.البته ناگفته نماند در بعضی از صحنه های شلوغ دوربین بازی در صحنه گم میشود یا اگر به دیواری نزدیک باشیم مقداری تو رفتگی حس میشود.

سخن آخر :

ناگفته ها در باره ی این بازی عظیم زیاد است.تصمیم داشتم نقد و بررسی این بازی را در ۴ قسمت ارائه دهم ولی تصمیم براین شد اول نقدی کلی بر بازی شود و بعد در طول روزهای آتی هر بخش داستانی را جدا مورد بررسی قرار دهیم.Resident Evil 6 بازی بسیار عظیمی است که کپ کام تمام انرژیش را صرف ساخت آن کرد تا بتواند برترین محصول خود را ارائه دهد و چیزی بهتر از این از دستان ۶۰۰ کارمند مخصوص ساخت این بازی خارج نمیشد..مطمئنا اگر وقت خود را صرف انجام کامل این بازی در سخت ترین درجه ی سختی بگذاریم،با بزرگترین و برترین نسخه در طول تاریخ این فرانچایز روبه رو میشویم.تعصبات را باید گذاشت کنار و دیدی نو نسبت به بازی های این نسل و نسل بعد داشت.دنیا همانقدر متنوع میشود که بازیهای ویدئویی متنوع است.چینش داستانی RE6 طوری بود که باید اکشنی بیشتر در دنیایی که امیدی برای نجاتش نیست صرف میشد.باید خط داستانی گسترش پیدا میکرد و باید کاراکترهای زیادی ستاره ی سینمایی این بازی شوند.صحنه های دراماتیک در بازی کم نیست و در یکی از سناریوها صحنه ای دردناک را شاهد خواهیم بود.کپ کام هم یاد گرفت چطور با احساسات مخاطب بازی کند و در یک لحظه حسی توام با علاقه و نفرت ایجاد کند.چالش داستانی که با تمام کردن هر سناریو برای بازیکن ایجاد میشود،ترغیب کننده ی شروع سناریوی جدید برای کشف حقایق پنهان است.به راستی که کپ کام با ساخت این بازی سزاوار احترام و ستایشی به دور از تعصبات بی جا است.به جای تعاریف زننده از بازی،کنسولمان را روشن کنیم و شروع کنیم به بازی کردن و از گیم پلی RE6 لذت ببریم.

نکات مثبت :

گیم پلی عظیم در دنیایی عظیمتر،آغاز دورانی جدید برای سری Resident Evil با به میان آمدن دشمنانی جدید،۴ خط داستانی با ۴ پایان متفاوت و گیم پلی خاص،هوش مصنوعی بالای همراهان،گرافیک قابل قبول و طراحی محیط بی نظیر،صداگذاری در بالاترین حد کیفیت و استاندارد،باس فایت های چالش برانگیز

نکات منفی :

ضعف Texture های گرافیکی در بعضی لحظه های بازی،اشاره ی بسیار کم و گنگ به شخصیت های غایب این بازی،افت فریم در بعضی از صحنه های شلوغ،نبود فلش بک به قسمت های قبل برای ایجاد حس نوستالاژیک در بازیکن

[ad_2]

لینک منبع

بازي ايراني شتاب در شهر

[ad_1]

بازی شتاب در شهر – Speed in City Open World Racing، یک بازی ماشین سواری ایرانی (Open-World Racing) است که توسط یک تیم ایرانی تولید شده است. این بازی  بااستفاده از نرم افزارهای PhysX ، Ogre ، FMod ، DirectX نوشته شده است.

این بازی فقط برای پلتفرم PC طراحی شده است،اما تاکنون  طرفداران و مخاطبان زیادی با توجه به نوع و سبک منحصر به فرد به خود جذب کرده است. 

داستان :

 شخصیت اصلی بازی به نام حامد به دعوت دوستش به عنوان یکی از رانندگان مسابقات ماشین سواری ایرانی که در یکی از شهرهای ایران برگزار میشود وارد شهر میشود. در این مسابقات بازیکنانی به نمایندگی از چندین کشور از جمله ژاپن، انگلستان ، آلمان و … حضور دارند. هدف از برگزاری این دوره از مسابقات انتخاب بهترین راننده برای شرکت در مسابقات پیست رالی خارج از شهر است. در ابتدا حامد ماشین خوبی ندارد و با استفاده از اسپورت کردن ماشین خود توسط گاراژ دوستش و نیتروژنی که روی ماشین خود بسته است سعی میکند در مسابقات پیروز شود. او مهارت بسیار خوبی در رانندگی دارد بنابراین موفق میشود در مسابقه اول که در مسیر یکی از خیابان های اصلی شهر برگزار میشود برنده شود. پس از گذشت چند روز از مسابقات حامد تصمیم میگیرد ماشین بهتری تهیه کند، برای انجام این کار به یکی از نمایشگاه های شهر مراجعه میکند، در نمایشگاه خودروهای زیادی برای فروش به نمایش گذاشته شده اند، از ماشین های داخلی مثل پراید، ۲۰۶، سمند، پرشیا و … گرفته تا بهترین خودروهای دنیا مثل لامبورگینی LP670 و Nissan GT-R! 

حامد فقط توان خرید میتواند ماشین پرشیا رادارد  با پولی که از مسابقات و انجام ماموریتهای مختلف در شهر بدست آورده است به هر حال ماشین جدید حامد نسبت به ماشین قبلی او شتاب و فرمان پذیری بهتری دارد که این موضوع به حامد کمک میکند در مسابقات رده های بعدی شرکت کند.

 پس از شرکت حامد در چندین مسابقه و کسب رتبه اول، از سوی دفتر برگزاری مسابقات رالی از او دعوت میشود که در دوره مسابقات پیست رالی که در خارج از شهر برگزار میشود شرکت کند . حامد دعوت را میپذیرد و در مسابقات شرکت میکند. در اولین روز مسابقات رقیبان او، فوناکو از کشور ژاپن با خودرویBMW، شولر از کشور آلمان با خودروی Lexus هستند. حامد در دور اول مسابقه به خاطر برتری ماشینهای رقيبانش شکست میخورد! او ابتدا تصمیم میگیرد ماشین اش را عوض کند ولی با همفکری با دوستش نظرش عوض میشود و تصمیم میگیرد اسپورت بهتری انجام دهد و حتی برای ماشین اش یک تایر با پهنا و استحکاک بیشتر که شتاب و کنترل بهتری در پیست دارد استفاده میکند. علاوه بر آن حامد با امتیازی که از مسابقات تا بحال بدست آورده است ظرفیت گاز نیتروژن ماشین اش را نیز افزایش میدهد تا بتواند در مسابقات زمان بیشتری از نیتروژن استفاده نماید. 

در دور دوم مسابقه حامد با مهارت، خود را به کناره های مسیر مسابقه که طول مسیر کمتری تا پایان دارد میرساند و پس از تلاش زیاد موفق میشود در ۳ ثانیه پایان مسابقه با استفاده از نیتروژن خود و با شتاب زیاد از نفر اول که فوناکو است جلو بزند و رتبه اول مسابقه را از آن خود کند.   

پس از آن حامد در مسابقات بعدی با نماینده های کشورهای دیگر که خودروهای فوق العاده ای دارند روبرو میشود. حامد با استفاده از ماشین جدیدش که یک شورلت مدل ۲۰۰۸ است و مهارت بی نظیرش در اسپورت کردن مناسب با شرایط هر مسابقه، رتبه نخست مسابقات پیست رالی را از آن خود میکند. پس از گذشت چند هفته از مسابقات یکی از دوستان حامد از او دعوت میکند که در کلوپ سرعت شرکت کند. قرار میشود به کسی که بتواند کمتر از ۱۰ ثانیه سرعت ماشین اش را به بیش از ۲۴۰ کیلومتر برساند جواز شرکت در مسابقات پیست خاکی شهر که در ماه بعد قرار است برگزار شود را بدهند. حامد مثل همیشه به بهترین نحو ماشین اش را اسپورت میکند و با شتاب خوبی که در ابتدا به کمک تقویت موتور خود میگیرد کمتر از ۹ ثانیه سرعت ماشین اش را به ۲۴۰ کیلومتر بر ساعت میرساند. حامد از دوستش تشکر میکند و خودش را برای مسابقات پیست خاکی آماده میکند. 

شرکت کنندگان مسابقات پیست خاکی با بهترین خودروها مثل شورلت کروت، لامبورگینی و … در مسابقات حاضر شده اند. حامد میداند که برای اینکه بتواند نفر اول شود باید ماشین و اسپورت بهتری داشته باشد …  

 برخی از ویژگیهای منحصر به فرد بازی :

۱- این بازی به صورت Open World و Sand box میباشد : بازیکن میتواند هر طور که میخواهد بازی را تمام کند. 

بنابراین بازیکن مجبور نیست یک مسیر ثابت را طی کند بلکه طبق سلیقه و علاقه خود میتواند بازی را جلو ببرد. نقشه بازی نیز خیلی بزرگ است (حدود ۱۰۰ کیلومتر مربع). بازیکن اصلا حس خستگی به خاطر بسته بودن در یک محیط کوچک مشابه سایر بازی ها پیدا نخواهد کرد!

۲- این بازی علاوه بر Game-Play حرفه ای Immediate Game-play نیز دارد : تنها ویژگی که باعث میشود قشر غیر حرفه گیمرها (سنین زیر ۷ سال و یا کسانی که با مکانیک های بازیها آشنایی کمی دارند) نیز از بازی لذت ببرند! رانندگی آزادانه با ماشین های ایرانی و خارجی در شهر بسیار جذاب است و هر کسی میتواند در زمان کوتاه (حتی به مدت ۲ دقیقه) از بازی لذت ببرد. در صورتی که در سایر بازیها (خصوصا ژانرهای Action-adventure, Adventure, RPG, Strategy, Simulation ,…) بازیکن میبایست علاوه بر داشتن مهارت کافی چندین ساعت بازی کند تا بتواند از بازی لذت ببرد.

۳- Game-Play بازی عالیست : بازیکن به هیچ عنوان خسته نمیشود. بارها دیده شده است که تستر ها گذر زمان را متوجه نشده اند. المان ها و مکانیکهای با دقت و طراحی کامل پیاده سازی شده اند.

 ۴- قابلیت اسپورت کردن ماشین : از جمله تعویض لاستیک و رنگ، Level up شدن بازیکن با توجه به Experienceبدست آمده پس از انجام موفقیت آمیز مراحل، کارتهای ستاره، نگهداشتن و مالکیت چند ماشین برای بازیکن در گاراژ، تخریب پذیری محیط و ماشین ها و … از نکات قابل توجه و ارزش ده به بازی هستند.

۵- شهر شامل چندین گاراژ است که طی مراحل بازی باز میشود : برخی فقط تعمیرگاه ماشین هستند و برخی علاوه بر تعمیر امکان اسپورت کردن را نیز برای بازیکن فراهم میکنند. ۶- المانهای مسابقه : از جمله تله نیتروژن، توقف زمان، تعمیر و … همه باعث جذابیت بیشتر بازی شده اند.

۷- ماشینهای رقیب (سایر رانندگان شهر) : از هوش مصنوعی خوبی برخوردار هستند که متناسب با درجه سختی بازی برای بازیکن همواره چالشی در مسابقات هستند. همه بازیکنان شهر(حتی بازیکن اصلی) با ماشین پراید بازی را شروع میکنند (زدن کلید F2 در بازی لیست آنها را نمایش میدهد). همانطور که بازیکن اصلی خودش را ارتقاء میدهد و در بازی پیشرفت میکند سایر بازیکنان شهر نیز در حال ارتقاء خود و انجام مراحل بازی هستند. بنابراین بازیکن هیچ وقت حس نمیکند در شهر تنها است و در اصل رقیبان زیادی دارد.

۸- محیط بازی کاملا داینامیک میباشد : تعجب نکنید اگر با درخت تصادف کردید و برگهای درخت بر روی ماشین ریخت یا به دریچه آب زدید و فشار آب قسمتی از ماشین شما را به بالا فرستاد! منظور ما از داینامیک بودن بازی فقط فیزیک اشیاء ،پارتیکل ها، آب و … نیست بلکه حتی سایه ها و نورپردازی بازی هم کاملا Dynamic است و شما گردش شب و روز ، خورشید ، ماه و ستاره ها را در بازی خواهید دید. نقشه بازی در دو حالت شب و روز طراحی شده است و بازیکن میتواند بازی کردن در هر دوحالت شب و روز را در بازی تجربه کند.

گیم پلی (Game Play) و گرافیک بازی :

پس از انتخاب شروع بازی، و گذشت زمان loading در حدود ۱۰ ثانیه ، گاراژ بازی با امکان انتخاب اولین ماشین در بازی نمایان میشود. این اولین باری است که شما به صورت مستقیم real-time گرافیک بازی و ماشین ها را مشاهده میکنید. کیفیت طراحی ماشینها خیلی حرفی برای گفتن ندارد ولی نورپردازی صحنه، سایه ها، Ambient Occlusion و افکتهای تصویر مثل HDR جالب است. همچنین particle های گاراژ و نوری که از پنجره به سمت داخل نمایان است خوب طراحی شده و فضا را زنده و طبیعی جلوه میدهد.

پس از انتخاب ماشین بازی به حالت loading میرود تا شهر بازی را لود کند. این زمان حدود ۴۰ ثانیه به طول می انجامد. پس از پایان لودینگ یک intro با صدای منوچهر والی زاده مراحل مختلف، داستان و روند بازی را شرح میدهد. تولید کننده در این قسمت بازی خصوصا انتخاب گوینده بسیار خوش سلیقه عمل کرده است. پس از پایان intro گوینده از شما میخواهد که به عنوان یک قهرمان خود را در مسابقات خوب نشان بدهید و بازی شروع میشود. 

کنترل ماشین بسیار جالب است و بر اساس فیزیک ولی تا حدی arcade طراحی و پیاده سازی شده است. پس اتفاقات داخل بازی میتواند بیش از پیش بینی تولید کنندگان باشد و این خود نقطه قوتی در بازی است. وجود achievement ها، امتیازات مهارت در رانندگی و combo ها در بازی بسیار جالب است، مثلا وقتی از بین چند خودرو لایی میکشید و بازی این را تشخصی میدهد و به شما امتیاز میدهد را تصور کنید. این ویژگی ممتاز نشانده عدم شتاب تولید کننده در عرضه بازی بوده است. 

در بازی تقریبا برای همه چیز رفتار، فیزیک و هوش مصنوعی تعریف شده است. به عنوان مثال زدن یک ضربه آهسته به درخت فقط باعث ریختن کمی برگ و بلند شدن گرد و خاک از ریشه و جایگاه درخت میشود ولی زدن ضربه سنگین و محکم (مثلا با سرعت بالاتر از ۱۵۰) باعث کنده شدن و قطع تنه درخت میشود. هرچند که کنده شدن تنه درخت کمی غیر طبیعی است ولی در هنگام مسابقات خیلی جالب و باعث زدحال کمتری میشود. عابرین نیز سعی دارند کشته نشوند ولی همیشه مثل عابرین بازی Driver موفق و خوش اقبال نیستند. بوق زدن ماشین های ترافیکی شهر نیز وقتی که راهشان را بسته اید احتمالا باعث تعجب شما میشود.  

 نقاط قوت :

• حوادث غیر قابل پیش بینی در بازی

• کنترل و handling مناسب ماشین

• طراحی خوب Drift و امتیازات مهارت در رانندگی

• کارتهای مسابقه و انیمیشن جالب آنها

 • طراحی بازی (Game Design) خوب

• حرکت شب و روز به صورت Dynamic 

• داینامیک بودن و فیزیک داشتن همه چیز در بازی (حتی تابلوهای بزرگ و درختها) 

• نیتروژن ماشین

 • پیاده سازی مناسب حالت شب بازی ، روشن شدن چراغها، ساختمانها و غیره 

• طراحی مناسب و جذاب پیستها و تفاوت آنها (رالی ، خاکی و فضایی)

 • ثبت رتبه بازیکن به صورت Online و اعلام آن

• قابلیت level up برای بازیکن و انتخاب های جالب از جمله diplomacy

• خرید و فروش بازی و موجودیت پول در بازی برخلاف سریهای آخر NFS 

• طراحی مناسب المانهای بازی و مسابقات

 • رادیوی ماشین و قابلیت کاستوم کردن موسیقیهای دلخواه از طریق پوشه و میانبر بر روی desktop

 • درجه بندی سختی بازی

بر خلاف خیلی از بازیهای ایرانی امکان قطع صدا (Mute) و تغییر بازی به حالت Window با کلید Alt+Enter نیز وجود دارد.

 نقاط ضعف : 

• فاصله دید نسبتا کوتاه در بازی 

• تعداد کم ماشین های ایرانی در مقایسه با ماشین های خارجی

• عدم شخصیت پردازی در بازی

• عدم امکان تغییر زبان حداقل به English 

• عدم امکان تغییر درجه سختی بازی پس از شروع بازی (در حین بازی)  

منوی بازی :

Intro و ورود منوی بازی بسیار جالب بود و به بازیهای مدرن امروزی بسیار شبیه بود. انیمیشن منوها، حرکت آبشاری و استایل آیتم ها هم برای بازی ماشین و Race جالب بود. تنها چیزی که به ظاهر جالب نمیرسید کم بودن تعداد گزینه های منوی اصلی بود که البته در ادامه متوجه شدیم با انجام مراحل بازی به صورت Dynamic افزایش یافت. در منوی اصلی بازی امکان شروع بازی در حالت آسان (Easy) ، متوسط (Normal ) و سخت (Hard) وجود دارد. حالت سخت به صورت قفل است و بازی با نوشته ای به بازیکن میگوید که پس از اتمام در حالت easy یا normal میتواند حالت hard را بازی کند. گرافیک بازی اتوماتیک متناسب با توان سخت افزاری گیمر انتخاب میشود و به نظر هوشمندی کافی را دارد. به هرحال حالات preset مختلفی برای کیفیت نمایش و گرافیک بازی نیز در منوی تنظیمات تعریف شده است. همچنین بازی با مانیتور های wide و انواع Aspect Ratio ها سازگار است و تصاویر و گرافیک بازی کشیده یا deform نمیشود.

[ad_2]

لینک منبع

سري چهار بازي HALO

[ad_1]

سری چهار بازی پرطرفدار halo امسال  منتشر شد.بازی های Halo توسط استودیوی Bungie از سال ۲۰۰۱ تا به امروز ساخته شده است. بازی Halo آغاز کننده ی سبکی از بازی هایی بود که هم اکنون شاهد بسیاری از آن ها هستیم .این سری بازی را میتوان سرچشمه ی پیشرفت همه ی شبکه های آنلاین همچون Xbox live و Steam دانست.

داستان

اگربا نسخه های قبل این مجموعه آشنا باشید داستان بازی به نوعی در آینده روی میدهد جایی که موجودات فضایی قصد حمله به زمین را دارند اما در این بین دانشمندان با آزمایش کردن کودکان و بزرگ کردن آن ها سرباز هایی را خلق میکنند که از هر نظر برتر از سرباز ها انسانی هستند این سرباز ها کهSpartan نام دارند در واقع آینده همه ی مردم زمین هستند . در این بین Master Chief که او هم یکی از Spartan ها است پس از جنگی که در پایان نسخه سوم این بازی شاهدش بودیم مفقود میشود و کسی نمیداند که او کجا غیبش زده! داستان بازی در واقع ادامه ی داستان نسخه سوم است داستان از جایی شروع میشود که مستر چیف درون یک مخزن شیشه ای که درون یک سفینه فضایی قرار دارد به خواب رفته و ناگهان توسط صدای کورتانا (Cortana) به هوش آمده و از مخزن شیشه ایش بیرون میاید کورتانا در واقع نوعی هوش مصنوعی است که به مستر چیف کمک های لازم و همه اطلاعاتی که او میخواهد بداند را در میرساند. کورتانا از DNA های انسان بوجود آمده بنابراین او هم همانند انسان ها میتواند احساسات و روابط را درک کند. چیف برای خروج از سفینه ای که در آن گیر افتاده مجبور است با Covenant که دشمنان همیشگی Spartan ها بودند مبارزه کند در این بین مشکلاتی برای کورتانا بوجود می آید او نیاز پیدا میکند تا اطلاعاتش را دوباره بازنگری کند. در داستان این نسخه شاهد بوجود آمدن نوعی روابط احساسی بین چیف و کورتانا که یک هوش مصنوعی است هستیم که این به عمیق تر شدن داستان کمک بسزایی کرده و همچنین متوجه میشوم نویسندگان داستان تاکید زیادی بر روی روابط این دو داشته اند.

زمانی که چیف متوجه میشود سفینه infinity (یکی از سفینه های خودی) در خواست کمک آن ها را دریافت کرده سعی میکند با آن سفینه ارتباط برقرار کند اما درست زمانی که موفق به برقراری ارتباط میشود متوجه شده که یکی از دشمنان او به نام دیداکت (Didact) توانسته با کارهایی که او برای برقراری تماس انجام داده خود را از زندانی که درونش بود آزاد کند دیداکت یکی از مهم ترین تهدید برای کره ی زمین و تمام انسان ها به حساب میاید چیف با آگاهی از این موضوع سعی میکند دیگر انسان ها و Spartan ها را با خبر کند اما بعد از اینکه متوجه میشود کسی به او و دیداکت توجه نمیکند تصمیم میگیرد که خود به این موضوع رسیدگی کند.

گیم پلی

گیم پلی بازی Halo 4 , یک گیم پلی سریع , اکشن و بسیار جذاب است حالت Sanbox بازی کاملا دست بازیکن را برای از بین بردن دشمنان باز گذاشته تا بازیکن بتواند همانند یک قهرمان واقعی که قصد نجات دنیا را دارد دشمنان را نابود کنند. همیشه میتوانید راه های متعددی را برای از بین بردن دشمنان استفاده کنید . برای مثال میتواند یک کپی از خودتان ایجاد کنید و یا استفاده از jet pack انواع بمب ها و…… دشمنان را نابود کنید. اسلحه های به کار رفته در این سری فوق العاده هستند تنوع بالایی که در آن ها وجود دارد بازی را دو چندان زیبا میکند این تنوع در حدی بالاست که ممکن است شما در کل بازی اسلحه ای را ۲ دفعه بیشتر نبینید همچنین تنوع دشمنان بسیار زیاد است. هوش مصنوعی عالی از آب درآمده دشمنان شما نه تنها در برابر تیر هایی که شما شلیک میکنید جای خالی میدهند و یا سنگر میگیرند بلکه ممکن است گاهی اوقات شما را غافلگیر کرده و در حالی که اصلا انتظارش را ندارید جلویتان ظاهر شوند همچنین افت فریم اصلا در بازی دیده نمیشود . محیط های بزرگی برای گشت و گذار طراحی شده اند و این در حالی است که پس از یک بار load اولیه دیگر بازی لود نخواهد شد و لازم نیست که هر چند دقیقه یکبار صبر کنید تا مثلا از یک در عبور کنید. همچنین وسیله های نقلیه نیز برای بازی طراحی شده که استفاده از آن ها بسیار لذت بخش است. در کنار بخش تک نفره بخش های چند نفره مختلفی طراحی شده که واقعا مثال زدنی است یکی از این قسمت Spartan Ops نام دارد که نه تنها یک رقابت با دیگر افراد است بلکه داستان نیز برای این بخش در نظر گرفته شده که درباره ی گروه Spartan است. بخش چند نفره ی کلاسیک این بازی نیز همچنان عالی است و هیچ اشکالی در آن دیده نمیشود.

صدا گذاری و موسیقی

صدا گذاری در این قسمت از مجموعه Halo مانند سری های پیش بسیار خوب عمل کرده و هیچ مشکلی ندارد آقای نیل دیویج (Neil Davidge) به خوبی توانسته جای آهنگساز قبلی این مجموعه را پر کند زیرا موسیقی هایی که در طول بازی پخش میشوند به خوبی با محیط بازی هماهنگی دارند و مشکل خاصی در آن دیده نمیشود و این دقیقا آن چیزی است که از بخش صداگذاری انتظار داشتیم.

گرافیک

گرافیک بازی در این سری به کل تغیر کرده و نشان داده که استودیوی ۳۴۳ Industries کار خود را خوب بلد است. محیط ها بسیار پر جزیات هستند رنگ بندی ها کاملا بی نقص و چشم نواز طراحی شده. قسمت سایه ها بدون لبه و کاملا داینامیک از کار درآمده که عالی هستند. نور پردازی در این بازی حرف اول را میزند و اگر این بازی را تجربه کرده باشید متوجه میشود یکی از بهترین قسمت ها که بازی را در فضا های باز بسیار زیبا کرده همین نور پردازی عالی است. طراحی اسلحه ها و اضافه شدن امکانات جدید به آن ها بیش از پیش طرفداران این مجموعه را سر ذوق آورده بخش گرافیک هیچگونه مشکل خاصی ندارد و بیش از این هم از آن انتظار نداشتیم.

نتیجه

استودیوی ۳۴۳ Industries ثابت کرد که میتواند جانشین بسیار خوبی برای سازندگان قبلی این سری از بازی ها باشد و اینکه با ساخت بازی Halo 4 ماجراجویی را آغاز کرد که به احتمال خیلی زیاد میتواند ادامه داشته باشد و شاهد قسمت های دیگری از این مجموعه باشیم

سرآمد به نقل از گیم ایران

[ad_2]

لینک منبع

بازي فورتزا -افق

[ad_1]

نام:Forza: Horizon

سازنده: Playground Games

ناشر: Microsoft Studios

سبک: Racing(مسابقه‌ای)

پلتفرم: Xbox 360

سری فورتزا از عناوین انحصاری و موفق کنسول Xbox 360 بوده است. آخرین نسخه این سری پیش از عرضه‌ی عنوان “فورتزا: افق”، “فورتزا موتوراسپورت ۴″ می‌باشد که در سال گذشته عرضه شد و نخستین ویژگی آن که همه را به تحسین واداشت گرافیک خیره کننده و بی‌نظیر آن بود؛ امّا کم و کاستی‌هایی نیز مانند وجود باگ‌های مختلف و دیگر اشکالات در بازی وجود داشتند که قابل چشم پوشی نیز نبودند. این بار استودیو “پلی‌گراند” تحت نظر شرکت مایکروسافت دست به ساخت یک “اسپین‌آف” از سری فورتزا با نام”فورتزا: افق” زده است که نسبت به عناوین پیشین این سری دچار تغییر و تحولات بسیاری شده و توانسته مخاطبان بیش‌تری جذب کند. قطعا پس از “هیلو ۴″ عنوان “فورتزا: افق” یکی دیگر از انحصاری‌های موفق Xbox 360 در سال جاری است که در این مطلب به بررسی آن خواهیم پرداخت.

داستان

بازی از آن جایی آغاز می‌شود که کنترل یک اتوموبیل “آوانتادور” را در اختیار دارید و در حال عبور هستید که موضوعی در کنار خیابان توجه شما را جلب می‌کند. شما وارد فستویال یا همان جشنواره بزرگ شهر “کلرادو” می‌شوید که باید در آن با ماشین‌های دیگر رقابت کنید و پول بیش‌تری در بیاورید! همان طور که می‌دانید قرار دادن داستان در عناوین مسابقه‌ای چندان لازم نیست و اشکالی در بازی به وجود نمی‌آورد، اما این بار سازندگان بازی جهت ایجاد بهانه‌ای برای این مسابقات بزرگ در ابتدا داستان را در چند سکانس روایت می‌کنند؛ خبرنگاران با کنجاوی به این طرف و آن طرف می‌روند و همه جا غوغایی برپا است، چرا که جشنواره‌ای بزرگ در حال برگزاری است که قرار است شما نیز در آن شرکت کنید. اما نکته جالب این است که پس از این دیگر تا پایان بازی هیچ خبری از ادامه آن داستان و آن جشنواره و آن خبرنگاران و …نمی‌شود! درست است که قرار دادن داستان در عناوین مسابقه‌ای لزومی ندارد اما این بدان معنی نیست که داستان به یک باره رها شود و حتی در پایان بازی هم ما نفهمیم ماجرای آن جشنواره به کجا رسید. اما به هر حال همین نیز بهانه‌ خوبی برای شروع یکی از بهترین عناوین مسابقه‌ای است.

فستیوال عجیب!

پس از آغاز جشنواره باید به رقابت با دیگران در سطح پایینی بپردازید؛ در ابتدا هم تنوع ماشین‌هایی که در اختیار دارید کم است و هم قابلیت آن‌ها و همین موضوع انگیزه بالایی به شما می‌دهد تا بهتر بازی کنید و اعتبار بیش‌تری پیدا کنید.

تغییر اساسی که در گیم‌پلی عنوان “فورتزا: افق” نسبت به نسخه قبلی آن به وجود آمده است، آرکیدگونه شدن مسابقات است و این بار بر خلاف گذشته اصلی‌ترین هدف بازی شبیه‌ساز بودن و حرفه‌ای بودن آن مانند رقابت‌های واقعی نیست؛ بلکه این بار به شما توانایی آن داده می‌شود که کمی از واقعیت دورتر شوید و مسابقات متفاوت و هیجان انگیزتری را تجربه کنید. اما پس از این موضوع نخستین نکته‌ای که به چشم می‌خورد این است که تنوع مسابقات “فورتزا: افق” پس از مدتی کم و گاها تکراری می‌شوند که این نسبت به عنوان “فورتزا ۴″ یک پسرفت به شمار می‌آید؛ در این نسخه دیگر شاهد خیلی از رقابت‌های مختلف “فورتزا ۴″ که در طول گیم‌پلی از تکراری شدن آن جلوگیری می‌کردند، نیستیم.

انواع مسابقات “فورتزا: افق” را می‌توان به دو نوع “تک به تک” و “گروهی” تقسیم بندی کرد. یک سری از مسابقات کاملا معمولی هستند و آن‌ها را در همه عناوین مسابقه‌ای دیده‌ایم، یعنی مسابقات ۸ نفره که نوآوری جدیدی ندارند. یک گروه دیگر از مسابقات که هیجان زیادی دارند نیز مسابقه دادن با انواع هلی‌کوپترها و از این قبیل وسایل است که در نوع خود واقعا جالب و جدید هستند.

مسابقه با یک هواپیما.آن هم با یک ماشین تقریبا متوسط و جالبی‌اش این است که به راحتی می‌توان برنده این مسابقه شد.

هم‌چنین با توجه به تبدیل شدن محیط “فورتزا:افق” به یک دنیای Open World امکان مسابقه دادن در هر منطقه و در هر ساعت از روز فراهم است و با استفاده از این قابلیّت می‌توان شاهد صحنه‌های بسیار زیبایی مانند طلوع و غروب خورشید بود که به زیبایی هرچه تمام طراحی شده‌اند و هر منتقد سرسختی را به وجود می‌آورند.

با توجّه به Open World بودن بازی “فورتزا:افق”، می‌توان در هر منطقه‌ای از نقشه وسیع شهر “کلرادو” که واقعی است و با کمک عکس‌های ماهواره‌ای تهیه شده است؛ گشت و گذار کرد. هم‌چنین در گوشه و کنار این محیط وسیع مسابقه‌های ویژه‌ای قرار دارند که امتیاز برنده شدن در آن‌ها نسبت به مسابقه‌های درون جشنواره بسیار بیش‌تر است. علاوه بر این اگر خوب همه جای نقشه را بگردید به ماشین‌های قدیمی و زیبایی نیز بر می‌خورید که خود به خود به سوی آن‌ها جذب خواهید شد. امّا گشت و گذار در محیط بازی نیز به خودی خود دل‌پذیر است و حتّی می‌توان از منظره‌های بی‌نظیری که گاها” با آن‌ها برخورد می‌کنید عکس بگیرید و در قسمت آنلاین بازی آن را به دیگران نشان دهید.

کنترل همه‌ی ماشین‌ها در “فورتزا: افق” بسیار خوش دست و عالی است و رانندگی آن هم با زاویه‌ای که از چشم راننده است واقعا حس خوبی برای بازی‌کننده دارد. امّا این خوش دست بودن و نرم بودن ماشین‌ها کمی آزار دهنده نیز می‌شود. برای مثال کنترل ماشین‌های امروزی و مدل بالا به همان اندازه نرم و خوب است که ماشین قدیمی که در گوشه‌ای از نقشه آن را پیدا کرده‌اید و برای چندین سال پیش است!

یکی از ویژگی‌های واقعا خوب و عالی “فورتزا: افق”، هوش مصنوعی کاملا بدون نقص و عالی آن است. خوش‌بختانه مانند عناوینی مثل “مست وانتد ۲″ شاهد این موضوع نیستیم که چند ثانیه پس از سرنگون شدن یکی از رقبا در خیابان همان ماشین بیاید و یک خراشی به ماشین ما بیندازد و فرسنگ‌ها از ماشین ما دورتر شود! در این عنوان اگر ماشینی را از مسیر منحرف کنید دیگر شانس برنده شدنش بسیار کم است و به راحتی هم از شما جلو نخواهد زد؛ حتی اگر با بالاترین درجه سختی بازی کنید. اما همراه با بالاتر بردن درجه سختی بازی کمی از ویژگی‌های آرکید گونه آن کم می‌شود و در عوض بازی کمی سبک شبیه‌سازتری نسبت به درجه‌های پایین تر پیدا می‌کند.

تنوع ماشین‌هایی که در “فورتزا: افق” وجود دارند بسیار زیاد است و به ۱۲۰ نوع مختلف می‌رسد و چند راه برای دسترسی به آن‌ها وجود دارد؛ یکی شرکت در مسابقات و کسب پول و خرید آن‌ها، یکی مسابقه دادن به ماشین‌های دیگر به صورت “تک به تک” که در صورت پیروز شدن می‌تواند آن ماشین را مال خود کنید و …در نتیجه در قسمت تنوع ماشین‌های این عنوان محال است کمبودی احساس کنید.

یکی از ویژگی‌های مثبت دیگر و بسیار خوب “فورتزا: افق”، توانایی طراحی یک ماشین به دل‌خواه خود است. در اصل دست شما آن قدر در طراحی و اسپورت کردن ماشین باز است که احساس می‌کنید یک برنامه فوتوشاپ کامل در بازی وجود دارد؛ تا حدی که می‌توانید با دوستانتان عکس دست‌جمعی بگیرید و آن عکس را بر روی ماشین خود هک کنید.

اما یک نکته بسیار جالب و خوب که برای بهره گیری از امکانات ارتقای ماشین در “فورتزا: افق”  قرار داده شده است؛ وجود ۱۰۰ تابلو “آپگرید” در محیط وسیع بازی است که با تخریب هر یک از آن‌ها یک درصد تخفیف برای استفاده از امکانات مختلف دریافت می‌کنید؛ حال اگر همه ۱۰۰ تابلو را خراب کنید دیگر نیاز به خرج کردن پول هم نیست.

گیم‌پلی

گیم‌پلی “فورتزا: افق” همه چیز دارد؛ از مسابقه بسیار معمولی با تعداد ۸ اتوموبیل تا مسابقه‌ای دیوانه‌وار و عجیب با هلکوپترها و بالن‌ها.

واقعا سرگرم کننده است و آن قدر مسابقات مختلف و چالش‌های هیجان انگیز در جای جای نقشه بازی وجود دارد که تا مدت‌ها می‌توانید خود را با همین بازی سرگرم کنید؛ فقط حیف که دقت در طراحی ماشین‌ها نسبت به “فورتزا ۴″ کمی افت کرده و علاوه بر این بعضی از اتوموبیل‌های معروف برخی نام‌های تجاری بزرگ نیز در بازی حضور ندارند.

بخش چند نفره بازی نیز مانند همه عناوین سری “فورتزا” دارای مودهای بسیار جذاب است و این بخش نیز ارزش این بازی را دو چندان می‌کند. در “فورتزا: افق” نیز مودهای مختلفی برای رقابت با دیگران به سبک‌های مختلف وجود دارد اما تا حدودی تفاوت زیادی با بخش چند نفره “فورتزا ۴″ ندارد؛ به هر حال پیشنهاد می‌کنم بخش چند نفره این بازی را هرگز از دست ندهید.

یکی دیگر از تغییرات مثبتی که گیم‌پلی “فورتزا:افق” به خود دیده است، تغییر زمان شب و روز مانند واقعیّت است که این ویژگی باعث خلق صحنه‌ها و ابتداکارات بسیار در بازی شده است. اگر می‌خواهید به اندازه‌ای که وقتی شماره‌های نخست “رزیدنت اویل” را بازی می‌کردید، بترسید؛ پیشنهاد من به شما مسابقه دادن در کوهستان‌های دور افتاده و پر پیچ و خم دورن نقشه بازی و قسمت شمالی آن است. با توجّه به طراحی دقیق جانوران اطراف محیط نیز چه بسا با شیری، پلنگی چیزی هم مواجه شوید. این گونه مسابقات واقعا دلهره‌ آورند.

نورپردازی

نورپردازی بازی واقعا زیباست.تعداد ماشین‌های موجود در بازی نیز آن قدر زیادند که وقتی آن‌ها را می‌بینید دلتان به حال خودتان می‌سود که چرا پول ندارید آن‌هارا بخرید!

گرافیک 

گرافیک عنوان “فورتزا: افق” را می‌توان در یک کلمه توصیف کرد؛ “بی‌نظیر”، امکان ندارد با مشکل گرافیکی و یا افت فریم، باگ و هر چیز دیگری که مانع لذت بردن از بازی بشود، مواجه شوید. گرافیک این بازی به همراه نورپردازی آن واقعا تحسین برانگیز است و هیچ اشکالی بر آن وارد نیست. اگر به گشت و گذار در نقشه بازی بپردازید حتی یک گوشه‌ از نقشه را نیز پیدا نمی‌کنید که بدون ریزه‌کاری و دقت در طراحی آن وجود داشته باشد؛ همه محیط‌هایی که در این بازی مشاهده می‌کنید با جزئیاتی فوق‌العاده زیبا طراحی شده‌اند. نورپردازی بازی نیز از همیشه بهتر است و همین موضوع بازی را بیش‌تر به واقعیت نزدیک می‌کند. اما یکی از بزرگ‌ترین اشکالات “فورتزا: افق”، تخریب پذیری ماشین‌ها و در بعضی مواقع بخورد بسیار مصنوعی و خشک اتوموبیل‌ها در خیابان است. همه ماشین‌ها به دقت و به زیبایی تمام طراحی شده‌اند اما به نظر می‌رسد سازندگان بازی دوست نداشته‌اند به ماشین‌های درون بازی آسیبی برسد و بد قواره بشوند! چرا که بعضی مواقع برخوردهای بسیار سنگین و سختی را تجربه می‌کنید اما نهایتا شاید چراغ جلوهای ماشین بشکنند!

صداگذاری 

صداگذاری در “فورتزا: افق” به بهترین شکل ممکن انجام شده است؛ هر ماشین صدای مخصوص به خودش را دارد و با نزدیک شدن اتوموبیل‌های دیگر از پشت سر در مسابقات به خوبی صدای موتور آن‌ها حس می‌شود. موسیقی‌هایی نیز که برای این بازی در نظر گرفته شده‌اند مناسب هستند اما پس از مدتی تکراری می‌شوند و شاید بتوان گفت برای یک عنوان مسابقه‌ای این تعداد موسیقی لایسنس شده کم باشد.

در پایان باید گفت “فورتزا:ا فق”، یکی از عناوین بسیار عالی دنیای بازی‌های رایانه‌ای و در زمینه عناوین مسابقه‌ای است که از این پس قطعا هر عنوان مسابقه‌ای دیگری که منتشر شود با بازی بزرگی مانند “فورتزا: افق” مقایسه خواهد شد.

سرآمد به نقل از دنیای بازی

[ad_2]

لینک منبع

بازي Assassin's Creed III

[ad_1]

Ubisoft  جدیدترین نسخه ی بازی Assassin’s Creed یعنی Assassin’s Creed  III را منتشر کرد. به گفته ی خود Ubisoft  پروژه ی بازی Assassin’s Creed  III  بزرگترین پروژه تاریخ Ubisoft بود که سه سال در ۶ استودیو وقت برده است.

مقدمه :

سال 2006 بود که یوبی سافت برای اولین بار در نمایشگاه  E3 از Assassin’s Creed  پرده برداری کرد . عنوانی که از ابتدا برای انقلاب در سبک اکشن ماجراجویی پایه ریزی شده بود . گردش آزادانه در شهر و انجام حرکات آکروباتیک به همراه داستانی قوی و سیستم سینمایی مبارزه ی بازی استاندارد های جدیدی را برای سبک اکشن ماجراجویی تعریف کردند .

 

Assassin’s Creed  به همه ثابت کرد برای مخفی کاری نیاز به پناه گرفتن در سایه ها و تاریکی شب نیست . با این حال نسخه ی اول از کمبود محتوا رنج می برد . تیم توسعه ی بازی این نیاز را درک کرد و باعث شد بر خلاف نسخه ی 1 نقطه ی درخشش نسخه ی دوم محتوا و تنوع بازی باشد . بعد از موفقیت چشمگیر بازی دوم تیم توسعه ی بازی بجای عرضه ی نسخه ی سوم دست به ساخت ادامه ی بازی دوم زده به طوری که 2 عنوان دیگر از بازی دوم تولید و ارائه شد که به ادامه ی داستان شخصیت محبوب بازی اتزیو آدیتوره دِ فیرنزه می پرداختند .

همچنین برای اولین بار در سری شاهد قسمت چند نفره بودیم که با استقبال طرفداران و منتقدین روبه رو شد ولی این موفقیت با عرضه ی عنوان Revelations کمتر و کمتر شد . در این زمان بود که تیم توصعه ی بازی درک کرد که عمر موفقیت نسخه ی دوم به پایان رسیده و باید دست به تغییر و تحول بنیادی بزند و این چنین بود که Assassin’s Creed  III   متولد شد .

داستان :

کانر -شخصیت اصلی بازی – فرزند مادری سرخ پوست و پدری انگلیسی است .بازیکن کودکی کانر را در آستانه نبردهای آمریکا تجربه خواهد کرد . فردی که با نابودی قبلیه ی برخلاف اتزیو – که قدم در راه انتقام جویی گذاشت – اهدافی عدالت خواهانه دارد .در بازی سه دهه از زندگی کانر را تجربه خواهید کرد .

سه دهه ی سرنوشت ساز برای آمریکا در زمانی که دموکراسی و نبرد قدرت به اوج خود رسیده و جورج واشینگتن و همراهانش با بکار گیری دست های پشت پرده و حرکات سیاسی در تلاش برای تغییر تاریخ جهان هستند .اما هدف تیم توسعه ی بازی نشان دادن داستان زدگی کانر است و نه بیان تاریخ جنگ های آمریکا.

همانند عناوین قبلی بازیکن متحدینی خواهد داشت که در تاریخ وجود وجود خارجی داشته و از افراد سرشناس زمان خود بودند . افرادی مثل جورج واشینگتن و بنجامین فرانکلین و چارژ لی کانر را در مسیر بازی همراهی خواهند کرد .

همچنین این بازی پایانی برای داستان دزموند مایل خواهد بود .شخصیتی که تمام این عنوان را از دید او تجربه کردیم و از نوادگان بزرگان فرقه ی اساسین ها بوده و به صورت پیاپی در تلاش برای نجات جهان و جلوگیری از نابودی دوباره ی نسل بشریت است .

گیم پلی :

یکی از نقاط قوت همیشگی سری و نقطه ی تمایز آن از عناوین دیگر سبک گیم پلی سری بوده است .المانی که همیشه در پی بهبود و گسترش بوده است . تیم توسعه ی بازی با حذف برخی قابلیت های اضافی و جایگزینی آنها با عوامل جدید قصد تغییر روند بازی و سرعت بخشیدن به آن را دارد . سیستم هدف گیری بازی از حالت دستی به خودکار تغییر یافته و به همراه آن دوربین بازی حالت سینمایی تری پیدا کرده به شکلی که در نبرد های تن به تن دوربین حالتی شبیه بازی های مبارزه ای پیدا می کند سیستم مبارزه طوری طراحی شده که بازیکن به صورت متداوم در حال حرکت و جنب و جوش باشد .

مثلا وقتی در تعقیب هدفی هستید دیگر نیازی به توفق برای کشتن محافظانش نیست و می توانید به طور همزمان با مبارزه به تعقیب هدف خود بپردازید . همچین کانر می تواند از ترکیب چاغو و تبر و سلاح گرم و حتی هیدن بلید خود استفاده کند سیستم انیمیشن های بازی و گشت گذار در محیط گسترش یافته و کانر علاوه بر حرکت بر روی دیوار ها و پشت بام ها می تواند از درختان و دیگر عوامل طبیعی به نفع خود استفاده کند .

چابکی او باعث می شود در طوفان های سنگین و مناطق صعب العبور برتری محسوسی نسبت به دشمنان خود داشته باشد . دیگر عامل تغییر یافته در بازی سیستم فرقه هاست.بر خلاف عناوین قبلی که برای انجام ماموریت های فرقه ها باید به مقر آنها مراجعه می کردید اینبار خود فرقه ها و دسته ها بنا بر اعمال و توانایی شما به سراغتان آمده و از شما درخواست عضویت می کنند شما در بازی قابلیت شکار حیوانات و فروختن پوست آنها در شهر را خواهید داشت .

سیستم اقتصادی بازی قوی تر از گذشته بازگشته است . اینبار شما به جای قدم زدن در شهر و خرید مغازه ها و بنا ها با سیستمی مجهز رو به رو خواهید بود که از هر لحاظ بهبود یافته است هنوز اطلاعاتی از قسمت چند نفره ی بازی منتشر نشده ولی تیم سازنده وعده ی بخشی گسترده و بهبود یافته را داده اند .

گرافیک :

Assassin’s Creed  III از نسخه ی جدید انجین آنویل استفاده خواهد کرد تیم فنی سازنده ی سه گانه ی شاهزاده ی پارسی : شن های زمان و دو عنوان اول سری Assassin’s Creed بعد از پایان نسخه ی دوم به سرعت کار بر روی انجینی پیشرفته که پایه گذار عنوان سوم باشد را شروع کردند . به نقل از تیم سازنده هدف ساخت این انجین اجرای بازی های نسل بعد روی نسل حاضر کنسول ها بوده است .

این موضوع با دیدن انیمیشن های روان و محیط بزرگ و پر از پدیده های طبیعی بازی و جنگ ها و دسته های پر جمعیت مردم و دشمنان کاملا مشخص است . محیط بازی شهر های بوستون و نیو یورک و همچنین سرزمین های مرزی را شامل می شود و وسعت محیط حدود 1.5 برابر محیط رم در انجمن برادری خواهد بود .

نتیجه گیری:

Assassin’s Creed  III حدود سه سال است که پروژه ی ساخت را پشت سر می گذارد . پروژه ی اساسینز کرید یکی از پر خرج ترین بازی های یوبی سافت است . تیم اصلی مونترال یوبی سافت و 6 استودیوی دیگر در حال کار بر روی بازی هستند . شخصیت اصلی از نظر پیشینه و شخصیت پتانسیل بسیار بالایی را داراست . علاوه بر این با نزدیک شدن به پایان سال 2012 و یکسان شدن مسیر بازی و مسیر دنیای واقعی شاهد همزاد پنداری بیشتری با دزموند مایلز خواهیم داشت . بازی از هر لحاظ پیشرفت محسوسی داشته با با پیشینه ای که از یوبی سافت مونتریال موجود است همگان انتظار شاهکاری دیگر و یکی از بزرگترین عناوین سال و حتی زمان را خواهند داشت.

این بازی در تاریخ 30 اکتبر 2012 عرضه شده است.

نمایش تریلر بازی

[ad_2]

لینک منبع

Need For Speed Most Wanted،شما تحت تعقيب هستيد

[ad_1]

عطش سرعت : تحت تعقیب (به انگلیسی : Need For Speed Most Wanted ) یک بازی ماشین رانی مسابقه ای و رانندگی آزاد می باشد که در شرکت Criterion Games تولید و توسط شرکت Electronic Arts  در ماه نوامبر 2012 به بازار عرضه شده است. این بازی نوزدهمین نسخه از سری بازی های عطش سرعت می باشد که برای ویندوز , پلی استیشن 3 , ایکس باکس 360 و همچنین PS Vita عرضه شده است.

در سال ۲۰۰۵ بازی با همین نام یعنی NFS: Most Wanted توسط EA برای تمام پلتفرم های وقت ، عرضه شد. همچون بسیاری دیگر از بازی های ریسینگ آن روزها ، این بازی نیز راوی تعقیب و گریزهای پلیس و رانندگان در حال مسابقه دادن بود که ضمن گیم پلی و گرافیکی زیبا ، این بازی را به یکی از عناوین مثال زدنی نسل گذشته تبدیل کرده بود. بهار سال ۲۰۱۲ خبر ساخت نسخه ی بعدی این بازی اعلام شد و همگان در انتظار رونمایی از عطش سرعت بعدی بودند اما هرگز فکر نمی کردند که قسمت بعدی این بازی ، با همان نام Most Wanted عرضه شود. این خبر در E3 2012 توسط الکترونیک آرتز به تایید رسید و بازی NFS: Most Wanted رونمایی شد. این بازی تنها واژه Most Wanted را یدک می کشد و ربطی به آن نسخه ۲۰۰۵ ندارد. از جالب توجه ترین نکات در این بازی استفاده از انجین قدرتمند Forstbite 2 است که در ابتدا هسته تبلیغاتی این بازی به حساب می آمد.

این بازی هیچ خط داستانی ندارد و این چیزی دور انتظار و منطق نیست و تمرکز NFS: Most Wanted بر سایر شاخص های سبک ریسینگ است.

امسال EA برخلاف سال گذشته ، تنها یک عنوان ریسینگ عرضه خواهد کرد و این مسئولیت سنگین را بر عهده استودیو Criterion ، سازنده سری بازیهای تحسین شده ی Burnout و بازی NFS: Hot Pursiut سپرد. Most Wanted تنها نماینده عطش سرعت و EA در سال ۲۰۱۲ می باشد. گیم پلی این بازی با تکیه بر تجربه ی Criterion  یکی از نقاط قوت این بازی به شمار می رود. بازی در سبک شبیه ساز نیست اما به گفته ی سازندگان ، رانندگی در این بازی با آنچه که در Hot Pursiut و Burnout ها تجربه کردیم ، فاصله دارد. رانندگی در این بازی مبنی بر فیزیک بازی تعریف می شود و گفته می شود بسیار سرگرم کننده خواهد بود و به گونه ای طراحی شده که گیمر ، از مسابقات متوالی و رانندگی طولانی مدت در این بازی ، خسته نشود.

پلیس ها مزاحمان اصلی شما در این بازی خواهند بود و مانند بسیاری از سایر عناوین این سبکی ، ضمن اعمال یک مسابقه ی جذاب ، باید از دست پلیس ها نیز بگریزید تا شما از دسترس و افق دید آنان خارج شوید. در صورتیکه پلیس به دنبال شما باشد ، با رسیدن به خط پایان مسابقه ، از آنها خلاص نخواهید شد و رانندگی شما تا زمانی که آنها شما را مفقود ببینند ، ادامه خواهند داشت که این مسئله در کنار سبک رانندگی بازی ، مهم ترین نوآوری گیم پلی NFS: Most Wanted محسوب می شود.

بازی دارای محیطی رانندگی آزاد (Open World) است و محل برگزاری مسابقات شما ، شهری بنام Fairhaven می باشد. دیگر ذهنیت مسابقه در جاده ها و پیست ها را از بین ببرید. خیابان های پهن و باریک ، پیچ و خم های سطح شهر بعلاوه پلیس هایی که حکم مانعی دردسر ساز را برای ما بازی می کنند ، از عواملی است که سازندگان ، آنرا چاره ی موفقیت دیدند. از دید تنوع و لایسنس خودرو ها هم همه می دانیم که نباید خرده ای داشته باشیم چرا که مهارت سازنده و ناشر این بازی در این باب به همه ما ثابت شده. در این بازی سیستم آپگرید از یک وسعت مورد انتظار و تقریبا کلیشه ای بهره مند است. توانایی هایی مانند تغییر رنگ خودرو ، چرخ ها ، سیستم تعلیق خودرو و آپگرید های در بخش تخصصی و ممکن موتور و حتی بدنه (برای مثال سپر خودرو را گونه ای انتخاب کنید که موانع خیابانی را کنار بزند و از مقاومت بیشتری برخوردار باشد یا اسپرت کردن خودرو) ، مشروط بر پیش بردن مراحل ، وجود دارد.

نسخه ی X360 این بازی از کینکت نیز پشتیبانی خواهد کرد. برای مثال هنگام فرار از پلیس تنها کافیست منوی بازی باز کرده و واژه ی “Nitrous” را بیان کنید.

در این بازی به طور یقین با گرافیکی قوی مواجه خواهید شد. افکت باران به خوبی نمایان است و آسفالت های خیس ، نور را بخوبی بازتاب می کنند. بدنه خودرو ها نیز از جلای کافی برخوردار است. تخریب پذیری اتومبیل ها و جزئیات خیابان ها نیز به گفته سازندگان بخش قابل اهمیتی محسوب شده است. درخشش خورشید در آسمان و اثرات آن بر محیط بازی ، بسیار محسوس و دلچسب است. بدون شک با چنین اوصافی ، گرافیک NFS: Most Wanted از مهم ترین عوامل تبلیغات و جذب بازیباز ها بوده و تاثیر افزاینده آنرا نمی توان نادیده گرفت.

صدای خراش و صدمه بدنه اتومبیل ها و صدای متفاوت برای موتور خودرو ها بطور اختصاصی از مهم ترین عوامل صداگذاری در این سبک است که بیش از هر جزء دیگری ، در شاخصه ی صداگذاری مورد بررسی قرار می گیرد.

[ad_2]

لینک منبع

بررسي نسخه جديد بازي فورزا

[ad_1]

سری بازی های Forza از جمله بازی های بسیار خوب و باکیفیت سبک شبیه ساز رانندگی به شمار می آیند که در این چند ساله توانسته اند به یکی از مدعیان این سبک تبدیل شوند. این سری که به طور معمول هر 2 سال یکبار راهی بازار می شوند، علاقه مندان زیادی دارند. اما امسال شاهد یک سنت شکنی در این سری هستیم و آن هم عرضه بازی Forza Horizon توسط استودیوی PlayGround و Turn 10 است.

داستان

بازی داستان خاصی ندارد، اما برای اینکه انگیزه ای برای بازی کردن داشته باشید، شما به عنوان یک راننده به فستیوال افق می آیید تا در آن با افراد دیگر در مسابقات رانندگی مختلف شرکت کنید. بازی در کلورادو اتفاق می افتد و محیطی بسیار بزرگ را برای مسابقه پیش روی شما قرار می دهد. همین سوژه ساده شما را راهی این بازی می کند و کاری می کند که از مسابقات آن لذت بسیار زیادی ببرید.

گرافیک

اگر سری بازی های Forza را بازی کرده باشید، حتماً می دانید که این عنوان از گرافیک بسیار خوبی برخوردار است. Forza Horizon نیز مانند نسخه های قبلی است و در این قسمت بسیار خوب عمل کرده و نظر شما را به خوبی به سمت خودش جلب می کند. طراحی کلورادو بسیار عالی صورت گرفته است. محیط هایی که از دشت ها، کوهستان ها و طبیعت بی نظیری تشکیل شده و آنقدر زیبا هستند که در بسیاری از مواقع ممکن است دست از رانندگی بکشید و محیط بازی را تماشا کنید. طراحی درختان، گیاهان، محیط های کوهستانی و… بسیار عالی صورت گرفته است.

نورپردازی خیره کننده و دیدن هاله های نور که از درختان عبور می کنند، مناظر بسیار زیبایی را به وجود آورده اند. استفاده از تکنیک Image Based Lighting که در Forza 4 باعث خلق Draw to Distanceهای بسیار واقعی شد، در Horizon نیز دیده می شود. طراحی اتومبیل ها نیز بسیار عالی صورت گرفته است. استفاده از چندضلعی های (Polygon) بسیار زیاد باعث شده که اتومبیل ها بدون لبه، بسیار پرجزئیات و شبیه به نمونه های واقعی به نظر برسند. از طرف دیگر، در این سری از بازی ها برای اولین بار شاهد چرخه روز و شب در بازی هستیم. فیزیک طراحی شده برای اتومبیل ها نیز در سطح مطلوبی قرار دارد و می توانید آثار تخریب و صدمه دیدگی را روی آن ها مشاهده کنید. در این نسخه، فریم بازی به دلیل ترافیک موجود در جاده ها از 60 به 30 کاهش پیدا کرده است.

موسیقی/صداگذاری

هدف این بازی، تجربه یک مسابقه رانندگی به دور از صحنه های سینمایی مانند سری Burnout است و به همین دلیل موسیقی ها زمانی که با محیط های بسیار زیبای بازی ترکیب می شوند، شرایط بسیار خوبی را به وجود می آورند. در کنار موسیقی های ساخته شده برای بازی، آهنگ های لایسنس شده نیز وجود دارند. صدای اتومبیل ها بسیار خوب شبیه سازی شده و هر کدام صدای مخصوص خودش را دارد. صداگذاری در این عنوان بسیار عالی صورت گرفته و نمی توان مشکل خاصی در آن پیدا کرد.

گیم پلی

Forza Horizon بر خلاف نسخه های قبلی این سری که شبیه سازی بودند، یک بازی Arcade به حساب می آید. این موضوع می تواند افراد جدیدی را به سمت این سری از بازی ها جذب کند و از طرف دیگر، طرفداران قدیمی را نیز با یک بازی هیجان انگیز مواجه کند. کنترل بسیار خوب اتومبیل ها باعث شده که لذت رانندگی در یک عنوان Arcade به خوبی به بازیکنان منتقل شود. محیط های بزرگ، متنوع و انواع و اقسام مسابقات باعث شده اند که روند بازی بسیار زیبا و بدور از تکرار باشد. حضور در یک دنیای Open-World از دیگر المان هایی است که باعث زیبایی گیم پلی شده است. در Horizon نباید به دنبال یک شبیه سازی کامل باشید.

هدف این بازی این است که شما لذت رانندگی و سرعت را به حالت Arcade تجربه کنید و مسابقات مختلف را در شرایط گوناگون پشت سر بگذارید. فیزیک بازی نسبت به Forza 4 با تغییرات خوبی همراه بوده که برای یک بازی Open-World طراحی شده و باعث شده تا اتومبیل ها در شرایط مختلف و برخوردهای گوناگون آسیب ببینند. در Horizon می توانید تا هر جایی که بازی طراحی شده و به شما اجازه می دهد، رانندگی کنید. هیچ محدودیتی برای حضور در جاده ها و یا مسیرهای خارج از جاده وجود ندارد. مسابقات مختلفی را در این بازی پیش روی خواهید داشت که از بین آن ها می توان به Drift و Point to Point اشاره کرد.

هوش مصنوعی طراحی شده برای اتومبیل هایی که در جاده ها دیده می شوند نیز خوب از کار درآمده و یک سیستم کاملاً داینامیک برای آن ها طراحی شده تا نسبت به شکل بازی، بازیکنان از خود واکنش نشان دهند. مسابقات بازی به شکل Random پیش روی شما قرار می گیرند و در هر ساعت از شبانه روز، بازی شما را با مسابقه ای جدید مواجه می کند. تله های سرعت نیز در بازی وجود دارند. با ورود به این قسمت ها باید تا نقطه ای که مشخص می شود، با سرعت برانید. پس از عبور از این نقطه، متوسط سرعت شما به نمایش درمی آید. هر چقدر که بتوانید سرعت خود را در این قسمت ها بالا ببرید، اعتبار بیشتری بدست می آورید.

نتیجه گیری

Horizon یک Spin-off بسیار خوب برای سری بازی های Forza به حساب می آید و مسیر تازه ای را در آن ها به وجود آورده است. این بازی می تواند برای علاقه مندان به بازی های رانندگی یک عنوان بسیار قابل قبول و لذت بخش باشد.

سرآمد به نقل از پردیس گیم

[ad_2]

لینک منبع

شرلوك هلمز

[ad_1]

از دوران طلایی بازی های ماجراجویی سال های زیادی می گذرد و دیگر کمتر کسی به این سبک از بازی ها توجه می کند و آثار اندکی در این سبک ساخته می شوند. هنوز خیلی از بازیکنان علاقه مند، دوست دارند تا عنوان های جدیدتری را در این سبک تجربه کنند. به تازگی نیز نسخه جدید سری بازی های Sherlock Holmes راهی بازار شده تا دوستداران این سبک بتوانند ساعت های پر از معمایی را با این بازی دوست داشتنی تجربه کنند.

داستان

بازی های ماجراجویی همیشه با داشتن یک داستان قوی و بسیار زیبا مورد توجه قرار می گرفتند. The Testament of Sherlock Holmes نیز از این قاعده مستثنی نیست و زمانی که این بازی را تجربه می کنید، داستان آن به سرعت شما را تحت تأثیر قرار می دهد. گروهی از کودکان مشغول خواندن یکی از داستان های شرلوک هولمز می شوند و چیزی که آن ها می خوانند به صورت بازی برای بازیکنان به نمایش درمی آید. ماجرا از جایی آغاز می شود که هولمز به همراه دکتر واتسون (Dr. Waston) برای بررسی صحنه یک دزدی به خانه فرد ثروتمندی می روند. این شخص دارای گردنبند بسیار ارزشمندی بوده که به ظاهر به سرقت رفته و اکنون از هولمز و واتسون درخواست کمک کرده است.

پس از اینکه معمای این دزدی حل می شود و حتی خود گردنبند نیز پیدا می شود، اسکاتلندیارد به خانه هولمز می آید و مشخص می شود که گردنبند پیدا شده، تقلبی بوده است. ماجرا تا اینجا ادامه پیدا می کند و هولمز که با یک کشیش قرار دارد، آنجا را ترک می کند و به محل قرارش می رود، اما کشیش به شکل فجیعی به قتل رسیده است. اینجاست که هولمز دوباره دست به کار می شود و تا جایی که می تواند شرایط را بررسی می کند و سرنخ هایی را بدست می آورد که مسیر او را به سمت دیگری می برد. داستان بازی با قتل ها و دزدی های مختلف پیچیده تر می شود و شما را درگیر خودش می کند. کشش داستانی بازی بسیار جالب توجه است و اتفاقات رخ داده در آن روند هیجان انگیزی به وجود آورده اند. شاید شکل داستان در مقایسه با سایر بازی های اکشن، کسل کننده باشد، اما برای کسانی که به سبک ماجراجویی علاقه مند هستند، قطعاً بسیار جذاب خواهد بود

گرافیک

کیفیت طراحی محیط و بافت های به کار رفته در آن ها قابل قبول و پرجزئیات هستند. محیط ها بسیار متنوع و زیبا از کار درآمده اند و نمای اواخر قرن 18 میلادی به خوبی در آن ها دیده می شود. خانه ها و محیط هایی که در آن ها حضور پیدا می کنید، بسیار زیبا طراحی شده اند به خوبی شما را در فضای رمز آلود بازی قرار می دهند. البته طراحی شخصیت ها چندان جالب از کار درنیامده که برای این بازی واقعاً جای تأسف دارد. ضعف در انیمیشن های شخصیت ها کاملاً مشهود است و حرکات صورت نیز اصلاً خوب از کار درنیامده است. اگر این قسمت بهتر از این می بود، مطمئناً بازی در قسمت گرافیک یک نمایش بهتر داشت.

موسیقی/صداگذاری

موسیقی های نسبتاً خوبی برای بازی طراحی شده، اما تعداد آن ها زیاد نیست. البته بازی نیز به شکلی طراحی شده که نبود موسیقی ها چندان جلب توجه نمی کند. صدای محیط خوب از کار درآمده و در برخی موارد توانسته جای خالی موسیقی ها را پر کند، اما بد نبود که موسیقی های بیشتری را در بازی می شنیدیم تا هم جذابیت بازی بیشتر شود و هم سکوت بیش از حد را در برخی از قسمت ها شاهد نباشیم. صداگذاری روی شخصیت های بازی نیز بد انجام نشده و انتظارات را برآورده کرده، اما همان طورکه گفتیم، انیمیشن های بدی که برای صورت طراحی شده اند، باعث شده که حرکت لب با صدا نیز یکسان نباشد.

گیم پلی

TToSH دارای گیم پلی بسیار خوبی است و سازندگان توانسته اند این قسمت را روی کنسول ها نیز با موفقیت پیاده سازی کنند. گیم پلی بازی بسیار چالش برانگیز و زیبا از کار درآمده و شما را همیشه درگیر معماها و اتفاقات مختلف می کند. اولین کاری که باید انجام دهید، این است که محیط های مختلف را قدم به قدم بررسی کنید و آیتم های مختلف و یا سرنخ های جدید را بدست بیاورید. پس از این کار، می توانید با شخصیت های دیگر صحبت کنید. صحبت کردن با دکتر واتسون همیشه راهگشای شما خواهد بود. کتابی به همراه خواهید داشت که در آن مدارک و سرنخ هایی که به دست آورده اید، لیست شده اند. با مرا جعه به آن باید به نوعی اتفاقات رخ داده در بازی را به هم ربط دهید. گزینه های مختلفی پیش روی شما خواهند بود که برخی از آن ها دارای چند انتخاب مختلف هستند.

اگر بتوانید این گزینه ها را در بهترین حالت به یکدیگر ارتباط دهید، رنگ آن ها سبز می شود و شما می توانید اتفاقات بازی را شرح دهید. برخی از آیتم ها را نیز باید در محل کار هولمز مورد بررسی و آزمایش قرار دهید. از آزمایش های شیمیایی گرفته تا آزمایش های ظاهری و بررسی دقیق آیتم هایی که بدست آورده اید. همچنین همیشه می توانید دیالوگ های بازی را در قسمت خاصی که برای آن طراحی شده، مشاهده کنید و با بررسی دوباره آن ها سعی کنید که متوجه اتفاقات رخ داده در بازی بشوید. در بازی کنترل هر دو شخصیت واتسون و هولمز را بدست می گیرید. هر کدام از آن ها کارهای خاصی را انجام می دهند، اما کنترل شخصیت هولمز بسیار بهتر به نظر می رسد. دوربین بازی قابل تغییر است و می توانید آن را از زاویه دید سوم-شخص به اول-شخص تغییر دهید. از دید اول-شخص بهتر می توانید محیط بازی را بررسی کنید و به همین دلیل ما هم پیشنهاد می کنیم که بازی را در این حالت دنبال کنید.

نتیجه گیری

نسخه جدید سری بازی های Sherlock Homes یک عنوان بسیار خوب و جذاب است. برخی مشکلات در آن دیده می شوند و همین موضوع می تواند نظر علاقه مندان به این سبک را به خودش جلب کند. داستان جذاب و گیم پلی زیبا نیز از دیگر نقاط قوت بازی به حساب می آیند.

[ad_2]

لینک منبع