LaWS ؛ توپ لیزری نیروی دریایی آمریکا برای نابودی اهداف پرسرعت

[ad_1]

در گذشته فیلم‌های تخیلی همچون جنگ ستارگان تنها جایی بود که می‌توانستیم در آن توپ‌های لیزری را ببینیم؛ اما امروزه کشتی‌های نیروی دریایی آمریکا نیز به این توپ‌ها مسلح شده و آن را عملیاتی کرده‌اند. LaWS یک توپ لیزری است که اخیرا اعلام شده به آمادگی عملیاتی کامل رسیده است.

بنابر اعلام نیروی دریایی آمریکا، توپ لیزری LaWS که از سال 2014 روی کشتی ترابری دوزیست یواس‌اس پونس (USS Ponce) با شناسه LPD-15 نصب و آزمایش‌های گوناگونی را گذرانده است، هم‌اکنون کاملا آماده عملیات است. نیروی دریایی این خبر را پس از آخرین آزمایش انجام شده تا به امروز اعلام کرد. LaWS که با شناسه AN/SEQ-3 شناخته می‌شود، اولین توپ لیزری فعال و عملیاتی در جهان است. این توپ در آزمایش‌های خود موفق ظاهر شده، تا آن‌جا که نیروی دریای آمریکا پیش‌تر اعلام کرده بود این توپ نتیجه‌ای فرای انتظارها داشته است.

LaWS یک توپ لیزری حالت جامد است که وظیفه اصلی آن نابودی پهپادهاست. اینگونه توپ‌ها معمولا برای درگیری با اهداف پرسرعت در برد کوتاه (کمتر از 10 کیلومتر) بکار می‌روند. ناگفته نماند براساس کنوانسیون ژنو، هیچ کشوری اجازه استفاده از توپ لیزری علیه اهداف انسانی را ندارد و تنها مجاز به هدف قرار دادن تجهیزات است؛ نیروی دریایی آمریکا نیز پایندی خود به این قانون را پیش‌تر در سال 2014 اعلام کرده بود.

LaWS

سرنگونی یک پهپاد در آزمایش‌های پیشین LaWS

در آزمایشی که اخیرا انجام شد، توپ لیزری LaWS پهپادی مشابه پهپادهای ارتش چین، روسیه، کره شمالی و دیگر رقیبان آمریکا را با موفقیت سرنگون کرد. این توپ با متمرکز کردن پرتوهای پرانرژی لیزر مرگبار، دمای آن نقطه از هدف را به چند هزار درجه رساند و با آتش زدن با‌ل‌های پهپاد، موجب شد پهپاد بلافاصله در آب سقوط کند. ستوان کِیل هیوز (Lt. Cale Hughes)، افسر توپ لیزری LaWS روی کشتی یواس‌اس پونس درباره این توپ می‌گوید:

ما نگران باد، فاصله و یا هیچ چیز دیگر نیستیم و این توان را داریم تا با اهدافی هم سرعت نور درگیر شویم.

دقت بالا و از میان برداشتن آسیب جانبی و خسارت ناخواسته نیز از دیگر ویژگی‌های این توپ است؛ چراکه دیگر احتمال خطا رفتن گلوله و برخورد آن به دیگران وجود ندارد. این توپ لیزری می‌تواند با متمرکز کردن انرژی لیزر روی یک نقطه، بنابر شرایط درگیری هدف را نابود کرده و یا از کار بیاندازد. به لطف این ویژگی نیز می‌توان از کشته شدن انسان‌ها جلوگیری کرد. برای مثال یک قایق را در نظر بگیرید که به سمت کشتی مسلح به توپ لیزری می‌رود. کشتی می‌تواند با هدف قرار دادن موتور، قایق را از کار بیاندازد، بی‌آنکه به سرنشینان قایق آسیبی بزند. درحالی که اگر کشتی از موشک استفاده می‌کرد، کل قایق نابود می‌شد. هنگام استفاده از گلوله نیز ممکن بود گلوله خطا رود به افراد برخورد کند.

کارکرد و شلیک LaWS کاملا بی‌صدا است و پرتوهای لیزر مرگبار آن برای چشم نامرئی هستند. نکته دیگری که بایستی به آن توجه کرد این است که مهاجمان هر اندازه سریع و مانور دهنده باشنده، باز هم توان فرار از دست پرتوهای پرسرعت لیزر که با سرعت نور سفر می‌کنند را ندارند. برای مقایسه بد نیست بدانید پرتوهای این توپ لیزری 50 هزار بار سریع‌تر از یک موشک بالستیک قاره پیما (ICBM) هستند. اهداف به محض کشف شدن توسط سامانه‌های پویشی و اکتشافی، بلافاصله مورد برخورد پرتوهای لیزر قرار می‌گیرند، به عبارتی به محض پیدا شدن، پرتوهای پرسرعت لیزر روی آن تابیده می‌شود.

این توپ لیزری چندمنظوره است و در کنار وظیفه نابود کردن هدف‌ها، می‌تواند پرتوهای دیده شونده (مرئی) و هشدار دهنده غیرمرگبار بتاباند، برای کمک به موشک‌های دارای هدایت گرمایاب و هدایت لیزری هدف را نشانه‌گذاری کند و یا با کور کردن سیستم‌های دیداری (اپتیکی) و گرمایی در موشک‌ها یا هواگردهای دشمن همچون پهپادها، آن‌ها را از کار بیاندازد. در توضیح کمک به هدف‌یابی برای موشک‌های گرمایاب باید افزود که این موشک با افزایش دمای هدف، آن را از دیگر اهداف و یا دمای محیط زمینه گرم‌تر کرده و برای موشک متمایز و مشخص‌تر می‌سازد.

LaWS

این توپ لیزری 40 میلیون دلار قیمت داشته و هربار شلیک با آن تنها 1 دلار برای نیروی دریایی هزینه دارد، این درحالی است که هر موشک پدافند هوایی چند میلیون دلار ارزش دارد. جنگ افزارهای لیزری جایگزینی ارزان‌تر، دقیق‌تر و سریع‌تر برای موشک‌ها هستند. LaWS انرژی الکتریکی مورد نیازش را از یک ژنراتور مخصوص خودش دریافت می‌کند و برای عملیاتی بودن تنها به 3 خدمه نیاز دارد. حسن دیگر این توپ آن است که تا زمانی که نیازهایش، همچون نیروی الکتریکی، فراهم شود، توان شلیک دارد و با مسئله محدودیت مهمات رو‌به‌رو نیست.

درحال حاضر این توپِ همه کاره توان نابودی طیف گسترده‌ای از اهداف دریاپایه، هواپایه و خشکی‌پایه همچون قایق‌های کوچک و پهپادها را داراست. اما مهندسان نیروی دریایی در تلاش هستند تا با ساخت نمونه‌های قوی‌تر از LaWS، آن‌ها را علیه موشک‌های بالستیک و اهداف بزرگ‌تر نیز بکار برند. گرچه LaWS نیز با توجه به قدرتش، نابودی موشک‌های کروز (دست کم موشک‌های کروز فروصوت) را داراست، اما نیروی دریایی از ارائه جزئیات بیش‌تر پیرامون توانمندی‌های این توپ اکیدا خودداری نموده و اطلاعات آن را به‌صورت طبقه بندی و محرمانه دسته‌بندی کرده است. نیروی دریایی آمریکا قصد دارد تا اوایل سال 2020، چند کشتی دیگر را نیز به توپ‌های لیزری مسلح کند.

[ad_2]

لینک منبع

کیفیت و خوانایی نمایشگر کدام گوشی پرچمدار در روشنایی روز و زیر نور آفتاب بهتر است؟

[ad_1]

در ادامه خوانایی نمایشگر گلکسی اس 8 پلاس، آیفون 7 پلاس، ال جی جی 6، گوگل پیکسل، اکسپریا ایکس زد اس و وان پلاس 5 را از نظر میزان روشنایی ، دید در فضای باز و زیر نور آفتاب مقایسه می‌کنیم.

اگرچه در تابستان امسال، دمای هوا در سراسر دنیا به میزان بسیار زیادی در مقایسه با سال‌های قبل افزایش یافته است، اما این گرما هم نمیتواند مردو را در خانه نگه دارد. فصل تابستان فارغ از گرمای آن، بهترین فرصت برای تفریح و گشت و گذار است و هیچکس دوست ندارد چنین فرصتی را از دست بدهد.اما برای افرادی که گوشی موبایل بخش قابل توجهی از زندگی‌شان را تشکیل می‌دهد علاوه بر گرما یک مشکل دیگر نیز وجود دارد؛ آن‌ها مجبورند حین کار کردن با دستگاه، آن را در یک دست نگه داشته و با دستی دیگر یک سایه‌بان برایش درست کنند، چرا که تابش نور خورشید به حدی است که محتواها بر روی نمایشگر به راحتی دیده نمی‌شوند.

خوانایی نمایشگر

کاربران دوست دارند از کم، زیاد و یا متعادل بودن خوانایی نمایشگر گوشی موبایل خود مطلع شوند. اگر آن‌ها بدانند دید در فضای باز صفحه نمایش گوشی موبایل آن‌ها با دیگر محصولات در یک رده است، این مشکل قابل تحمل خواهد شد، اما اگر متوجه شوند محصولاتی در بازار دارای نمایشگرهایی بسیار خوانا زیر نور مستقیم آفتاب هستند، قضیه کمی برایشان دردآور می‌شود!

در ادامه به مقایسه میزان روشنایی و دید در فضای باز شش مورد از برترین پرچمداران بازار امروز می‌پردازیم. بهتر است ابتدا مشخصات فنی نمایشگرهای آن‌ها را بررسی کنیم.

گوشی موبایلاندازهنسبت ابعاد تصویرنوع پنلرزولوشنسقف میزان روشنایی
اپل آیفون 7 پلاس5.5 اینچ16:9LCDفول اچ‌دی672 نیتس
سامسونگ گلکسی اس 8 پلاس6.2 اینچ18.5:9AMOLEDکیو اچ‌دی565 نیتس
گوگل پیکسل5.0 اینچ16:9AMOLEDفول اچ‌دی398 نیتس
سونی اکسپریا ایکس زد اس5.2 اینچ16:9LCDفول اچ‌دی511 نیتس
ال جی جی 65.7 اینچ18:9LCDکیو اچ‌دی506 نیتس
وان پلاس 55.5 اینچ16:9AMOLEDفول اچ‌دی435 نیتس

با توجه به چارت بالا، روشنایی صفحه نمایش آیفون 7 پلاس و گلکسی اس 8 پلاس از چهار گوشی موبایل دیگر بیشتر است، به طوری که این میزان در هر دوی آن‌ها بالای 550 نیتس است. هر چه این عدد بیشتر باشد، مشاهده محتوا بر روی یک نمایشگر راحت‌تر خواهد بود.

خوانایی نمایشگر

بعد از آن‌ها اکسپریا ایکس زد اس و با فاصله کمی از آن ال جی جی 6 قرار دارند که روشنایی آن‌ها نیز بالاتر از 500 نیتس است. اگرچه برای افزایش خوانایی در فضای باز فاکتورهای تاثیرگذار دیگری نیز وجود دارند، اما از نظر نخستین فاکتور مهم، وان پلاس 5 و گوگل پیکسل عملکرد به مراتب ضعیف‌تری دارند. سقف روشنایی نمایشگر گوشی موبایل سال 2016 گوگل حتی از 400 نیتس نیز کمی کمتر است.

در عمل، به جز حداکثر میزان روشنایی، بازتاب‌پذیری نیز در خوانایی نمایشگر اهمیت زیادی دارد. بهترین کار برای مقایسه واقعی میزان روشنایی و دید در فضای باز این دستگاه‌ها، قرار دادن آن‌ها زیر نور مستقیم آفتاب و مشاهده عملکرد است.

خوانایی نمایشگر

تصاویر زیر همگی در زیر نور مستقیم و البته شدید آفتاب گرفته شده‌اند که شرایطی چالش برانگیز برای هر دوربین محسوب می‌شود. در چنین حالتی، به خاطر پویایی بالای منظره نمی‌توان صحنه را به صورت واقعی ثبت کرد. به همین دلیل، به منظور ایجاد تصاویری واقع‌بینانه به منظور بررسی میزان خوانایی نمایشگر زیر نور آفتاب، ویرایش‌هایی بر روی آن‌ها انجام شده است. از آنجایی که تمامی عکس‌ها به یک میزان ویرایش شده‌اند، این مقایسه میزان روشنایی و دید در فضای باز عادلانه خواهد بود.

در پایین دو منظره نخست، ابتدا تصویر اورجینال که توسط دوربین ثبت شده را مشاهده می‌کنید. در ادامه می‌توانید نحوه نمایش همان صحنه در زیر نور مستقیم آفتاب در نمایشگر هر شش گوشی موبایل یاد شده را ببینید.

منظره اول

تصویر اورجینال

خوانایی نمایشگر

محتوای روی نمایشگر

خوانایی نمایشگر

تصویر این صحنه، بر روی برخی نمایشگرها به راحتی و بدون هیچ زحمتی دیده می‌شود. اگرچه هدف ابتدایی ما مقایسه کیفیت و خوانایی نمایشگر این صفحه‌ نمایش‌ها بود، اما با آغاز آزمایش توجه‌مان به یک تفاوت آشکار دیگر نیز جلب شد. رنگ‌ها در هر نمایشگر به شیوه‌ای متفاوت به تصویر کشیده می‌شوند.

متاسفانه در برخی موارد، با یک مقایسه ساده با تصویر اورجینال متوجه می‌شویم رنگ‌های واقعی حفظ نشده است. در هر صورت، تمرکز خود را بر روی هدف اصلی تست نگه می‌داریم. امتیازدهی در این بخش و مشخص کردن بهترین گوشی موبایل را بر عهده شما می‌گذاریم. پرواضح است که گوگل پیکسل، عملکرد بسیار ناامیدکننده‌ای در صحنه نخست دارد.

منظره دوم

تصویر اورجینال

خوانایی نمایشگر

محتوای روی نمایشگر

خوانایی نمایشگر

در این منظره نیز همانند مورد بالا، عملکرد وان پلاس 5 و مخصوصا گوگل پیکسل از چهار گوشی موبایل دیگر ضعیف‌تر است. به نظر می‌رسد اهمیت میزان روشنایی نمایشگر بر حسب نیتس بیشتر از آن چیزی است که تصور می‌کردیم، چرا که مجددا گلکسی اس 8 پلاس، اکسپریا ایکس زد اس و آیفون 7 پلاس خوانایی نمایشگر بیشتری دارند.

منظره سوم

محتوای روی نمایشگر

خوانایی نمایشگر

از آنجایی که زیر نور مستقیم آفتاب، خواندن متن اصلی‌ترین چالشی است که در برابر کاربر قرار می‌گیرد، صحنه سوم در بر دارنده نوشته‌هایی ریز و درشت است. در اینجا نیز فقط آیفون 7 پلاس، گلکسی اس 8 پلاس و اکسپریا ایکس زد اس عملکرد قابل قبولی دارند. برخلاف دو صحنه بالا، در اینجا عملکرد اکسپریا ایکس زد اس از گوشی های موبایل دیگر بهتر است.

نتیجه‌گیری از مقایسه خوانایی نمایشگر گوشی‌‎های پرچمدار

در مقایسه با چند سال قبل، نمایشگر گوشی های موبایل از نظر حفظ تعادل رنگ‌ها و همچنین میزان روشنایی وضعیت بهتری پیدا کرده‌اند. در سال گذشته نیز چنین بررسی بر روی برترین پرچمداران انجام گرفت. اکنون می‌بینیم به صورت متوسط، شش گوشی موبایل منتخب سال جاری وضعیت بهتری در مقایسه با سال 2016 دارند. حتی بر روی نمایشگر بدترین دستگاه در بین این شش مورد نیز محتواها با کمی زحمت قابل مشاهده‌ هستند، در حالی که تا چند سال قبل، حین استفاده از اکثر گوشی های موبایل زیر نور آفتاب، ابدا هیچ چیزی مشخص نبود.

با وجود عملکرد بسیار خوب هر دو گوشی موبایل آیفون 7 پلاس و گلکسی اس 8 پلاس، پرچمدار سامسونگ عملکرد بهتری را به نمایش گذاشت. همچنین اگرچه بر اساس اعداد و ارقام پیرامون مشخصات نمایشگرها، رتبه اول و دوم را مختص پرچمداران اپل و سامسونگ می‌دانستیم، اما اکسپریا ایکس زد اس بعد از گلکسی اس 8 می‌ایستد. برترین گوشی موبایل سال گذشته اپل در مقایسه پیشین در جایگاه نخست قرار داشت، اما امسال به رتبه سوم سقوط کرده است.

ال جی جی 6 و وان پلاس 5 اگرچه عملکرد آن‌چنان قابل قبولی نداشتند، اما در مقایسه با گوگل پیکسل خیلی بهتر ظاهر شدند. گوشی موبایل سال گذشته شرکت گوگل با وجود داشتن قیمتی سرسام‌آور، از نظر میزان روشنایی و دید در فضای باز بسیار ناامیدکننده است.

رتبهگوشی موبایلامتیاز
1#سامسونگ گلکسی اس 8 پلاس7.0
2#سونی اکسپریا ایکس زد اس6.5
3#اپل آیفون 7 پلاس6.2
4#ال جی جی 65.0
5#وان پلاس 54.5
6#گوگل پیکسل2.0

[ad_2]

لینک منبع

نگاهی به زمان عرضه اندروید O برای گوشی های محبوب اندرویدی

[ad_1]

در این مقاله به بررسی زمان عرضه اندروید O برای گوشی‌های محبوب اندرویدی نظیر گلکسی اس 8، ال جی جی 6، اچ تی سی 11، سونی اکسپریا ایکس زد پریمیوم و غیره خواهیم پرداخت. لازم به ذکر است که برخی از این موارد توسط خود شرکت‌ها تایید نشده‌اند.

شاید تا چند ماه پیش همه چیز در مورد آپدیت بزرگ بعدی اندروید گنگ و مبهم بود، اما حالا برای عموم روشن است که اندروید O در آینده‌ای نزدیک برای دیوایس‌های مختلف عرضه خواهد شد. اگر اطلاعات پیشین ما هرآنچیزی بود که تا به حال می‌دانستیم، تنها باید می‌گفتیم که تعداد محدودی از کاربران اندرویدی از همان روز اول قادر به دریافت این به روزرسانی هستند. در ابتدا کاربران گوشی های گوگل پیکسل این آپدیت را دریافت خواهند کرد، اما بعدی کیست؟ در ادامه خواهیم دید.

اما این همه سر و صدا برای چیست؟ آیا اندروید O آپدیت بسیار مهمی برای سیستم عامل موبایلی گوگل است؟ در بیشتر موارد، این نسخه از پلتفرم اندروید ارائه کننده بهبودهای فراوانی در زیر قاب گوشی‌های هوشمند است که به لطف مجموعه‌ای از بازنگری‌های اندروید به ارمغان آمده است. نوتیفیکیشن‌ها مسلما بهتر از قبل شده‌اند و ما منو تنظیمات بازطراحی شده‌ای را شاهد خواهیم بود که می‌خواهد همه چیز را منظم و حساب شده در کنار یکدیگر قرار دهد. این‌ها تنها بخش کوچکی از مزیت‌های اندروید O هستند. پیشنهاد می‌کنیم برای آشنایی هرچه بیشتر با قابلیت‌های جدید این نسخه، مطلب را مشاهده کنید.

هنوز هم یک سوال مهم بی‌پاسخ مانده است

زمان عرضه اندروید O

جدیدترین برآورد زمانی که ما از آپدیت بزرگ آینده اندروید داشته‌ایم، به نظر می‌رسد باید در نیمه دوم مرداد ماه منتظر  پرده برداری از نسخه نهایی اندروید O باشیم. جدیدترین شنیده‌ها از شایعات حاکی آن است که احتمالا زمان عرضه اندروید O برای گوشی های گوگل پیکسل بین 10 الی 17 مرداد ماه خواهد بود. این شایعات همچنین ادعا می‌نند که دیگر خبری از نسخه چهارم پیشنمایش توسعه دهندگان در کار نیست و این عدد بر روی 3 باقی می‌ماند. در حال حاضر کاربران ماجراجوی اندرویدی از نسخه سوم پیشنمایش توسعه دهندگان اندروید O بر روی گوشی‌های سازگار خود بهره می‌برند.

زمان عرضه اندروید O برای گوشی های محبوب اندرویدی

تمامی این‌ها با عرضه ناگهانی اندروید 7 نوقات در 22 آگوست سال 2016 (یکم شهریور 95) منطبق است که می‌تواند امسال نیز تداوم داشته باشد. این گونه به نظر می‌رسد که گوگل نسبت به سال‌های گذشته ایده‌های بهتری برای عرضه اندروید دارد و می‌خواهد تا فصل پاییز دیگر تمامی شرکت‌ها نسخه‌های جدید اندروید را در اختیار کاربرانشان قرار دهند.

نسخه اندرویدزمان عرضه
اندروید 4 Ice Cream Sandwich26 مهر 1390
اندروید 4.3 Jelly Bean19 تیر 1391
اندروید 4.4 KitKat9 آبان 1392
اندروید 5 Lollipop21 آبان 1393
اندروید 6 Marshmallow13 مهر 1394
اندروید 7 Nougat1 شهریور 1395
*اندروید 8 O*مرداد 1396

اما همچنان سوال مهم دیگری باقی است

کدام گوشی‌ها و چه زمانی اندروید O را دریافت می‌کنند؟

در زیر بنا به اطلاعاتی که از سوی منابع مختلفی به گوش رسیده، ما لیستی از گوشی‌های دریافت کننده و زمان عرضه اندروید O برای آن‌ها را ذکر کرده‌ایم. از آن‌جایی که این اطلاعات ابتدایی هستند، انتظار می‌رود در آینده‌ای نزدیک با تغییراتی مواجه شوند.

گوگل پیکسل / پیکسل ایکس ال

گوگل عرضه اندروید O را همراه با گوشی‌های پیکسل خود آغاز خواهد کرد.

نکسوس 6 پی / نکسوس 5 ایکس

پرچمداران قدیمی گوگل نیز پس از گوشی‌های پیکسل اندروید O را دریافت خواهند کرد و زمان آن باید پیش از پایان سال باشد.

گلکسی اس 8 / گلکسی اس 8 پلاس

در حال حاضر اطلاعی از زمان عرضه اندروید O برای گوشی های سری گلکسی S8 در دست نیست و باید نسبت به تجربیات گذشته‌ای که داشتیم زمان آن را بین ماه‌های دی و بهمن بدانیم. این آپدیت برای نسخه‌های مخصوص شرکت‌های مخابراتی ممکن است تا فروردین ماه نیز منتشر نشود.

گلکسی نوت 8

هنوز مشخص نیست که آیا گلکسی نوت 8 همراه با اندروید O عرضه خواهد شد یا خیر. با این حال اگر چنین نباشد مطابق گلکسی اس 8، زمان عرضه اندروید O برای این گوشی نیز بین اسفند و بهمن خواهد بود.

گلکسی اس 7 / گلکسی اس 7 اج

پرچمداران قبلی سامسونگ زمانی که به بحث داغ آپدیت‌های نرم افزاری می‌رسند، از اهمیت کمتری برای این کمپانی کره‌ای برخوردارند. ما نباید متعجب شویم اگر آن‌ها  آپدیت جدید اندروید را در زمانی بین اسفند تا اردیبهشت دریافت کنند.

گلکسی اس 6 / گلکسی اس 6 اج / گلکسی اس 6 اج پلاس

اندروید O آخرین به روزرسانی نرم افزاری برای این سه محصول خواهد بود. به نظر می‌رسد هر سه آن‌ها آپدیت مذکور را در بهار 96 دریافت کنند.

ال جی وی 30

از آنجایی که گوشی ال جی وی 20 در سال گذشته نخستین محصولی بود که همراه با اندروید نوقا روانه بازار شد، این احتمال وجود دارد که گوشی ال جی وی 30 نیز نخستین گوشی حاوی اندروید O در بازار باشد.

ال جی جی 6

آخرین پرچمدار ال جی احتمالا تا پایان سال جاری میلادی (زمانی بین ماه آذر و دی) این به روزرسانی را دریافت خواهد کرد. با توجه به تجربیات گذشته، این زمان می‌تواند برای نسخه‌های مخصوص شرکت‌های مخابراتی نیز صدق کند.

ال جی وی 20

هنوز مشخص نیست که فبلت ال جی V20 چه زمانی اندروید O را دریافت کند، اما احتمالا اواخر سال 2017 یا اویل سال 2018 این عمر صورت بگیرد.

ال جی جی 5

از آنجایی که گوشی G5 تنها محصولی بود که اوایل ماه مه سال 2017 آپدیت اندروید نوقا را دریافت کرد، این احتمال وجود دارد که صاحبان این گوشی باید یک سال دیگر برای چشیدن طعم اندروید O منتظر بمانند.

اچ تی سی 11

اچ تی سی متعهد شده است که آپدیت‌های جدید اندروید را در فاصله زمانی 90  روزه در اختیار گوشی‌های پرچمدار خود قرار دهد. ظاهرا اچ تی سی 11 نیز به همین روال، حداکثر تا اواخر سال 2017 آپدیت اندروید O را دریافت خواهد کرد.

اچ تی سی 10

از آنجایی که اچ تی سی 10 پرچمدار قبلی غول تایوانی محسوب می‌شود، احتمالا این گوشی کمی دیرتر و اوایل سال 2018 میلادی آپدیت مربوطه را دریافت خواهد کرد.

سونی اکسپریا ایکس زد پرمیوم / اکسپریا ایکس زد اس

گوشی‌های پرچمدار سونی احتمالا تا اواخر سال 2017 میلادی (زمانی بین ماه آذر و دی) آپدیت جدید اندروید را دریافت می‌کنند.

وان پلاس 5

گوشی OnePlus 5 که امسال سر و صدای زیادی را نیز به پا کرده است، احتمالا همانند سایر پرچمداران دنیای اندرویدی تا اواخر سال 2017 آپدیت اندروید O را دریافت خواهد کرد.

وان پلاس 3 / وان پلاس 3 تی

Pete Lau مدیرعامل شرکت وان پلاس متعهد شده است که این دو گوشی به طور قطع تا اواخر سال 2017 آپدیت جدید اندروید را دریافت می‌کنند.

شرکت HMD Global متعهد شده است که تمامی گوشی‌های اندرویدی نوکیا شامل Nokia 3، Nokia 5 و Nokia 6 آپدیت اندروید O را دریافت خواهند کرد، پس باید منتظر خبرهای خوبی باشیم. با این تفاسیر هنوز زمان دریافت آپدیت جدید اندروید توسط این گوشی‌ها اعلام نشده است و ما در حال حاضر اطلاع دقیقی از این مورد نداریم.

نوکیا 5

[ad_2]

لینک منبع

مروری بر سیر تکامل زیردریایی ها؛ آینده جنگ زیردریایی به کدام سمت می‌رود؟

[ad_1]

زیردریایی یکی از قدرتمندترین ادوات نظامی است که تا به حال ساخته شده است. درون بدنه یک زیردریایی مجهز به موشک بالستیک اتمی، قدرت آتشی بیش از تمام سلاحهایی که در طول جنگ جهانی دوم استفاده شد وجود دارد.

زیردریایی نقشی کلیدی در طول جنگ سرد ایفا کرد و در دنیای مدرن نیز که به سمت جهانی شدن پیش می رود و قدرتهای منطقهای در حال ظهور هستند، این هیولاهای زیر دریا نقشی پررنگتر از همیشه پیدا کردهاند. در اینجا قصد داریم ببینیم که زیردریاییها چه نقشی در قرن 21 ایفا می کنند و تکنولوژیهای جدید چگونه این نقش را متحول کرده‌اند؟

دفعه بعد که سوار بر کشتی و یا در ساحل اقیانوس بودید، به آبها نگاه کنید. احتمالا روزی ساکت و دریا بسیار آرام است. ممکن است تا جایی که چشم کار میکند، هیچ شناوری در سطح آب نباشد، گویی به میلیونها سال پیش و زمانی که خبری از انسانها بر روی زمین نبود بازگشتهاید. و با همه این اوصاف، در زیر این سطح آرام، صدها متر در عمق اقیانوس، ممکن است یک زیردریایی بدون دیدهشدن و یا کشف شدن در حال حرکت باشد.

این ماهیت یک زیردریایی است. هرچند که شاید واژه “پنهان‌کار” تصویر یک جنگنده مدرن که میتواند از دید رادارها پنهان شود را به ذهن بیاورد، زیردریاییهای نظامی از همان روزهای اول با تفکر پنهان‌کاری توسعه یافتهاند. کار زیردریایی این است که دیده نشود، به جاهایی که هیچ کشتی قادر به رفتن نیست برود و در صورت نیاز، بدون هشدار قبلی حمله کند.

از بسیاری جهات، زیردریایی کاملا متضاد با شناور سطحی است. در حالی که قدرت یک ناو هواپیمابر از دیده شدنش نشأت میگیرد، زیردریایی کاملا پنهان است. ناو هواپیمابر میتواند پرچمی را برافرازد، حضور نظامی یک کشور را در آبهای مورد مناقشه به نمایش بگذارد، در جهت نمایش قدرت به کار رود و یا حمایت از یک متحد را از طریق دیداری دوستانه از بنادر آن کشور نشان دهد.

از طرف دیگر زیردریایی مخفیانه عمل می‌کند. زیردریایی در موقعیتهای پر تنش میتواند برای رصد تحرکات فرستاده شود و یا میتواند بدون آشکار شدن به حریف اعمال فشار کند. در حقیقت پنهان بودن به این معناست که چه زیردریایی در منطقه باشد یا نه، میتواند به یک اندازه بر حریف اثر بگذارد.

این پنهان‌کاری میتواند باعث ایجاد تردید زیادی در ذهن دشمن شود و آنها را وادار کند تا برای یافتن و شکار زیردریایی که حتی مطمئن نیستند که در منطقه حضور دارد یا نه منابع خود را هدر دهند و یا حتی شاید باعث شود که منطقه را به کلی ترک کنند. برای مثال در جنگ فالکلند در سال 1982، غرق شدن کشتی ژنرال بلگرانو آرژانتین توسط زیردریایی HMS Conqueror نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا باعث شد که آرژانتین، تمامی ناوگانش را تا پایان جنگ در بنادر نگه دارد.

از نقطه نظر استراتژیک هم این عنصر شک و تردید، کلید بازدارندگی هستهای است. دشمن میتواند محل پایگاههای موشکی و فرودگاههای یک کشور را به طور دقیق مشخص کرده و اقدام به حمله هستهای کند؛ اما وجود زیردریاییهای هستهای باعث میشود که امکان تلافی کردن برای یک کشور همیشه وجود داشته باشد. به همین دلیل است که آمریکا نیمی از توان بازدارندگی خود و بریتانیا تمام توان بازدارندگی خود را در زیردریاییهایشان نگه میدارند.

پیشینه زیردریایی

زیردریاییها همیشه جنگجویان پنهان‌کار به شکل امروزی نبودند. در آغاز قرن بیستم، زیردریاییها شناورهایی بدبو بودند که خدمه آنها مکانیکهای بد دهن و سرتاپا آغشته به روغن بودند.

از زمانی که اسکندر کبیر، از یک محفظه بزرگ شیشهای برای رفتن به زیر آب و کاوش اعماق دریاها استفاده میکرد تا به امروز، اشکال مختلفی از وسائل برای رفتن به زیر آب ابداع شدهاند. در قرن نوزدهم، با در دسترس قرار گرفتن منبع برق قابل حمل و بدنههای زخیم فلزی، استفاده آزمایشی از زیردریاییها رواج بسیاری یافت، اما تنها در سالهای منتهی به قرن بیستم بود که نیروی دریایی کشورهای آمریکا، بریتانیا و ژاپن نخستین زیردریاییهای خود را وارد خدمت کردند. این زیردریاییها بر اساس طرحهای یک مهندس ایرلندی به نام جان هلند ساخته شدند و همان شکلی از زیردریایی هستند که ما امروز میشناسیم.

زیردریایی

زیردریایی USS Holland، اولین زیردریایی نیروی دریایی دریایی آمریکا

تا زمانی که جنگ جهانی اول در سال 1914 آغاز شد، زیردریاییها به سرعت پیشرفت کردند و بسیاری از سامانههایی که در زیردریاییهای امروزی مورد استفاده قرار میگیرند هم در همین زمان پدید آمدند.

اجزاء زیردریایی

هسته اصلی زیردریایی بدنه فشار است. این بخش یک استوانه مهر و موم شده میباشد که در مقابل فشار بیرون، حتی زمانی که زیردریایی صدها متر در زیر آب فرو میرود مقاومت میکند و درون آن فشار در حالت عادی حفظ میشود. اقامتگاه خدمه، ابزارهای هدایتی، موتورها و تسلیحات در این بخش قرار دارند.

خارج از این بدنه، پوسته یا روساخت قرار دارد، که روی بدنه فشار را پوشانده و سطحی صافتر و هایدرودینامیکتر دارد که به زیردریایی اجازه میدهد راحتتر و از آن مهمتر ساکت‌‌تر در آب حرکت کند. این پوشش دارای  چندین منفذ است و هنگامی که زیردریایی در زیر آب و یا در سطح آن حرکت می کند، آب به راحتی از درون این پوسته عبور میکند.

برجستهترین قسمت پوسته، باله است که گاها به اشتباه برج هدایت خوانده میشود. این برآمدگی فلزی به عنوان یک سکوی دیدهبانی عمل میکند که مجهز به یک پل فرماندهی باز و کوچک است و کاپتان میتواند از آنجا زیردریایی را زمانی که در سطح قرار دارد، هدایت کند. پریسکوپ، آنتن رادیویی و دکل رادار نیز در این بخش قرار دارند. باله محلی برای ورود و خروج خدمه بدون نیاز به انداختن قایق در آب است و زمانی که زیردریایی در زیر آب در حال حرکت است نیز به عنوان یک تثبیتگر عمل می‌‌کند (مانند باله پشت برخی آبزیان).

در بین پوسته و بدنه فشار، مخازن تعادل قرار دارند. این مخازن که مانند یک فضای خالی در اطراف بدنه فشار قرار دارند، در پایین بدنه زیردریایی باز هستند و در روی آن چندین دریچه دارند. زمانی که زیردریایی بخواهد به زیر سطح برود، دریچهها باز میشوند و هوایی که در داخل گیر افتاده خارج میشود. در همین هنگام هم آب از زیر وارد مخازن میشود تا زیردریایی به اندازه کافی برای پایین رفتن سنگین شود. در هنگامی که زیردریایی بر روی سطح قرار دارد، دریچهها بسته هستند و برای این که شناور بماند، هوای فشرده به داخل مخازن فرستاده میشود.

مخازن تنظیم کار مخازن تعادل را کامل میکنند. این مخازن به کاپتان اجازه میدهد که وضعیت زیردریایی را زمانی که به عمق دلخواه رسید تثبیت و آن را در همان حال شناور نگه دارد، به طوری که نه پایین برود و نه بالا. برای تغییر جهت نیز زیردریایی مانند کشتی برای چپ و راست رفتن دارای سکان و برای تغییر زاویه رو به بالا و پایین در بخشهای جلو و عقب دارای آبباله (آباله) است.

منبع تولید نیروی زیردریایی نیز درون بدنه فشار قرار دارد. در نیمه اول قرن بیستم این منابع موتورهای دیزلی بودند که هم زیردریایی را هنگامی که در روی سطح بود به پیش میبردند و هم دینامی را میچرخاندند که باتریهای اسیدی بزرگ زیردریایی را شارژ میکردند. این باتریها نیروی الکتریسیته مورد نیاز برای موتورهایی که زیردریایی را در زیر آب به حرکت در میآوردند، تامین میکردند.

جنگ‌های جهانی و جنگ سرد

بخشهایی که گفته شد، زیردریایی را از یک وسیله زیرآبی نیمه کور، به یک شکارچی مرگبار بدل کردند. در طی جنگهای جهانی اول و دوم، زیردریاییهای به وحشتی غیرقابل دیدن تبدیل شدند. دستهای از آنها به کاروانهای تجاری حمله میکردند تا دست دشمنان را از غذا و مواد خام کوتاه کنند، در نقش اسکورت کشتیهای خودی به کشتیهای جنگی دشمن حمله میکردند و برای مسدود کردن مسیرهای آبی، اقدام به مین ریزی در آن مسیرها میکردند.

زیردریایی‌ها به قدری انعطافپذیر بودند که در نقشهای محاصره دریایی، شناسایی و برای رساندن جاسوسها و کوماندوها به مقصد مورد استفاده قرار گرفتند. زیردریاییهای کوچکی برای غرق کردن کشتیهای پهلو گرفته در بنادر ساخته شدند و از طرف دیگر زیردریاییهای غول پیکری نیز به عنوان شناورهای توپدار و حتی در نقش هواپیمابر ساخته شدند.

زیردریایی به قدری قدرتمند بود که استراتژیها و تاکتیکهای دریایی را به کلی تغییر داد و ناوگانهای ضد زیردریایی که برای شکار زیردریاییها ایجاد شدند به زودی به یکی از مهمترین اجزاء هر عملیاتی تبدیل شدند. بدون شکارچیان زیردریایی، بقیه ناوگان جرات ترک بندر را نداشتند.

زیردریایی

از دهه 1940 و در جریان جنگ جهانی دوم، نبردی موازی در جریان بود. در نبرد آتلانتیک که یکی از بزرگترین درگیریهای جنگ جهانی دوم بود، نه تنها نبرد بین ناوشکنها و قایقهای گشتی متفقین و زیردریاییهای U-boat آلمانها در حال انجام بود، بلکه این نبرد در آزمایشگاههای دو طرف نیز درجریان بود.

آلمان‌ها رمزهایی را برای ارتباط با U-boatها ابداع میکردند. متفقین این رمزها را میشکافتند و آلمانها دوباره رمز‌‌های جدیدی ابداع می کردند. در این حین سونارهای جدیدی برای کشف زیردریاییها در زیر آب توسعه یافت. رادارهای جدیدتر نیز آنها را در صورتی که به سطح آب میآمدند، کشف میکردند. آلمانها با استفاده از لوله تنفس برای زیرآب رفتن و تکنولوژیهای ضد رادار با این ابزارهای جدید به مقابله برخواستند. در مقابل نیز متفقین رادارها و سونارهای حساستری را وارد میدان کردند. این نبرد به گونهای بود که پیشرفتهای تکنولوژیکی که برای سالها باعث برتری یک طرف بر طرف دیگر  میشد، حال تنها چند ماه باعث برتری می‌شد.

اولین زیردریایی حقیقی

این جا جایی است که باید بین زیردریاییهای امروزی و نمونههای مورد استفاده در جنگ جهانی دوم تمایز قائل شویم. تا به این جا بارها واژه “زیردریایی” را به کار بردیم، و با این وجود هیچ‌کدام از وسائلی که تا دهه 50 میلادی ساخته شدند، زیردریایی واقعی نبودند. نام مناسب برای این وسائل زیردریاییپیما است. زیردریایی وسیلهای است که در زیر آب عمل میکند و تنها مدت زمان اندکی را در سطح آب سپری میکند. شناورهای دیزل/الکتریک مرسوم مثل زیردریاییها نبودند. آنها شناورهایی بودند که در سطح آب حرکت میکردند و تنها برای حمله کردن و یا اجتناب از مورد حمله قرار گرفتن به زیر آب میرفتند. زمانی هم که به زیر سطح آب میرفتند کاملا برای تولید نیرو به باتریهای خود وابسته بودند و هوای درون بدنه نیز به همان میزان پیش از زیر آب رفتن محدود بود. این مسئله حداکثر زمانی که میتوانستند در زیر آب بمانند را به 48 ساعت در حالت اضطراری محدود ساخته بود.

در طول جنگ سرد بود که محدودیت از بین رفت و رمان ژولورن به حقیقت پیوست. امری که زمانی غیر ممکن به نظر میرسید، نه تنها در نبردهای دریایی، که در استراتژی جهانی نیز به یک انقلاب تبدیل شد.

زیردریایی ناتیلوس

زیردریایی ناتیلوس

اولین زیردریایی حقیقی یو اس اس ناتیلوس بود. این شناور که زاییده افکار دریادار آمریکایی، هایمن جی.ریکور بود، در سال 1954 در کارخانه کشتی سازی Electric Boat واقع در ایالت کنتیکت به آب انداخته شد و اولین زیردریایی هستهای بود. این مسئله به این معناست که ناتیلوس میتوانست برای سالها، بدون نیاز به سوختگیری سفر کند و برای تولید برق، نیازی به اکسیژن نداشت.

این جهش عظیم در زمینه پیشرانه‌ها، پیشرفت‌های دیگری را نیز به دنبال داشت. سامانه‌هایی برای تولید اکسیژن از آب دریا و یا زدودن دی اکسید کربن از هوا توسعه یافتند. دستگاه‌های آب شیرین کن نیز پا به عرصه گذاشتند. ساختار بدنه‌ها کشیده‌تر شد و شناورها بزرگ‌تر و راحت‌تر شدند.

به علاوه خدمه زیردریایی واکسینه می‌شدند، به دقت برای اطمینان از عدم وجود بیماری کنترل می‌شدند و در صورتی که کسی حتی یک عطسه کوچک می‌کرد، پیش از آغاز گشت زیردریایی، از خدمه  کنار گذاشته می‌شد. این مسئله باعث شد که سطح سلامتی خدمه زیردریایی‌ها به حدی بالا برود که این شناور‌ها دیگر پزشکانشان را همراه خود نبرند. 

همه این‌ها باعث شد که زیردریایی‌ها توانایی‌هایی داشته باشند که تا چند سال قبل از آن تنها در فیلم‌ها و کتاب‌های علمی تخیلی ممکن بود. در 1958، ناتیلوس اولین زیردریایی بود که از زیر یخ‌ها به قطب شمال رسید. تنها یک هفته بعد، زیردریایی هسته‌ای یو اس اس اسکیت در قطب با شکستن یخ‌ها به سطح آب آمد. سپس در سال 1960، یو اس اس تریتون، دور دنیا را بدون آمدن به سطح آب پیمود.

با وجود انرژی هسته‌ای و تکنولوژی‌هایی که به همراه آن آمد، زیردریایی‌ها هرگز مجبور نیستند که به سطح آب بیایند و حتی لازم نیست تا سال‌ها به بندر بازگردند. حال پایداری زیردریایی‌ها تنها به میزان آذوقه‌ای که به همراه دارند و همچنین به میزان تحمل خدمه برای زندگی در یک لوله فلزی برای مدت طولانی و بدون دیدن نور آفتاب محدود می‌شود. شاید به همین دلیل است که زیردریایی‌ها بهترین غذاها را دارند.

راکتور زیردریایی ناتیلوس

راکتور زیردریایی ناتیلوس

مزیت دیگر این زیردریایی‌ها این بود که نیمی از متدهای ضد زیردریایی بی‌اثر شدند. از آنجایی که دیگر نیازی به آمدن روی آب نبود، استفاده از رادار و هواپیماهای شناسایی بی‌فایده شد. رها کردن خرج‌های عمقی که امری معمول به حساب می‌آمد نیز دیگر اثربخش نبود، چرا که زیردریایی به سادگی می‌توانست به عمق بیشتری برود و از این خرج‌ها در امان باشد.

در حالی که جنگ سرد به پیش می‌رفت، زیردریایی‌ها نیز به سرعت متحول شدند. طراحی بدنه‌ها از حالت کاملا کشیده، به شکل‌های هیدرودینامیک‌تر برای ایجاد حداکثر سرعت و حداقل صدا تغییر کرد. ناوبری کور و سکستانت (وسیله‌ای برای ناوبری) جای خود را به ناوبری اینرسیایی و جی پی اس دادند. دیگر نیاز نبود که زیردریایی برا ارتباط با پایگاه به سطح آب بیاید. در عوض خدمه پیش از آمدن به عمق پریسکوپ برای استفاده از بیسیم و یا پیوند‌های ماهواره‌ای، منتظر دریافت سیگنال هشداری می‌شدند که پایگاه بر روی یک کانال رادیویی با طول موج بسیار کوتاه ارسال می‌کرد.

در جنگ جهانی اول، محل زیردریایی از طریق دیدن پریسکوپش کشف می‌شد. در جنگ جهانی دوم، دستگاه‌های سونار ابتدایی اضافه شدند. سپس در اواسط جنگ سرد، رادارهای کوچکی ساخته شدند که زیردریایی‌ها می‌توانستند بدون آمدن به سطح، آنتنشان را از آب خارج کنند. استفاده سونار‌، دستگاهی که برای کشف علائم صوتی ساتع شده از کشتی‌ها و زیردریایی‌ها استفاده می‌شود  نیز افزایش یافت و کم‌کم کل دماغه زیردریایی‌ها از آرایه‌های سونار پر شد. زیردریایی‌ها حتی به دستگاه‌های سونار کششی نیز مجهز هستند که به شکل یک دم در پشت آن نصب شده و به دنبالش کشیده‌ می‌شوند.

علارغم همه این پیشرفت‌ها، تنها کشور‌های آمریکا، بریتانیا، فرانسه، شوروی و چین اقدام به ساخت زیردریایی اتمی کردند، در حالی که سایر کشورها هنوز از زیردریایی‌های دیزلی استفاده می‌کنند. دلایل زیادی نیز برای این مسئله وجود دارد. اکثر کشورها به تکنولوژی هسته‌ای دسترسی ندارند، ساخت و بکارگیری زیردریایی‌های معمولی کم‌هزینه‌تر است و در صورتی که کشوری تنها بخواهد تنها در آب‌های کم عمق نزدیک خودش عملیات انجام دهد، بسیاری از مزایای زیردریایی‌های اتمی به کارش نمی‌آید.

وظایف زیردریاییها در دنیای امروز

تا دهه هفتاد میلادی، زیردریایی به شکلی که امروز وجود دارد، ظهور کرد. این زیردریاییها بر اساس نقش اصلیشان به سه دسته تقسیم میشوند.

اولین آنها زیردریاییهای حامل موشکهای بالستیک هستند. این زیردریاییها که در اواخر دهه 50 میلادی ساخته شدند، مجهز به سیلوهایی، حامل موشکهای بالستیک با یک یا چندین کلاهک هستهای هستند. ماموریت اصلی آنها بسیار ساده است. باید بندر را ترک کنند، ناپدید شوند و سه ماه بعد بازگردند. در صورتی که نیاز باشد، دستور شلیک موشک به صورت رمزی برای زیردریایی ارصال میشود.

نوع دیگری از همین کلاس زیردریاییها زیردریاییهای حامل موشکها هدایت شونده هستند. این نوع زیردریایی که اکثرا توسط شوروی مورد استفاده قرار گرفت، حامل موشکهای ضدکشتی و یا موشکهای هستهای برای حمله به اهداف در برد کوتاه یا متوسط است. این زیردریاییها بیشتر تسلیحاتی تاکتیکی به حساب میآیند تا استراتژیک.

نوع دوم زیردریاییهای تهاجمی هستند. نقش اصلی این زیردریاییها که چابک و سریع طراحی شدهاند، همراهی زیردریاییهای حامل موشک بالستیک از زمان ترک بندر تا رسیدن به آبهای عمیق و پنهان شدن است. در زمان جنگ سرد، ناتو زیردریاییهای تهاجمی ناتو نقش دیگری نیز داشتند که آن نگه داشتن زیردریاییهای تهاجمی و حامل موشک بالستیک شوروی در قطب شمال، جایی که کمترین دردسر را ایجاد میکردند بود. این استراتژی برای ناتو کم هزینه و برای شوروی بسیار گران بود، چرا که این کشور درصدد حفظ تکیهگاه خود در قطب بود.

وظیفه دیگر این کلاس از زیردریاییها، همانطور که از نامشان بر پیداست شکار و نابودی زیردریاییها و ناوهای جنگی دشمن است. آنها میتوانند با استفاده از اژدرهای هدایت سیمی و سونارهای پیشرفته، به شدت به ناوهای دشمن حمله کنند و از این قدرت برای جلوگیری از ورود دشمن به یک منطقه استفاده کنند و یا آنها را مجبور کنند که برای یافتن زیردریایی که حتی شاید در منطقه نباشد، منابعشان را هدر دهند.

آخرین نوع، زیردریایی ساحلی است که شناورهایی معمولی، برای عملیات در آبهای کم عمق نزدیک به سواحل هستند. این زیردریاییها در صورتی که به خوبی ساخته شده  بسیار کم صدا هستند و تنها اثرات صوتی ساتع شده از آنها، صدای پیشران و جریان آب اطراف بدنه است. زیردریاییهای هستهای این مزیت را ندارند، زیرا پمپهایی که برای خنک کردن راکتور، آب را در لولههای اطراف آن به گردش در میآورند، باید همیشه روشن باشند. به همین دلیل است که این زیردریاییهای هسته‌ای معمولا در اعماق زیاد حرکت میکنند.

نبرد ضد زیردریایی

در مقابل زیردریاییها، نسل جدیدی از نیروهای ضد زیردریایی صف آرایی کردهاند. جنگ سرد، به مدت چندین دهه، مسابقه‌ای بین پنهان‌کاری و کشف بود، چرا که زیردریاییها هر روز کمصداتر و شکارچیان شنوندگان بهتری میشدند.

سطح زیردریاییها با لایههای لاستیکی پوشانده شد تا لرزشها کاهش یابد. از لاستیک برای ساخت کاشی‌های ضد سونار استفاده شد تا بدنه را بپوشانند که خود باعث استحکام بیشتر نیز شد و به زیردریایی اجازه داد که تا اعماق بیشتری پایین رود و احتمال کشف آن توسط سونار به حداقل برسد. طراحی پیشرانها نیز بهبود یافت و آنها را پوشاندند تا از ایجاد حباب جلوگیری شود.

در همین حال نیرویهای ضد زیردریایی، زیردریاییهای تهاجمی، کشتیهای تخصصی شکارچی زیردریایی و هواپیماهای گشت جدید ساختند که نه تنها بر روی سطح به دنبال زیردریایی میگردند، بلکه حتی میتوانند علائم مغناطیسی را بیابند و سونارهای شناور را به آب بیاندازند که میتواند همانطور که در آب پایین میرود علائم صوتی زیردریایی را کشف کند.

بالگردهای مجهز به اژدر سبک، برای صید زیردریاییها، سونارهایی متصل به کابل را به آب میاندازند. سواحل آمریکا و اروپا و همچنین شکاف میان جزایر بریتانیا و ایسلند، توسط سامانه نظارت صوتی آمریکا (مجموعهای از سونارها که میتوانند زیردریاییها را از صدها کیلومتر دورتر کشف کنند) محافظت میشوند. حتی مطالعات بسیار زیادی در مورد لایه بندی اقیانوسها و الگوهای مهاجرت روزانه پلانگتونها صورت میگیرد که میتواند در مخی شدن زیردریاییها موثر باشد.

زیردریایی کلاس تایفون روسیه

زیردریایی کلاس تایفون روسیه

در نهایت درست زمانی که شوروی در حال ساخت کلاس جدیدی از زیردریاییهای کم صدا بود و ناتو نیز در حال توسعه سونارهای فعال جدید بود، جنگ سرد پایان یافت؛ اما پیشرفت زیردریاییها در سال 1992 متوقف نشد، بلکه تنها برای مدت کوتاهی از سرعت آن کاسته شد.

آینده

دنیای زیردریاییها اکنون در حال بزرگترین تغییراتی است که در 40 سال اخیر اتفاق افتاده. تکنولوژیهای جدید، باعث به دست آمدن تواناییهایی شده که برای مدتها ممکن بودند اما به شکل عملی در نیامده بودند. وضعیت سیاسی نیز تغییرات زیادی کرده است. به مدت یک نسل، ایالات متحده تنها ابرقدرت دنیا بود، اما امروز بازیگران منطقهای ظهور کردهاند و تهدیدات جدیدی در حال شکلگیری هستند.

اما بزرگترین کاتالیزور ناوگانهای قدیمی ابرقدرتها از زمان جنگ سرد هستند که باید در 20 سال آینده جایگزین شوند. از زمان سقوط شوروی ناوگان زیردریاییها بسیار کوچکتر شدهاند، و آنهایی که باقی ماندهاند به پایان عمر رزمی خود نزدیک میشوند.

در حالی که آمریکا و بریتانیا در میانه ساخت زیردریاییهای جدید هستند، فرانسه برنامه ساخت خود را کامل کرده است. در همین حال هند و چین با به روزرسانی ناوگانهای خود سعی دارند که عقب نمانند و روسیه نیز برای ساخت زیردریاییهای جدید مردد است.

ناوگانهای امروز 

در زیر لیستی از بزرگترین ناوگانهای زیردریایی را آورده‌ایم :

ایالات متحده آمریکا (تماما هستهای)

  • 14 زیردریایی حامل موشک بالستیک
  • 4 زیردریایی حامل موشک هدایت شونده
  • 37 زیردریایی تهاجمی

 بریتانیا (تماما هستهای)

  • 4 زیردریایی حامل موشک بالستیک
  • 7 زیردریایی تهاجمی

روسیه

  • 13 زیردریایی حامل موشک بالستیک
  • 7 زیردریایی حامل موشک هدایت شونده
  • 17 زیردریایی تهاجمی هستهای
  • 23 زیردریایی تهاجمی دیزلی

 فرانسه (تماما هستهای)

  • 4 زیردریایی حامل موشک بالستیک
  • 6 زیردریایی تهاجمی

 چین

  • 5 زیردریایی حامل موشک بالستیک
  • 5 زیردریایی تهاجمی هستهای
  • 56 زیردریایی تهاجمی دیزلی

 هند

  • 1 زیردریایی موشک بالستیک
  • 1 زیردریایی تهاجمی هستهای
  • 13 زیردریایی تهاجمی دیرلی

 زمانی که در مورد این اعداد صحبت میکنیم نکتهای است که باید مورد توجه قرار گیرد. ناوگانهای زیردریایی کشورهای شرقی شاید در نگاه اول بزرگتر به نظر برسند، اما ناوگان ناتو به طور کامل در محدوده اقیانوسها عمل میکنند و همیشه در سطح بالایی از آمادگی قرار دارند. ناوگانهای آسیایی، تعداد زیادی زیردریایی ساحلی برای گشت زدن در آبهای نزدیک مرزهایشان دارند و ناوگان روسیه نیز از ربع قرن بودجه حداقلی و بیتوجهی رنج میبرد. بنابراین، این اعداد تنها بر روی کاغذ هستند.

رابطه خاص

برای دیدن این که زیردریایی‌های مدرن چه ویژگی‌هایی دارند، بیایید به دو طرح زیردریایی‌هایی که قرار است در آینده ساخته شوند نگاهی بیاندازیم: زیردریایی کلاس کلمبیا نیروی دریایی آمریکا و زیردریایی کلاس دردنات نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا. این دو طرح را باید همزمان مقایسه کرد، زیرا نه تنها هر دو همزمان و برای یک هدف ساخته می‌شوند، بلکه از بسیاری جهات پروژه‌ای مشترک هستند.

آمریکا و بریتانیا اهداف مشترکی را دنبال می‌کنند. هر دو ناوگانی از زیردریایی‌های اتمی از زمان جنگ سرد دارند که باید در آینده نزدیک جایگزین شوند، هر دو برای بازدارندگی هسته‌ای از این زیردریایی‌ها استفاده می‌کنند. همچنین هر دو به برتری تکنولوژیکی نسبت به برتری عددی معتقدند.

در حال حاضر آمریکا به دنبال جایگزین کردن زیردریایی‌های کلاس اوهایو خود است که برای اولین بار در سال 1979 به آب انداخته شده‌اند و بریتانیا نیز نیاز دارد که زیردریایی‌های کلاس ونگارد خود را که در سال 1992 وارد خدمت شده‌اند را جایگزین کنند. اگر زیردریایی‌های آمریکایی کلاس ویرجینیا و بریتانیایی کلاس آستوت را هم در نظر بگیریم، نتیجه 4 کلاس از زیردریایی‌های پیشرفته است که به لطف رابطه و همکاری نزدیک بین دو نیروی دریایی دارای طراحی شبیه به هم و گاها سامانه‌های مشابه هستند.

زیردریایی کلاس دردنات

طرح مفهومی از زیردریایی کلاس دردنات (Dreadnought)

این همکاری بسیار جالب توجه است، زیرا کشورهایی که زیردریایی‌های اتمی در خدمت دارند، این زیردریایی‌های را به کشورهای دیگر نمی‌فروشند و از کشور دیگر نیز چنین زیردریایی را وارد نمی‌کنند.

با این حال با این که بریتانیا و آمریکا هر دو زیردریایی‌های اتمی خود را می‌سازند، از دهه 60 بسیاری از تکنولوژی‌های هسته‌ای را با هم به اشتراک می‌گذارند و 50 سال است که همه زیردریایی‌های آمریکایی و بریتانیایی، از موشک‌ها و سامانه‌های پرتاب مشابهی استفاده می‌کنند.

مشخص‌ترین تفاوت بین کلاس دردنات و کلمبیا، اندازه آن‌ها است. آمریکا به 8 فروند زیردریایی کلمبیا نیاز دارد، در حالی که بریتانیا تنها 4 دردنات نیاز دارد. هرچند هر دو کلاس به محفظه‌های مشابه موشک‌های ترایدنت 2 مجهز هستند، اما کلمبیا 16 فروند موشک حمل خواهد کرد. این مقدار 8 عدد از کلاس قبلی یعنی اوهایو کمتر است اما از دردنات انگلیسی که 12 موشک حمل می ‌کند بیشتر است. به همین دلیل است که اوهایو 171 متر طول، 155 خدمه و 20 هزار تن وزن دارد، در حالی که دردنات تنها 152 متر طول، 130 خدمه و 16900 تن وزن دارد.

تفاوت دیگر آن‌ها در ماموریتشان است. کلمبیا تنها یک ماموریت دارد و آن‌ هم بازدارندگی هسته‌ای است. اما دردنات چند منظوره است. این زیردریایی نه تنها تمام تسلیحات هسته‌ای بازدارنده بریتانیا را حمل می‌کند، بلکه تقریبا سه چهارم از کل ناوگان زیردریایی‌های این کشور را هم تشکیل می‌دهند، بنابراین باید قادر باشند که ماموریت‌های بیش از بازدارندگی هسته‌ای را انجام دهند و سیلوهای حمل موشک به گونه‌ای طراحی می‌شوند که در صورت نیاز تسلیحات متعارف نیز حمل کنند.

زیردریایی کلمبیا

طرحی از زیردریایی کلمبیا

تفاوت دیگر این است که دردنات سال پیش به آب انداخته شد، اما ساخت کلمبیا تا 2021 آغاز نخواهد شد و تا 10 سال به طول خواهد انجامید. این مقدار ممکن است زیاد به نظر برسد، اما این زیردریایی قرار است 43 سال خدمت کند.

با این که کلمبیا هنوز در مرحله طراحی است، اما بسیاری از اجزائش هم‌اکنون در دسترس است، زیرا همانگونه که دردنات بخش‌های مشترک زیادی با آستوت دارد، کلمبیا نیز بسیاری از اجزائش مشابه ویرجینیاست. برای مثال، در کلمبیا همان راکتور S9G ویرجینیا استفاده خواهد شد.

زیردریایی کلاس ویرجینیا

زیردریایی کلاس ویرجینیا

پیشرانه کلمبیا و دردنات نیز با ویرجینیا و آستوت یکی است. پیشران این زیردریایی‌ها فاقد میله پروانه است و به جای آن از پیشران الکتریکی بدون میله پروانه بهره می‌برد. حذف میله پروانه، نه تنها از پیچیدگی طراحی می‌کاهد، بلکه نیاز به تعویض میله که هر 10 سال یکبار انجام می‌شد را از بین می‌برد.

زیردریایی کلاس آستوت

زیردریایی کلاس آستوت

در مورد سونار هم باز در هر دو، نمونه بزرگتر از همان سونار زیردریایی‌ها ویرجینیا و آستوت نصب می‌شود. هیدروفون‌ها و مبدل‌های سونار خارج‌ از بدنه فشار قرار دارند و از آنجایی که با آب پوشیده شده اند، باز هم به تعویض بعد از 10 سال نیاز ندارند.

این زیردریایی‌ها فاقد پریسکوپ خواهند بود. پریسکوپ باعث می‌شود بخشی از بدنه فشار فاقد پوشش باشد، بنابراین در این زیردریایی‌ها از یک دکل تصویرساز فیبر نوری استفاده می‌شود که کاملا خارج از بدنه فشار و بر روی باله قرار دارد. این وسیله تصاویر را مانند یک دوربین به صورت الکترونیکی به هر قسمت از زیردریایی که نیاز باشد، می‌فرستد.

از آنجایی که در قرن بیست و یکم هستیم، در هر دو زیردریایی نوآوری‌های زیادی به کار رفته. برای مثال هر دو زیردریایی دارای اقامت‌گاه مخصوص والدین هستند. دردنات باشگاه، کلاس درس و بهداری دارد. کلمبیا برای یکپارچه کردن سنسور‌ها، سامانه‌های کنترل تسلیحات و سونار، از سامانه تاکتیکی یکپارچه ساز تسلیحات زیردریایی (SWFTS) بهره می‌برد.

بازگشت زیردریایی دیزلی

زیردریاییهای هستهای با پایداری طولانی مدت، مزایای زیادی دارند، اما همانطور که دیدیم، تنها شش کشور آنها را به خدمت گرفتهاند. آیا این بدین معناست که زیردریاییهای کشورهای دیگر هنوز از تکنولوژی دهه 40 میلادی استفاده می‌کنند؟

زیردریاییهای دیزلی، سالها پس از جنگ جهانی، هنوز هم مانند همان زیردریایی پیماهای زمان جنگ بودند با این تفاوت که بدنه کشیدهتر و سنسورهای قویتری داشتند. اما این مسئله با معرفی سیستم رانش مستقل از هوا تغییر کرد. این سیستم، دستگاه تولید نیرویی است که بدون نیاز به مکش اکسیژن سطح آب، کار میکند. هرچند که میزان پایداری آنها مانند راکتور هستهای نیست، اما به زیردریایی پیماها اجازه میدهد  که مانند زیردریاییهای واقعی عمل کنند.

در مجموع 20 کشور مختلف این گونه زیردریاییها را به خدمت گرفتهاند. روسیه و چین جزو این کشورها هستند.

ساده‌ترین سیستم رانش مستقل از هوا، جدیدترین آنهاست و از همان تکنولوژی استفاده میکند که هر کس گوشی هوشمند دارد با آن آشناست. برخلاف زیردریاییهای قدیمی که از باتریهای سربی-اسیدی استفاده میکردند، زیردریاییهای جدید، برای مثال زیردریایی کلاس سوریو ژاپن، از باتریهای لیتیوم-یونی بهره میبرند. همانطور که این باتریها ماشینهای برقی را به واقعیت تبدیل کردند، باعث میشوند که زیردریایی سوریو هم بتواند مدت بیشتری در زیر آب بماند.

زیردریایی کلاس سوریو

زیردریایی کلاس سوریو

این که سوریو تا چه مدت میتواند زیر آب بماند به نیمه دیگر سیستم رانش آن، یعنی موتور استرلینگ کمکی ساخت سوئد بستگی دارد. این موتور میتواند هر منبعی از گرما را به انرژی جنبشی تبدیل کند. در این مورد ترکیبی از سوخت دیزل و اکسیژن مایع، موتور را تغذیه کرده و برای به حرکت درآوردن زیردریایی یا شارژ باتریهای آن، 75 کیلووات برق تولید میکنند. در زیردریاییهای سوئدی این سیستم اجازه میدهد  که 18 روز زیرآّب بمانند و در سوریو هم توانایی پیمودن 11300 کیلومتر زیرآب با سرعت 6.5 گره دریایی (12 کیلومتر در ساعت) را به زیردریایی میدهد.

میتوان گفت آلمانیها پیشتاز سیستمهای رانش مستقل از هوا بودند. در پایان جنگ جهانی دوم، نیروی دریایی آلمان زیردریایی پیشرفتهای را به خدمت گرفت که از هیدروژن پراکسید به عنوان سوخت استفاده میکرد. با این حال آلمانیها و بعد از جنگ بریتانیاییها و آمریکاییها که قصد داشتند از این روش استفاده کنند، متوجه شدند که این روش بسیار خطرناک و غیرقابل اطمینان است.

زیردریایی کلاس تایپ 212

زیردریایی کلاس تایپ 212

آلمانی‌ها همچنین اولین کشوری بودند که سیستم رانش مستقل از هوا را در زیردریاییهای مدرن استفاده کردند و اولین زیردریایی مدرن مجهز به این سیستم با نام Type 212 را در سال 2001 وارد خدمت کردند. پس از آن نیز از این سیستم در زیردریاییهای صادراتی دلفین، تایپ 209 و تایپ 214 استفاده کردند. این زیردریاییها از سلولهای سوخت هیدروژن برای تولید 30 تا 120 کیلووات انرژی به ازای هر ماژول از این سیستم استفاده میکنند. لازم به ذکر است که هر زیردریایی Type-212 نه عدد از این ماژولها دارد.

هند و اسپانیا نیز زیردریاییهای مجهز به این سیستم را در خدمت دارند.

زیردریایی کلاس اسکورپن

زیردریایی کلاس اسکورپن که هم هند و هم اسپانیا آن را در خدمت دارند

شکار زیردریایی

تنها دلیلی که نیروهای دریایی کشورهای مختلف از زیردریایی استفاده میکنند پنهانکاری آنها است؛ تواناییشان برای ناپدید شدن و حرکت کردن بدون دیده و شنیده شدن، بدون این که دشمن بالقوه بداند که آنها حضور دارند. همانطور که گفتیم در زمان جنگ سرد و جنگ جهانی دوم، رقابت دائمی برای پنهان کردن و یافتن زیردریاییها در جریان بود. از آنجایی که زیردریاییها هم نقش شکار و هم تهاجمی را ایفا میکنند، بنابراین زیردریاییهای امروز بیشتر شبیه به یک سونار عظیم هستند که به دنبال ضعیفترین اثرات صوتی دیگر زیردریاییها میگردند.

زیردریاییهای مدرن از فرکانس متوسط، بین 1000 تا 10000 هرتز، به عنوان باند اصلی برای گوش دادن استفاده میکنند اما فرکانس پایین، یا زیر 1000 هرتز، در حال تغییر بازی است. فرکانسهای پایین برد بیشتری از فرکامسهای متوسط دارند، اما پیش از این از آنها استفاده نمیشد، زیرا شفافیت پایینی داشتند و به قدرت محاسبهای زیادی نیازمند بودند.

اپراتورهای سونار، تکنیسینهای با مهارت و به شدت آموزش دیدهای هستند، اما سر و کار داشتن با فرکانس پایین به معنای پردازش حجم زیادی از اطلاعات در مدت زمان طولانی است که به علائم فیزیکی و توپوگرافی پیچیده تبدیل میشوند تا یک مدل اقیانوسشناسی پیچیده و قابل تفسیر به دست بیاید.
امروز با وجود ابر کامپیوترها، این گونه پردازش
های سنگین و سریع، را میتوان درون زیردریایی انجام داد و شاید روزی یک سلاح به تنهایی بتواند این محاسبات را انجام دهد. شاید روزی برسد که یک اژدر را بتوان از فاصله دور، به سمت یک هدف که موقعیت حدودی آن به دست آمده شلیک کرد. سپس زمانی که به هدف نزدیک شد، بر روی آن قفل کرده و با کمترین دخالت انسانی به هدف برخورد کند.

افزایش قدرت محاسباتی، روشهای دیگر جستو‌جو، مانند استفاده از لیزرها و الایدیها یی که تا اعماق آب نفوذ میکنند را نیز ممکن میکند. طرح این گونه ابزارها برای دههها موجو بوده اما تاکنون کامپیوترها توانایی انجام محاسبات مربوط به آنها را نداشتند. به این روشها، ردگیری یک زیردریایی با استفاده از علائم شیمیایی و هستهای که از خود به جا میگذارد را نیز میتوان اضافه کرد.

برای مقابله با این سنسورهای جدید، زیردریاییهای آینده باید به ابزارهای جدیدی مجهز شوند. امروزه زیردریاییها که ابزاری مجهزند که لولههای مملو از مواد شیمیایی فعال یا هوای فشرده را شلیک میکنند که برای گمراه کردم دشمن صداهای بلند ایجاد کرده و یا صدای دستگاههای زیردریایی را تقلید میکنند. ممکن است زیردریاییهای آینده دارای زیردریاییهای بدون سرنشین باشند که  صدای آن‌ها را میپوشاند و یا به عنوان طعمهای هوشمند برای منحرف کردن شکارچیان عمل میکند.

تسلیحات

در نبرد واقعی چه اتفاقی رخ میدهد؟ در گذشته زیردریاییها به توپ روی عرشه و اژدرهایی متکی بودند که با هوای فشرده کار میکرد و امیدوار بودند بعد از شلیک مستقیم حرکت کند و منحرف نشود. توپ روی عرشه تا سال 1975 از روی زیردریاییها حذف شد، ولی اژدرهای ابتدایی تا دهه 80 همچنان مورد استفاده قرار میگرفتند. تا سال 2000، این اژدرها با اژدرهای هدایت سیمی مانند Mark 84 آمریکا و نیزهماهی بریتانیا جایگزین شدند که میتوانند به صورت خودکار و یا با هدایت کاربر، به سمت هدف هدایت شوند. این اژدرها تا 190 کیلومتر سرعت دارند و به جای هوای فشرده، از توربینهای گازی استفاده میکنند.

اژدر نیزه ماهی (Spearfish)

اژدر نیزه ماهی (Spearfish)

شاید اینها پیچیده به نظر برسند اما در سالهای پیش رو اژدرهای پیشرفته‌‌تری هم وارد عرصه خواهند شد. روسیه، آلمان و ایران در حال توسعه اژدری هستند که دارای موتور راکتی است و دور خود حبابی شکل میدهد که باعث کاهش نیروی کشش شده و سرعت آن را به 370 کیلومتر در ساعت میرساند. و به جای این که از درون لوله پرتاب شوند، از درون مخازنی پرتاب میشوند که مانند یک رولور انواع موشکها و اژدرها را حمل میکنند.

ارتباطات

یکی از مشکلات اصلی که زیردرزیاییهای با آن روبهرو هستند ارتباطات است. امروزه زیردریاییها به قدری در عمق دریای پایین میروند که تنها با رادیوهایی با فرکانس بسیار پایین و از ایستگاهایی بسیار دور میتوان کدواژههای کوتاهی برای فرمانده ارسال کرد که به عمق پریسکوپ بیاید تا با استفاده از پیوند ماهوارهای یا رادیوهای موج کوتاه تماس برقرار کند.

یک مرکز ارتباط با زیردریایی در آمریکا

یک مرکز ارتباط با زیردریایی در آمریکا

مشکل اینجاست که این مسئله زیردریاییها را بسیار آسیبپذیر میکند، بنابراین سامانه‌‌هایی بر پایه لیزر و الایدی در حال توسعه است. هدف این است که با پالسی کردن تابش این ابزارها، امکان ارتبط برقرار کردن با زیر دریایی در عمق آب به وجود بیاید. مزیت این تکنولوژی وارد شدن زیردریایی به شبکه نبرد است. اما باعث باعث آسیبپذیرتر شدن زیردریایی نسبت به حملات سایبری نیز میشود.

انقلاب رباتیک

خدمه زیردریایی، مانند سایر مشاغل، در معرض خطر اتوماسیون و جایگزین شدن با رباتها هستند. شناورهای امروز، بیش از هر زمان دیگری، برای کاهش هزینه‌ها به اتوماسیون وابسته هستند، اما علم رباتیک نویدبخش چیزی بیش از صرفهجویی است.

زیردریاییهای بدون سرنشین در 20 سال گذشته، همگام با همتایان هواییشان تکامل یافتهاند، اما هنوز هم نقشی حاشیهای را در دریا ایفا میکنند. تا به امروز وظایف آنها شامل عملیات در مناطق عمیق و خطرناک و یا ایفای نقش ضد مین میشود. اما با توسعه کامپیوترهای کوچک و قدرتمند، تکنولوژی شبکه و سیستمهای رانش مستقل از هوا، نقش این وسائل به زودی گسترش مییابد و از وسائل بدون سرنشین کنترل از راه دور به شناورهای خودکار تبدیل میشوند.

زیردریایی بدون سرنشین Echo Voyager

زیردریایی بدون سرنشین Echo Voyager

با پیشرفت روزافزون سیستمهای رانش مستقل از هوا، شاهد بزرگتر شدن زیردریاییهای بدون سرنشین خواهیم بود که میتوانند هفتهها و حتی ماهها بدون دخالت اسنان در دریا باقی بمانند. در ابتدا این وسائل به عنوان عاملی کمکی در کنار زیردریاییهای سرنشیندار و یا تسلیحات پیشرفته در ماموریتهای خطرناکی مانند خنثی سازی مین و یا عملیات در نزدیک سواحل دشمن شرکت میکنند و مانند گرههایی در یک شبکه موردی (اد هاک) هستند. در نهایت نیز به واحدهایی خودکار و مستقل تبدیل میشوند که تواناییهایی به اندازه زیردریاییهای سرنشیندار دارند.

زیردریاییهای بدون سرنشین ارزانتر و مطمئنتر از زیردریاییهای سرنشیندار میشوند و به فرماندهان امکان ریسک کردن بیشتری میبخشند. به علاوه سلاح‌های جدید نیز تغییرات بیشتری ایجاد خواهند کرد. برای مثال، “اژدر فوق سبک معمولی” نیروی دریایی آمریکا، یک سوم اندازه اژدرهایی است که اکنون در زرادخانهها موجود است و برد کمتری هم دارد. یک زیردریایی بدون سرنشین میتواند تعدادی از آنها را حمل کرده و از فاصلهای نزدیکتر از فاصلهای که یک زیردریایی سرنشیندار میتواند، آنها را به هدف شلیک کند.

عناصر رباتیک دیگر، میتوانند پرندههای بدون سرنشین، مانند پهپاد آزمایشی XFC نیروی دریایی آمریکا باشند. پهپادهای زیردریایی پرتاب را شاید بتوان روزی از زیردریاییهای بدون سرنشین پرتاب کرد. این مسئله می‌تواند به فرماندهان زیردریایی، تواناییهای بدهد که پیش از این در انحصار شناورهای سطحی بود. مانند فواهم کردن پیوندهای ارتباطی؛ شناسایی با استفاده از سامانههای الکترواپتیکال، فروسرخ و راداری؛ جنگ الکترونیک؛ و حمله به رادارها و پدافند دشمن با استفاده از موشکهای ضد رادار، به جهت باز کردن راه هواپیماهای بزرگتر.  

نبرد‌های آینده

اگر به سناریوهای نبردهای آینده، در حدود سال 2050 میلادی، نگاهی بیاندازیم، متوجه می‌شویم که با رمانهای علمی تخیلی فاصله زیادی دارند. احتمالا ناوگانهای سطحی بیشازپیش آسیبپذیر خواهند شد و شاید مجبور باشند بسیار دورتر از مناطق ساحلی  بمانند که این مشکل بزرگی خواهد بود.  زیرا قدرتهای بزرگ، به دلیل تغییر ماهیت نبردها از مقیاس جهانی به درگیریهای منطقهای، به مناطق ساحلی توجه بیشتری دارند.

زیردریاییها نیز در مقابل کشف شدن، آسیبپذیرتر خواهند شد، و البته نسبت به زیردریاییهای امروزی بسیار قدرتمندتر. زیردریایی بیش از این که یک سلاح برای حضور در خط مقدم باشد، مانند ناوهای هواپیمابر مرکز کنترل و فرماندهی است. زیردریایی مانند ناو هواپیمابر، نقش کشتی مادر را برای سایر شناورها ایفا میکند. اما به جای جنگنده و بالگرد، زیردریاییها که بزرگتر ازنمونههای امروزی خواهند بود، زیردریاییها و پرندههای بدون سرنشین را به کار خواهند گرفت. این زیردریاییها کارگاههایی مجهر به پرینتر سه بعدی خواهند داشت، که در همانجا پهپادها تولید و نگهداری میشوند. همچنین این زیردریاییهای به سامانههای پیشرفته کنترل و فرماندهی برای وسائل بدون سرنشین خواهند داشت.

نقش فرمانده زیردریایی نیز سختتر خواهد شد. او باید به قلب دشمن حمله کند، اما زیردریایی باید مانند ناوهای هواپیمابر که از برد دفاع ساحلی خارج هستند، در اعماق آب و دور از دسترس دشمن بماند. از آنجا، زیردریایی ناوگان و تسلیحات رباتیک خود را به کار میگیرد.

سامانه‌های اطلاعات و فرماندهی، از طریق یک شبکه نبرد زیر سطحی، چندین واحد را به عنوان ناوگان ضد زیردریایی سازماندهی میکنند که این مسئله، باعث بیفایده شدن زیردریاییهای مستقل قدیمی میشود. چنین زیردریاییهای هنوز هم میتوانند عملیات انجام دهند، اما به دلیل تلاش برای دوری از امواج زیردریاییها و پرندههای بدون سرنشین شکارچی زیردریایی، تواناییشان بسیار محدود خواهد شد.

بنابراین در آینده زیردریاییها با توانایی بیشتر، در اقیانوسهایی شلوغ و در کنار زیردریاییهای رباتیک خطرناکتر فعالیت خواهند کرد. نقش مستقیم انسانها کمتر میشود، اما مسئولیت اجرایی آنها افزایش مییابد.

تاریخ نشان داده که نبردهای زیر دریا بر پایه روحیه خدمهای استوار است، که برای ماهها در اتاقهای کوچک و در فضایی دوستانه با نظمی آهنین دریانوردی میکنند. این روحیه از آموزشهای دشوار و بسیار فنی نشات میگیرد، از تجربه در دریا. این روحیه برای به وجود آمدن، چیزی بیش از تکنولوژی میطلبد.

[ad_2]

لینک منبع

حلقه دودی سیاه رنگ در آسمان ؛ آیا با دروازه ورود بیگانگان از ابعاد دیگر سر و کار داریم؟

[ad_1]

اخیرا گزارشات متعددی از مشاهده حلقه دودی سیاه رنگ در آسمان نقاط مختلف جهان منتشر شده است. به عقیده یوفولوژیست‌ها، ما با دروازه ورود بیگانگان طرف هستیم!

ناظران زمینی که شاهد این پدیده در آسمان بودند، وحشت‌زده شدند! در ابتدا گزارشات مردمی از مشاهده این حلقه دودی سیاه رنگ در آسمان ، توسط ساکنین شهر نووسیبیرسک (Novosibirsk) در روسیه منتشر گردید و به سرعت در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد. اولین افرادی که چنین پدیده‌ای را در آسمان دیدند، به سرعت دوستان و اعضای خانواده خود را از آن مطلع ساختند و در زمانی کوتاه، هزاران نفر موفق به تماشای این حلقه دودی سیاه رنگ در میان ابرها شدند.

همچنین چندین فایل ویدیویی از این پدیده نیز توسط ناظران ضبط شد و به شبکه‌های اجتماعی راه پیدا کرد. نظراتی که در رابطه با این حلقه دودی سیاه رنگ در این شبکه‌ها نیز رد و بدل میشد، در نوع خود بسیار جالب بود. عده‌ای بر این باور بودند که پدیده مذکور در واقع یک هشدار تکان‌دهنده از سوی بیگانگان است و ما در معرض یک تهدید جدی از سوی گونه‌ای پیشرفته از موجودات فضایی هستیم.

ناظران واقعی این ماجرا بر این باور بودند که این پدیده، تنها یک رویداد آب‌وهوایی است. به عقیده آنان، هیدروکربن سیاه‌رنگ و تشکیل گردابی از آن، منجر به تشکیل این حلقه دودی سیاه رنگ و حرکت به سمت ابرها شده و نمی‌توان آن را به پدیده‌های فرازمینی نسبت داد. اما واقعیت امر چیز دیگری‌ست؛ چرا که یک متخصص شناخته شده در زمینه هواشناسی، با اظهارات ناظران این ماجرا موافق نبود و اعلام کرد که چنین تعریفی در هواشناسی وجود ندارد!

تعداد مشاهدات این حلقه‌ها در آسمان در سال‌های اخیر رو به افزایش بوده‌اند و در ماه ژوئن سال گذشته نیز یک نمونه دیگر از آن در دیزنی‌لند کالیفرنیا نیز مشاهده شد. به منظور رمزگشایی از این پدیده، گروهی سعی بر آن داشتند که علت شکل گیری حلقه دودی سیاه رنگ در آسمان را به آتش‌بازی‌های بزرگ نسبت دهند؛ اما این مسئله هنوز به طور قطعی به اثبات نرسیده است.

حلقه دودی سیاه رنگ

حلقه سیاه مرموز دیگری نیز در روزهای گذشته در آسمان بریتانیا و شهرستان تاریخی یورک‌شر (Yorkshire) ظاهر شد و سر و صدای بسیاری را در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های مطبوعاتی به پا کرد. علاقمندان به نظریه‌ توطئه و فعالان موضوعات مرتبط با موجودات فضایی ، بر این باورند که ما با پدیده‌ای غیرزمینی طرف هستیم و احتمالا این حلقه‌ها، دروازه‌ای برای ورود و خروج بیگانگان از ابعاد دیگر جهان هستند.

با وجود اینکه این اظهارات بر پایه شک و تردید بسیاری بنا شده‌اند، اما هنوز هم مقامات رسمی نتوانسته‌اند توضیح دقیقی را برای آن ارائه کنند.

این دایره عجیب و غریب که در روزهای گذشته در آسمان یورک‌شر شکل گرفت، شباهت بسیاری به حلقه دودی سیاه رنگ مشاهده شده در آسمان روسیه دارد! به دلیل اینکه حلقه‌های مذکور از دود سیاه رنگی تشکیل شده‌اند، این احتمال می‌رود که شکل‌گیری آن به علت وقوع‌ آتش‌سوزی رخ داده باشد. اما سرویس‌های آتش‌نشانی محلی می‌گویند که هیچ گزارشی از آتش‌سوزی در روز حادثه به ثبت نرسیده است!

تصویر زیر توسط دختری 22 ساله با نام کیمبرلی رابینسون (Kimberly Robinson) در حین رانندگی به ثبت رسیده، او در این باره اظهار کرد:

حلقه شکل گرفته در آسمان به حالت دودی شکل بود، اما تا حد بسیاری مانند یک حلقه جامد به نظر می‌رسید. من تا به حال چیزی مشابه با آن را در آسمان ندیده بودم و هیچ‌کس از علت این پدیده اطلاعی ندارد.

سخنگوی سازمان هواشناسی بریتانیا نیز این موضوع را تایید کرد و از غیرطبیعی بودن این پدیده خبر داد!

حلقه دودی سیاه رنگ

سارا کلارک (Sarah Clarke) به عنوان موسس اجرای نمایش‌های زمان جنگ در این شهرستان تاریخی اظهار کرد که این پدیده به منظور بازسازی صحنه‌های نبرد جنگ‌های جهانی انجام گرفته است. تولید این حلقه دودی سیاه رنگ ، روزهای شنبه و یکشنبه به ترتیب برای بزرگداشت کشته‌شدگان جنگ جهانی اول و دوم انجام گرفت. اما با این وجود، هنوز هم نمی‌توان با این توضیح، ظاهر شدن این پدیده در آسمان‌های سایر کشورهای جهان را نیز توجیه کرد.

افرادی که در سراسر جهان هستند، از مشاهده این حلقه های سیاه رنگ دودی شگفت‌زده شده‌اند و سوالات بسیاری را در ذهن آنان ایجاد کرده است. یکی از رایج‌ترین آنان این است که: «آیا حلقه دودی سیاه رنگ ، دروازه‌ای برای ورود و خروج بیگانگان به زمین است؟»

اولین ناظران این حلقه‌های دودی، آن را با عنوان «گرداب‌های دود» نام‌گذاری کردند. این سومین باری‌ست که حلقه‌ های دودی سیاه رنگ در صدر رسانه‌های خبری قرار می‌گیرد. اولین بار این پدیده در سال 2015 در کشور قزاقستان مشاهده شد و سپس در سال 2016 در آمریکا و این بار در کشور انگلستان! بمب خبری که این حلقه‌های سیاه رنگ ایجاد کردند، به گونه‌ای بود که امکان رد کردن آن توسط مقامات بلندپایه نیز غیرممکن شد.

یکی از کارشناسان در این باره می‌گوید که حلقه‌ های دودی سیاه رنگ توسط موجودات فضایی ایجاد نگردیده و احتمالا عاملان زمینی پدیدآورنده آن هستند. با این حال اگر موجودات فرازمینی به این دروازه‌های بین کهکشانی دست یافته باشند، چه کسی می‌تواند همکاری مخفیانه آنان با زمینی‌ها را انکار کند؟ برای نقض این ماجرا، چه کسی بهتر از مقامات بلندپایه و افراد دارای قدرت؟

دانشمندان به طور مرتب ادعا می‌کنند که شکل‌گیری این حلقه‌های دودی سیاه‌رنگ به علت مهار آتش‌سوزی‌های محلی توسط آتش‌نشانان بوده است. ادعاهای مکرر آنان به نحوی‌ست که یوفولوژیست‌ها را به طرح مسئله پوشش‌گذاری گسترده بر فعالیت‌های بیگانگان در زمین توسط مقامات دولتی وادار می‌کند.

به عقیده بسیاری از طرفداران نظریه توطئه، بیگانگان در بین ما هستند و فعالیت‌های خود را به صورت مخفیانه در زمین انجام می‌دهند. به نظر شما آیا می‌توان شکل‌گیری پدیده حلقه دودی سیاه رنگ در آسمان‌های نقاط مختلف جهان را به فعالیت‌های بیگانگان فضایی ارتباط داد؟

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ به یکی از معماهای تکامل؛ چرا میمون ها نمی‌توانند حرف بزنند؟

[ad_1]

میمون ها از نخستی‌سانان اجتماعی هستند که با وجود هوش بالا و شباهت‌های دیگری که به ما دارند، قادر به حرف زدن نیستند؛ تحقیقات جدید دلیل این تفاوت را روشن‌تر کرده‌اند.

سال‌ها پیش فیلیپ لیبرمن (Philip Lieberman) در حال گوش دادن به برنامه‌ای رادیویی در مورد انسان‌شناسی (Anthropology) بود که به یکی از معمای تکامل، یعنی دلیل حرف نزدن میمون‌ ها، علاقه‌مند شد.

میمون رزوس (Rhesus macaque) یکی از شناخته‌شده‌ترین انواع میمون‌هاست که توانایی ایجاد سروصداهای گوناگون، از جیغ و فریاد گرفته تا خُرخُر و صداهای ملایم‌تر را دارد. شامپانزه‌ها و بونوبوها که نزدیک‌ترین اقوام ما در سیر تکامل هستند هم صداهای مختلفی تولید می‌کند؛ اما هیچ یک از این نخستی‌سانان قادر به تولید صداهای صامت و غیر صامتی که مکالمات را تشکیل می‌دهند، نیستند.

میمون رزوس (Rhesus macaque)

میمون رزوس (Rhesus macaque)

دانشمندان دو دلیل احتمالی برای این اتفاق مطرح کرده‌اند؛ ممکن است که سیستم عصبی مغز تمام نخستی‌ها به جز انسان، به اندازه کافی برای صحبت کردن پیشرفت نکرده باشد و یا این که نامناسب بودن حنجره‌ی این موجودات، قابلیت حرف زدن را از آن‌ها گرفته است.

لیبرمن که اکنون از اساتید بازنشسته‌ی رشته‌های زبان، علوم شناختی و علوم انسانی دانشگاه براون (Brown University) در ایالت رود آیلند آمریکاست، پس از مواجهه با این معما دست به کار شد؛ او و همکارانش در آزمایشی پیشگامانه که در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد انجام شد، دلیل حرف نزدن میمون‌ها را قالب و شکل حنجره‌ی این پستانداران، اعلام کردند. بر طبق نتیجه‌گیری‌های انجام‌شده، مجرای صوتی سوپرالارینجیال (Supralaryngeal) که فضای بین برآمدگی زبان در انتهای گلو تا قسمت خاصی از دهان است، در میمون‌های رزوس به اندازه‌ی کافی بزرگ نیست. لیبرمن و همکارانش اعلام کردند که حتی اگر مغز میمون‌ها برای حرف زدن آماده‌ باشد، سیستم حنجره‌ی آن‌ها به اندازه‌ی کافی تکامل نیافته است. نتایج به دست آمده در کتاب‌های درسی هم به چاپ رسیدند.

فیلیپ لیبرمن-Philip H. Lieberman

پروفسور فیلیپ لیبرمن

تِکامسه فیچ (Tecumseh Fitch)، از استادان بیولوژی شناختی دانشگاه وین، در همین رابطه می‌گوید که باور ارتباط عدم وجود توانایی تکلم در میمون‌ها با شکل مجرای صوتیشان، در میان تمامی متخصصین تکاملِ گفتاری پذیرفته نیست؛ در حالی که زیست شناسان، انسان‌شناس‌ها و روانشناسان بسیاری این توجیه علمی را پذیرفته‌اند و هنوز به آن استناد می‌کنند.

اما موضوع صحبت کردن میمون‌ها که زمانی به عنوان معمایی حل‌شده قلمداد می‌شد، به تازگی، مجددا به بحثی داغ در میان دانشمندان تبدیل شده است؛ در ماه دسامبر، فیچ و همکارانش مقاله‌ای را در ژورنال Science Advances منتشر کردند که عنوان آن چنین بود: «مجرای صوتی میمون‌ها برای صحبت کردن آماده است». در هفته گذشته هم گزارش‌هایی از پاسخ لیبرمن به مقاله‌ی چاپ‌شده و جواب فیچ و همکاران به صحبت‌های لیبرمن در همان ژورنال به چاپ رسید.

تِکامسه فیچ-W. Tecumseh Fitch

پروفسور تِکامسه فیچ

در مقاله‌ی چاپ‌شده از تحقیق لیبرمن بر روی میمون رزوس که در سال 1969 در ژورنال Science به چاپ رسید، اینگونه آمده است:

با بررسی میمون رزوس متوجه محدودیت‌های آناتومی این حیوان شدیم.

محققان برای رسیدن به این نتیجه قالبی گچی از گلوی میمونی که به دلایل طبیعی مرده بود، ساختند. زبان یک میمون زنده هم که تحت تاثیر داروی آرام‌بخش بود، موردبررسی قرار گرفت و با ثبت حالت‌هایی که زبان این حیوان قادر به قرار گرفتن در آن‌ها بود، دامنه‌ی صوتی میمون رزوس اندازه‌گیری شد؛ تمامی اطلاعات نشان دادند که این گونه‌ی جانوری قادر به تلفظ حروف صداداری مانند ای کشیده (E) نیست. این حرف در بسیاری از زبان‌ها پر استفاده است.

در ادامه تحقیق لیبرمن، تصاویر اشعه ایکس از حنجره‌ی نوزاد انسان که در ابتدای تولد زبانی مانند میمون‌ها دارد، تهیه شد. زبان انسان پس از شروع فرآیند رشد، به سمت داخل گلو جابجا شده و باعث ایجاد مهارت صحبت کردن می‌شود.

به علاوه، لیبرمن در تحقیق خود ادعا کرد که مجرای صوتی نئاندرتال‌ها هم شبیه به نوزاد انسان بوده است. طبق اظهارات او، نئاندرتال‌ها با وجود داشتن توانایی محدودی برای صحبت کردن، نمی‌توانستند که به وضوح حرف بزنند.

لیبرمن که از دهه‌ی هشتاد تحقیقاتش را بر روی مغز نخستی‌سان‌ها متمرکز کرد، از سال 1968 اظهار کرده بود که هیچ یک از این پستان داران به جز انسان، توانایی مغزی برای شکل دادن به مکالمات پیچیده را ندارند.

این در حالی است که در دسامبر 2016، تیمی متشکل از زیست‌شناسان شناختی و انسان‌شناس‌ها با استفاده از تجهیزات پیشرفته، آزمایش‌های لیبرمن را تکرار کردند. تِکامسه فیچ که زمانی از دانشجویان لیبرمن بود هم در این تیم تحقیقاتی حضور داشت؛ اما نکته‌ی اصلی در تکرار آزمایش، افزودن تصاویر اشعه ایکس از میمون‌های رزوس زنده، در هنگام غذا خوردن یا سروصدا کردن، بود. بارت دِ بوئر (Bart de Boer)، از نویسندگان تحقیق سال 2016 و یکی از متخصصان تکامل گفتاری دانشگاه وریج بروکسل، در همین رابطه می‌گوید:

در این آزمایش داده‌های بیشتری در مقایسه با حالتی که از قالب‌های گچی یا سیلیکونی استفاده شده بود، به دست آمد. این اطلاعات نشان دادند که مجاز صوتی میمون رزوس قابلیت تولید رنج بیشتری از صداها را دارد.

این محققان با استفاده از 99 عکس اشعه ایکس از گلوی میمون رزوس، فضای سه بعدی گلو و دهان حیوان را شبیه‌سازی کردند و با بررسی جریان هوا در این فضا، گستره‌ای فرضی از اصوات گفتاری که میمون‌ها تولید می‌کنند را به دست آوردند. بر طبق این اطلاعات، نتیجه شد که پتانسیل آوایی میمون رزوس هشت برابر بیشتر از آن چیزی است که در سال 1969، اعلام شده بود.

پاسخ به یکی از معماهای تکامل؛ چرا میمون ها نمی‌توانند حرف بزنند؟

دانشمندان به کمک مدل شبیه‌سازی شده جمله «آیا با من ازدواج می‌کنی؟» را از دهان میمون رزوس ابراز کردند. کلمات تولیدشده غیرمعمول و شبیه به صدای شخصیت «گالوم» از سری فیلمهای ارباب حلقه‌ها بودند؛ اما در عین حال با شنیدن صوت، شنونده به خوبی از منظور مطلع می‌شد.

از همه مهم‌تر اثبات شد که میمون رزوس قادر به تلفظ حروف صدادار «اَ»، «اِ»، «آ» و «ای» است. بوئر در همین رابطه اظهار کرد که رنج صداهایی که پیش از این توانایی تولید آن‌ها به میمون‌ها نسبت داده می‌شد، بسیار محدود بوده است و برای یافتن سر منشا به وجود آمدن توانایی صحبت کردن در سیر تکامل باید تحقیقات آینده را بر روی تکامل شناختی متمرکز کرد. بر طبق صحبت‌های بوئر بازخوردها و نظرات‌ دریافت شده از طرف متخصصان تکامل (به جز لیبرمن)، در مورد نتایج تحقیق، مثبت و دلگرم‌کننده بوده‌اند. او در ادامه می‌گوید:

در سال‌های گذشته ایده‌ی مهم‌تر بودن نقش توانایی‌های ادراکی نسبت به شکل آناتومی صوتی، در میان متخصصان تکامل بیشتر موردتوجه قرار گرفته بود.

این در حالی است که لیبرمن از مقاله‌ی سال 2016 به عنوان سلسله اشتباهاتی که به منظور گمراهی مسیر علم انجام شده‌اند، یاد کرد و نتایج به دست آمده را به‌عنوان تاییدی بر تحقیقات خود قلمداد نمود. طبق اظهارات او گفتار شبیه‌سازی شده نشان می‌دهد که میمون‌ها قادر به تلفظ حرف «ای» کشیده، مانند کلمات دیدن یا پریدن، نیستند و حروف صدادار «او» و «آ» را هم به سختی تلفظ می‌کنند؛ ای کشیده در میان حروف صدادار جایگاه ویژه‌ای دارد و بر اساس مطالعات انجام‌شده، سایز مجرای صوتی افراد را می‌توان برای اساس ای کشیده‌ای که تلفظ می‌کنند، تخمین زد.

لیبرمن می‌گوید که صدای ای کشیده به سادگی قابل تشخیص است و تنها یک راه برای تلفظ آن در مجرای صوتی انسان وجود دارد. این در حالی است که حروف صدادار دیگر را به روش‌های مختلفی می‌توان تلفظ کرد. برای تلفظ این حرف صدادار انسان‌ها زبان خود را به سمت بالا و جلوی دهان جابجا می‌کنند و در عین منقبض کردن فضای جلوی دهان، حفره‌ای به نسبت ده به یک را بر روی حنجره ایجاد می‌کنند. اما نخستی‌سانان دیگر مانند میمون‌ها به دلیل صاف بودن زبان، قادر به این کار نیستند. همچنین، با شنیدن تلفظ ای کشیده افراد می‌توانند طول مجرای صوتی گوینده را تخمین بزنند و از منظور طرف مقابل با خبر شوند.

پاسخ به یکی از معماهای تکامل؛ چرا میمون ها نمی‌توانند حرف بزنند؟

بوئر با قبول اینکه ای کشیده مختص صحبت کردن انسان‌هاست، اظهار کرد که ممکن است میمون‌ها روش دیگری برای با خبر شدن از سایز مجرای صوتی داشته باشند. فیچ هم می‌گوید که اهمیت ای کشیده هنوز جای بحث دارد و تمامی کارشناسان بر روی جایگاه این حرف صدادار هم‌نظر نیستند. هردوی این دانشمندان در آخرین گزارش خود اهمیت ای کشیده را زیر سوال برده‌اند که این امر از نظر لیبرمن قابل قبول نبوده است. کارشناسان دیگری مانند آنا بارنی (Anna Barney)، مهندس آکوستیک پزشکی از دانشگاه ساوت‌همپتون انگلستان هم با نظر بوئر و فیچ موافق هستند.

لیبرمن در جدیدترین اظهارنظر خود در مورد مقاله‌ی فیچ، به نقل قولی از چارلز داروین در مورد وضعیت مخصوص و نسبتا خطرناک نای انسان در هنگام غذا خوردن اشاره کرده است؛ طبق صحبت‌های لیبرمن نخستی‌سانان دیگر چینش آناتومی متفاوتی دارند و به همین دلیل، رنج اصوات تولیدی توسط انسان بیشتر است. البته این مزیت گفتاری احتمال خفگی در هنگام غذا خوردن را هم افزایش می‌دهد.

بوئر در جواب می‌گوید که هدف اصلی اثبات این موضوع بود که شکل مجرای صوتی میمون‌ها مانع گفتار ابتدایی و بدوی این موجودات نمی‌شود؛ بنابراین ممکن است که توانایی‌های گفتاری قبل از تغییر سیستم حنجره و در زمانی که اجداد ما مجرای صوتی شبیه به میمون‌ها داشتند، شکل گرفته باشد.

بحث بر سر این موضوع هم چنان ادامه دارد، اما مهم‌ترین نکته تلاش دانشمندان برای روشن‌تر کردن مسیر تکامل انسان است که از طریق رقابت و تحقیقات آکادمیک و به صورت اصولی و علمی صورت می‌گیرد.

[ad_2]

لینک منبع

اندروید قاتل ویندوز فون است نه اپل!

[ad_1]

در مقاله‌ای ما به مرگ ویندوز فون پرداختیم و در آنجا آیفون را مقصر دانستیم. اما حالا به ابعاد تازه‌ای دست پیدا کردیم که نشان می‌دهد قاتل ویندوز فون در واقع اندروید گوگل است.

اینک به ما ثابت شده است که ویندوز فون به استثنای تعداد کمی از دستگاه های مجهز به ویندوز 10 موبایل، دیگر مرده است. اما بر روی سنگ قبر این پلتفرم علت مرگ به دروغ نوشته شده است؛ در واقع اندروید باعث و بانی این کار بوده است نه اپل و استیو جابز افسانه‌ای!

اپل همه چیز را در حوزه موبایل تغییر داد، اما در سال‌های پر هرج و مرج پس از عرضه، فرصت بسیار بزرگی وجود داشت که می‌توانست به یک جایگزین همیشگی در بازار تبدیل شود. مایکروسافت قصد داشت آن جایگاه را از آن خود کند، اما این گوگل بود که پیش‌قدم شد. ما در پست اول به مناسبت دهمین سالگرد عرضه آیفون های اپل در مورد آنچه که برای گوشی های هوشمند رخ داده بود صحبت کردیم. همین قضیه باعث شد تا ما عمیق‌تر به رخداد‌های پیش از ورود آیفون نیز گذری بزنیم. ورود آیفون باعث شد تا برخی از نقل قول‌های خنده‌دار از سوی کسانی منتشر شود که اکنون هیچ جایگاه ثابتی ندارند. جیم بالسیلی مدیرعامل وقت بلک بری آن زمان عنوان کرد: «از لحاظ نوع تغییر برای بلک بری، من فکر می‌کنم که آن اغراق آمیز است». اد کالیگن مدیرعامل پالم به حالت تمسخر عنوان کرد «طرفداران کامپیوتر هیچگاه چنین چیزی را نمی‌خواهند» و استیو بالمر مدیرعامل وقت مایکروسافت نیز در آن زمان حرف جنجالی را زد که شاید اگر کمی بیشتر در موردش فکر می‌کرد، هیچگاه آن را به زبان نمی‌آورد. وی در یک مصاحبه معروف با تمسخر آیفون اپل اپل اعلام کرد «این نمی‌تواند مشتریان را متقاعد کند، زیرا فاقد یک کیبورد است».

اندروید قاتل ویندوز فون است نه اپل

نخستین نسخه ابتدایی گوشی گوگل پیش از انقلاب اندروید

پس از تمامی این اظهارنظرهای جنجالی، تمامی این مدیران اجرایی تلاش کردند (که البته شکست خوردند) تا واکنش درستی را در برابر آیفون نشان دهند. بلک بری نرم افزارهای اضافی را بر روی پلتفرم سال‌خورده خود نصب کرد و تلاش کرد تا یک نمایشگر همراه با یک دکمه غول پیکر ایجاد کند. پالم این کار را با webOS انجام داد اما نتوانست پشتیبانی شرکت‌های مخابراتی را دریافت کند و محصولات آن‌ها نیز به اندازه کافی خوب نبودند تا بتوانند توجه مصرف کنندگان را جلب کنند.

 

پاسخ مایکروسافت به آیفون، ویندوز 6.5 بود که یک هک بر روی سیستم عامل قدیمی آن‌ها بود و به طور کامل برای دیوایس های لمسی طراحی نشده بود. پس از آن ویندوز فون 7 که یک راه اندازی مجدد قابل تحسین با ایده‌های طراحی جدیدی بود.‌ با این حال خیلی دیر شده بود و سرگردان بود. ویندوز فون 8 وضعیت بدی را به دست آورد و بعد از آن که باعث فریب خوردن و به تبع آن عصبانیت شدید طرفداران مایکروسافت شد، آن‌ها متوجه شدند که نمی‌توانند با دستگاه‌هایشان ارتقا نرم افزاری را دریافت کنند. وضعیتی که دقیقا برای ویندوز فون 10 نیز رخ داد، اگرچه آن زمان کم‌تر مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت. فراموش نکنیم که مایکروسافت در آن زمان نوکیا را خریداری کرد و با نام تجاری بزرگترین و معتبرترین گوشی ساز جهان سعی بر آن داشت تا نبض بازار را در دست بگیرد؛ یک کار بسیار جذاب! در حالی که مایکروسافت هیچ مزیتی نداشت، به شدت ادعا می‌کرد که تمامی تحرکاتش ربطی به آیفون ندارد. در واقع دشمن واقعی آن‌ها شرکت دیگری بود که پیش از عرضه آیفون، برنامه ریزی‌های مایکروسافت را به خود اختصاص داده بود. مطمئنا آن شرکت گوگل بود که البته می‌خواست جای آیفون را بگیرد. گوگل هدف همیشگی مایکروسافت بود.

پنجره‌ی پیش روی کمپانی گوگل زمانی که اندروید را ساخته بود، به نوعی با دعوای قانونی آن‌ها با شرکت اوراکل در سال 2012 بر سر جاوا بود. موضوعی که خود به جنگی طولانی تبدیل شد و در حال حاضر نیز به طور قطع مشخص نیست که تقصیر کار کدام یک از این دو شرکت هستند. در زیر مصاحبه‌ای کوتاه با مدیرعامل وقت شرکت گوگل، اریک اشمیت (Eric Schmidt) در مورد ایجاد اندروید را می‌توانید بخوانید.

هنگامی که اندروید آمد و آقای رابین بر روی صندلی خود نشست، آیا استراتژی تجاری در مورد آنچه که اندروید می‌تواند انجام دهد وجود داشت؟

اشمیت: بله

آیا می‌توانید اعتراف کنید که آن چه بود؟

اشمیت: خاطرم است که استراتژی در طول سال نخست توسعه یافت، ساخت یک پلتفرم در بین سال‌های 2000 الی 2006 بود که آزاد و مجزا از برخی دیگر محدودیت‌های این صنعت بود و در واقع جایگزین مناسبی برای بازیگران اصلی آن زمان بود.

بنابراین ایده ما این بود که اگر چیزی را به طور کامل آماده‌ی ارائه داشتیم، ارزش بسیار زیادی را برای مشتریان مهیا کند؛ آن می‌تواند یک پلتفرم بزرگ باشد و خیلی سریع رشد کند. این‌ها تماما برنامه‌هایی بود که به واقع رخ داد.

در آن زمان ما کاملا در مورد محصولات مایکروسافت نگران بودیم. هرچند اکنون سخت است درک آن، اما در آن زمان بسیار نگران بودیم که استراتژی گوشی های هوشمند مایکروسافت موفق شود. این درست است که بازیگر اصلی صنعت موبایل در آن زمان نوکیا بود، شرکتی که صاحب یک سیستم عامل به نام Symbian بود و ما را نگران کرده بود.

این‌ها تماما پیش از معرفی آیفون و انقلابی که شکل گرفت رخ داده است.

قطعا سخت است اگر حالا ترسی که گوگل از ویندوز فون داشته است را بتوانید درک کنید. پس از همه این‌ها، ما می‌دانیم که آیفون همه چیز را در صنعت موبایل تغییر داد و سایر شرکت‌ها نیز پس از آن به بازسازی سیستم عامل خود پرداختند. در واقع این قضیه همراه اندروید اتفاق افتاد. اندی رابین، پدر پلتفرم اندروید نیز این سیستم عامل را زمانی که نخستین آیفون رونمایی شده بود، ارتقا بخشید.

اما در این دادگاه بیایید برای دومین بار به اشمیت بازگردیم. چیزی که او و دیگر مدیران گوگل را نگران کرده بود، با فکر به این که کاربران موبایل همچنان به جستجو در گوگل نیازمند هستند مطمئن شده بودند و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده بودند. او به وضوح متوجه شد که در نهایت یک پلتفرم نرم افزاری است که می‌تواند بسیاری از تولیدکنندگان را به ساخت گوشی های هوشمند وا دارد و گوگل نیز دقیقا همین را می‌خواست. گوگل به جای آن که به مایکروسافت و نوکیا و هر کس دیگری برای باز گذاشتن سیستم عاملشان اعتماد کند، فقط رو به جلو حرکت کرد و خود این کار را انجام داد. پس از آن بود که هر کسی اجازه داشت بدون هزینه و به صورت رایگان از پلتفرم اندروید استفاده کند و این در حالی بود که مایکروسافت همچنان ویندوز فون را تحت پوشش خود داشت.

اندروید قاتل ویندوز فون است نه اپل

T Mobile ، نخستین گوشی اندرویدی

در واقع قاتل ویندوز فون اندروید است که به بازار عرضه شد. مدت زمان زیادی مایکروسافت به عنوان یک رقیب جدی برای آیفون بود (تا سال 2010 می‌توان گفت). در آن زمان اندروید تنها 2 سال داشت و ورایزن نیز تنها یک سال بود که دروید را می‌فروخت. در آن زمان با وجود اختلاف بسیار زیادی که آیفون در بازار با سایر رقبا داشت، شرکت‌های مخابراتی آمریکایی هنوز قدرت تعیین برندگان و بازندگان این صنعت را نداشتند. در حالی که تنها شرکت AT&T به فروش آیفون مشغول بود، سه شرکت دیگر ایالات متحده همچنان در مورد محصولات رقابتی خود تصمیم نگرفته بودند. اما ورایزن قصد داشت به یک پادشاه در بین شرکت‌های مخابراتی آمریکایی تبدیل شود. در سال 2008، این شرکت بر روی گوشی بلک بری استورم دست گذاشت که شکست عظیمی را برای این شرکت به همراه داشت. یک سال بعد، ورایزن به دنبال چیز دیگری در اطراف خود می‌گشت تا با کمپانی AT&T بتواند به رقابت بپردازد. پالم نتوانست ورایزن را متقاعد به انتخاب ویندوز فون 7 کند تا سرانجام اندروید به این کمپانی بیاید.

 

قاتل ویندوز فون با برنامه‌های خود مایکروسافت به موفقیت رسید

پس از آن بازار به حد خیلی زیادی ساده شد. به طور مثال نوکیا کاملا از صحنه محو شد و پالم و بلک بری و سایر رقبا نیز به حدی اشتباه داشتند که از اشتباهات آن‌ها می‌توان یک کتاب قطور نوشت. اما به راستی در دنیای موبایل، هیچ چیزی به بزرگی ویندوز فون وجود ندارد. هر چیزی که باعث موفقیت اندروید شد، دقیقا مواردی بود که مایکروسافت در ابتدا سعی در انجام آن داشت. این تنها چیزی است که مایکروسافت آن را نادیده گرفت: آن‌ها پلتفرم خود را آزاد نگذاشتند تا خیلی زود دیر شود!

[ad_2]

لینک منبع

بررسی میزان تولید خودروهای شاسی بلند در ایران در سال گذشته

[ad_1]

امروزه بازار شاسی بلندها و کراس اوورها، رونق بسیاری پیدا است. در این مطلب، آمار تولید خودروهای شاسی بلند در ایران در سال گذشته را بررسی خواهیم کرد.

هیوندای سانتافه، شاسی بلند محبوب کره‌ای در سال 95، صدرنشین بازار بلندقامتان کشورمان شد. شرکت‌های تولیدکننده داخلی نیز در سال گذشته، پا به پای شرکت‌های واردکننده پیش رفتند و با تولید خودروهای شاسی بلند در ایران ، با محصولات وارداتی رقابت کردند. هر چند خودروهایی که در کشورمان تولید می‌شوند، همگی از محصولات آسیایی و عموما چینی هستند و نمی‌توان آن‌ها را با خودروهای محبوبی مانند تویوتا راو 4 یا هیوندای سانتافه مقایسه کرد اما همین محصولات نیز رونق خوبی به بازار خودرویی کشورمان بخشیده‌اند.

در یازده ماه نخست سال 1395، در مجموع تعداد 54 هزار و 341 دستگاه خودروی شاسی بلند یا کراس اوور در کشورمان تولید شد که نسبت به سال 94، رشد 49.9 درصدی را تجربه کرد. در این میان، خودروی چینی جک اس 5 که در کرمان موتور تولید می‌شود، با تولید 18 هزار و 745 دستگاه در صدر این جدول قرار دارد و چری تیگو 5 مدیران خودرو نیز در رده دوم جای گرفته است. تیگو 5، بیشترین رشد سالانه تولید را تجربه کرد و آمار تولید آن نسبت به سال 1394، بیش از هفت برابر شد. کمترین میزان تولید و رشد نیز به خودروی چینی لندمارک اختصاص دارد که در سال گذشته تنها یک دستگاه از آن تولید شد.

در جدول زیر، آمار تولید خودروهای شاسی بلند در ایران را در سال 1395 مشاهده می‌کنید. قابل ذکر است که خودروهای چانگان سی اس 35، ام وی ام ایکس 22 و بی وای دی اس 6 در همین سال گذشته به بازار ایران راه یافته‌اند و به همین دلیل درصد رشد سالیانه آن‌ها در این جدول منظور نشده است.

آمار تولید خودروهای شاسی بلند در ایران – 1395

رتبهخودروشرکت تولیدکنندهمیزان تولید (دستگاه در سال)درصد رشد سالیانه تولید
1جک S5کرمان موتور18 هزار و 745افزایش 39.8 درصدی
2چری تیگو 5مدیران خودرو13 هزار و 836افزایش 679.5 درصدی
3لیفان X50کرمان موتور5 هزار و 157افزایش 27 درصدی
4ام وی ام X33مدیران خودرو4 هزار و 724کاهش 27 درصدی
5چانگان CS35سایپا3 هزار و 679
6هایما S7ایران خودرو3 هزار و 4افزایش 404 درصدی
7لیفان X60کرمان موتور2 هزار و 237کاهش 71.9 درصدی
8سوزوکی گرند ویتاراایران خودرو2 هزار و 223افزایش 93.8 درصدی
9ام وی ام X22مدیران خودرو587
10گریت وال M4دیار خودرو93کاهش 40.8 درصدی
11بی وای دی S6کارمانیا55
12لندمارکبهمن موتور1کاهش 99.8 درصدی

[ad_2]

لینک منبع

ششمین انقراض جمعی زمین در حال وقوع است؛ دانشمندان هشدار جدی دادند

[ad_1]

انقراض دایناسورها در حدود 66 میلیون سال پیش، آخرین انقراض جمعی (Mass Extinction) اتفاق افتاده در طول تاریخ است؛ اما اخیرا محققان به دنبال هشدارهای پیشین، از آغاز ششمین انقراض بزرگ زمین خبر داده‌اند.

وقتی در کلاس‌های درس صحبت از پدیده‌ی انقراض می‌شود، به دانش آموزان در مورد موجوداتی که دیگر بر روی زمین زندگی نمی‌کنند و جاندارانی که نسلشان در خطر است، آموزش داده می‌شود؛ اما به ندرت پیش می‌آید که آموزگاران در آموزش خود از مثالی مانند انقراض جمعی ششم زمین که در حال وقوع است، استفاده کنند. این پدیده قبلا پنج بار دیگر هم رخ داده و در هرکدام از این دفعات، اکثریت گونه‌های روی زمین را به کام مرگ کشیده است.

بر اساس مقاله‌ی چاپ‌شده در ژورنال PNAS در 10ام جولای 2017، جمعیت گونه‌های مختلف جانوری بر روی سیاره با چنان سرعتی در حال کاهش است که پژوهشگران از عبارت «نابودی بیولوژیکی» برای توصیف اتفاق در حال وقوع، استفاده کرده‌اند. در این مقاله آمده است:

50 درصد حیواناتی که زمانی بر روی زمین زندگی می‌کردند، اکنون از بین رفته‌اند.

اما نابودی کلی نسل گونه‌ها مهم‌ترین دغدغه‌ی موجود نیست؛ بر طبق مطالعات انجام‌شده، پدیده‌ی «انقراض جمعی محلی» بر انقراض کامل گونه‌ها ارجحیت دارد. این پدیده که به صورت از بین رفتن گونه‌های جانوری در برخی مناطق خاص رخ می‌دهد، باعث کاهش جمعیت حیواناتی که هنوز جزو موجودات رو به انقراض نیستند، می‌شود. پدیده‌ی مذکور از نشانه‌های انقراض جمعی به حساب می‌آید و ثابت می‌کند که ششمین انقراض بزرگ زمین در حال وقوع است.

کاهش جمعیت جهانی

در مقاله‌ی چاپ‌شده، پژوهشگران 27 هزار و 600 مهره‌دار که فقط نیمی از گونه‌های شناخته‌شده هستند را موردبررسی قرار دادند؛ شواهد نشان می‌دهند که جمعیت بیش از 30 درصد این گونه‌ها رو به کاهش بوده و جمعیت محلی این حیوانات در مناطق خاص، رو به انقراض است. البته آمار کلی برای بسیاری از جانوران هنوز نگران‌کننده نیست.

در این پژوهش اظهار شده که نگرانی اصلی، انقراض جمعی محلی است؛ ناپدید شدن گونه‌های خاص و ضروری از اکوسیستم هر منطقه باعث به وجود آمدن اثری روبه رشد و مخرب در کل سیستم می‌شود. همانطور که در مطالب وب سایت The Atlantic هم به آن اشاره شده است، با نابودی جمعیت‌های بزرگ حیوانات، جمعیت‌های کوچک‌تر باقی‌مانده بیشتر به خطر انقراض نزدیک خواهند شد.

به عنوان مثال، اگر فیل‌ها از تمامی پارک‌های ملی آفریقا به جز یک پارک، ناپدید شوند، فعالیت‌هایی چون گسترش تخم گیاهان و باز کردن راه برای حیوانات کوچک‌تر که توسط این فیل‌ها، در بخش‌های مختلف قاره انجام می‌شود، متوقف خواهد شد. این اتفاق می‌تواند با از بین رفتن گیاهانی که برای تکثیر دانه‌هایشان به فیل‌ها وابسته‌اند، اکوسیستم قاره را تغییر دهد و حیواناتی که از این گیاهان تغذیه می‌کنند را منقرض کند.

جدیدترین هشدار زیست‌محیطی: ششمین انقراض جمعی زمین در حال وقوع است!

انقراض جمعی گونه‌های گرده‌افشان مانند زنبورعسل، به صورت محلی، آثار مخرب‌تری دارد؛ چرا که درختان و بوته‌های میوه به این گرد افشان‌ها وابسته‌اند. اگر این نوع گیاهان به دلیل کاهش جمعیت زنبورها از بین بروند، حیوانات و انسان‌هایی که به میوه‌ی آن‌ها وابسته‌اند تحت تاثیر قرار می‌گیرند. البته، با اینکه پژوهش انجام‌شده بر روی حشرات متمرکز نبود، واضح است که انقراض جمعی شامل حیوانات دیگر، به جز مهره‌داران هم خواهد شد.

پژوهشگران در این مقاله اظهار کرده‌اند:

با از بین رفتن جمعیت مهره‌داران، شبکه‌های پیچیده‌ی بومی حیوانات، گیاهان و میکروارگانیسم‌ها هم آسیب خواهند دید. این امر نشان می‌دهد که با وجود کمبود نشانه‌های گسترش بحران موجود خارج از قلمرو مهره‌داران، انقراض جمعی این گونه‌ها باعث افزایش اثرات فاجعه‌آمیزی بر روی اکوسیستم‌ها می‌شود و نابودی طبیعت را تسریع می‌کند.

لازم به ذکر است که دلیل اصلی این اتفاق به انسان‌ها مربوط می‌شود؛ با افزایش جمعیت انسان‌ها در مناطق مختلف جهان، زیستگاه حیوانات مورد تهدید قرار گرفته، گونه‌های مهاجم گسترش یافته‌اند و شکار بی‌رویه جمعیت موجودات خشکی‌زی را به شدت کاهش داده است. همچنین، بیش از 90 درصد آبزیان شکارچی بزرگ از بین رفته‌اند، آلاینده‌های مختلف در طبیعت منتشر شده‌اند و بخش بزرگی از جنگل‌های جهان نابود شده‌اند.

به علاوه، از آغاز عصر صنعت فعالیت‌های مختلف انسانی باعث آزاد شدن گازهای گلخانه‌ای در اتمسفر شده است. این گازها تاکنون اصلی‌ترین دلیل کاهش جمعیت حیوانات نبوده‌اند، اما انتظار می‌رود که در آینده، ششمین انقراض بزرگ زمین به واسطه‌ی انتشار آن‌ها غیرقابل بازگشت باشد. در مطلبی مرتبط که در مجله‌ی نیویورک (New York) به چاپ رسیده، اینگونه نوشته شده است:

زمین تاکنون پنج انقراض جمعی را ترجمه کرده است که هرکدام تقریبا تمام سوابق تکامل صورت گرفته بر روی زمین را پاک کرده‌اند. این وقایع ساعت سیاره‌ای را باز نشانده‌اند و همانند اتفاقی که هم اکنون در حال وقوع است، یعنی ششمین انقراض بزرگ زمین، قیاسی مناسب از آینده‌ی اکولوژیکی پیش روی ما هستند. شاید در کلاس‌های درسی به شما آموزش داده شود که وقایع پیشین به واسطه‌ی برخورد اجرام آسمانی با زمین رخ داده‌اند؛ اما حقیقت این است که تمامی انقراض‌ های جمعی به جز نابودی نسل دایناسورها، در اثر تغییرات به وجود آمده در آب‌وهوا، به واسطه‌ی وجود گازهای گلخانه‌ای، اتفاق افتاده‌اند.

جدیدترین هشدار زیست‌محیطی: ششمین انقراض جمعی زمین در حال وقوع است!

آیا ششمین انقراض جمعی زمین را می‌توان متوقف کرد؟

پژوهشگران با چاپ این مقاله و لحن هشدارآمیز خود نشان دادند که ششمین انقراض بزرگ زمین، تاکنون به چه اندازه پیشرفت کرده است. کارشناسانی که در مبحث انقراض جمعی تخصص دارند هم بر اهمیت موضوع تاکید کرده‌اند.

داگ اِروین (Doug Erwin)، از دیرینه شناسان موسسه اسمیتسونین، در مصاحبه‌ای با وب سایت The Atlantic گفته است که اگر در اواسط وقوع چنین اتفاقی باشیم، توقف آن غیرممکن است؛ البته آمار نشان می‌دهند که انقراض جمعی ششم زمین به تازگی آغاز شده و تا رسیدن به مراحل بعدی آن هنوز فرصت باقیست.

با وجود اختلاف نظرهای جزئی، کارشناسانی چون اروین و پژوهشگران مقاله‌ی چاپ‌شده به اتفاق معتقدند که ششمین انقراض بزرگ زمین در صورت عدم انجام اقدامات سریع و موثر توسط بشر، متوقف نخواهد شد. برای این کار باید تلاش‌های محلی در جهت حفظ جانوران و زیستگاه‌ها، در کنار اقدامات جهانی برای جلوگیری از بالا رفتن دمای زمین بیش از حد مجاز، صورت پذیرد.

کلام آخر را هم از پژوهشگرانی که مطالعات مربوطه را انجام داده‌اند، نقل‌قول می‌کنیم:

لازم است که تاکید کنیم، ششمین انقراض جمعی زمین در حال وقوع بوده و فرصت برای توقف آن بسیار محدود و در حد دو یا سه دهه است. تمامی وقایع از کاهش هرچه بیشتر تنوع زیستی در آینده خبر می‌دهند و تصویر پیش رو از زندگی گونه‌های جانوری، به خصوص انسان، بسیار نگران‌کننده و ملال‌آور است.

[ad_2]

لینک منبع